انتقاد تحلیل گفتمان

انتقاد تحلیل گفتمان

6.5. انتقاد‌های وارد بر رویکرد‌های تحلیل گفتمان‌ و سیاق سخن در ترجمه

الگوهای تحلیل گفتمان در میان بسیاری از نظریه‌های ترجمة با گرایش زبان شناختی محبوبیت فراوانی یافته و به مثابه راهی مفید برای حل و رفع معنی و ساختار زبانی متن به کار می‌رود. با وجود این، کسانی چون فیش (64- 59: 1981)  به الگوی هالیدی تاخته‌اند زیرا، الگوی مذکور در مقوله‌بندی دستور زبان بیش از حد پیچیده است و نیز در انطباق یک به یک (one- to- one matching) ساختار با معنی متن، ظاهرا تغییرناپذیر می‌باشد. این مسئله می‌تواند موجب شود تا الگوی مذکور برای فائق آمدن بر تنوع تفسیر‌های احتمالی آثار ادبی، خصوصا آثار ادبی تجربی، به چالش برخیزد. بنابراین، بعضی افراد (مثلا، فاولر، 96/ 1986، و سیمسون، 1993) رویکرد به اصطلاح «جعبه ابزاری» (toolkit) یا «همه‌کاره» را برگزیده‌اند که نرمش‌پذیری بیشتری دارد و عناصری را به خدمت گرفته‌اند که ظاهرا مفیدتر از بقیه هستند و در عین حال دارای موضوعاتی از نقد ادبی نیز می‌باشند.

تا جایی که به الگوی هاوس مربوط است، گوت این سوال را مطرح می‌کند که ایا ممکن است منظور نویسنده و نقش متن مبداء را بتوان بار دیگر از تحلیل سیاق سخن به دست آورد. حتی اگر این امر امکانپذیر باشد، اساس الگوی هاوس آن است که «ناهمخوانی‌های» (mismatch) میان متن مبداء و مقصد آشکار شوند. با این همه، در عین حال که ناهمخوانی‌ها نشانگر خطاهای ترجمه هستند، اما این امکان وجود دارد که دیگر راهبرد‌های ترجمه نظیر تصریح یا جبران (compensation) موجب بروز خطاهای مذکور بشوند. چندان هم معلوم و مشخص نیست که الگوی هاوس به چه شیوه می‌تواند موارد اخیر را تفسیر کند.

چارچوب تحلیلی نظریه‌های ترجمه که در این فصل شرح داده شدند در واقع بر محور زبان انگلیسی استوارند. این چارچوبها در مورد سایر زبان‌ها، خاصه در بحث تحلیل ساختارهای اطلاعاتی و مضمونی، مشکل ساز می‌شوند. گروهی از زبان‌های اروپایی، مانند پرتغالی و اسپانیایی را که آرایش کلمات تغییرپذیرتر و وجوه فعلی نهاد تصریفی (subject- inflected) دارند، باید به شکل دیگری تحلیل کرد. این مشکل زمانی وخیمتر می‌گردد که بخواهیم تحلیل گفتمان تقابلی را بر زبان‌های غیراروپایی تحمیلی کنیم، زیرا ساختار مفهومی (conceptual structure) این زبان‌ها اساسا با هم تفاوت دارند.

بی‌گمان تفاوت‌های زبانی نشانه تفاوت‌های فرهنگی نیز هستند. ونوتی (21: 998) منتقدی است که رویکرد‌های زبان شناسی مدار را بسان القای «الگوی سنت‌گرای ترجمه می‌داند که بی‌جهت نقش [ترجمه] را در تغییر و نوآوری فرهنگی محدود می‌کند.» و برای نمونه، وی اندرز‌های گرایس را بررسی می‌کند (بخش 6.3.3.) و آن‌ها را به دلیل روش تیید سلاست و راهبرد «غرابت زدایی» مورد انتقاد قرار می‌دهد. ونوتی می‌پندارد اندرز‌های یاد شده فقط برای ترجمة رشته‌های کاملا مشخصی، مثل متون فنی یا اسناد حقوقی، مناسب هستند. بیکر، خود از جهت گیری فرهنگی اندرزهای یاد شده آگاه است:

«ادرزهای گرایس بر حسب ظاهر مفاهیمی را به طور مستقیم بیان می‌کنند که این مفاهیم در عالم انگلیسی زبانان ارزشمند تشخیص داده شده‌اند.، مفاهیمی مانند اصالت، ایجاز، و ربط»

(بیکر، 237: 1992)

هتیم و میسون تلاش زیادی به خرج می‌دهند تا مفهومی هالیدی‌گرا از فرهنگ و ایدئولوژی را به تحلیل ترجمه‌شان وارد سازند و در کتابشان، «مترجم، رابط است» (هتیم و میسون، 64- 143: 1997) فصلی را به ایدئولوژی اختصاص داده‌اند. یافته‌های این دو بسیار راهگشا هستند، با این که آنان انواع متون (مکتوب و شفاهی) را تحلیل می‌کنند، اما توجه‌شان هم در واژه‌شناسی و اصطلاحات و هم در پدیدار‌های بررسی شده (مانند انتخاب واژگان و انسجام زبانی و تعدی و دگرگونی سبک و میانجیگری (higher- level) مترجم) در دایرة زبان شناختی دور می زند مطالعه موردی زیر، با استفاده از رویکرد‌های تحلیل گفتمان که در فصل حاضر ارائه شده‌اند، از روش یاد شده پیروی می‌کند تا دو فیلم مختلف را بررسی نماید.

مطالعات موردی

مطالعه موردی 1

این مطالعة موردی فیلم آلمانی «معمای کاسپارهاورز» (این فیلم در سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز نمایش داده شد- م) (1974) ساختة ورنر هرتسوک را بررسی می‌کند. این فیلم با معرفی مکتوبی آغاز می‌شود که از بالای پردة نمایش به پایین حرکت می‌کند (خانه 6.1). در خانه 6.2، ترجمة معکوس (mediation) معقولی ارائه شده است. ترجمة انگلیسی اصلی که یک به یک درد و خط ظاهر شده‌اند، پایین صفحه را اشغال نموده و در خانه 6.3 ارائه گردیده‌اند.

الگوی هاوس در مورد ارزیابی کیفیت متن مبداء و مقصد نشان می‌دهد که زمینة بحث، مشابه و یکسان است یعنی هر دو متن مربوط به داستان پسری فقیر هستند که در شهر N پیدا شده است. با این حال، در کل اطلاعات داده شده ناهمخوانی‌هایی به چشم می‌خورند. مثلاً در متن انگلیسی، نام این پسر به ما گفته نمی‌شود و این که چگونه سخن گفتن را آموخته و هنگامی که در خواب بوده چگونه غذا به درون سرداب آورده می‌شده، و سرانجام اینکه «معمای پیدایش او» کاملا لاینحل می‌ماند.

تا جایی که به شیوة بیان مربوط است، داستانی مشابه وجود دارد، یعنی متن را در هر دو مورد برای خواندن، نوشته‌اند، اما شیوة بیان نمایش تفاوت دارد. زبان انگلیسی به نوبت در دو خط بر قسمتی از زبان آلمانی منطبق شده است. برای آن که این محدودیت بصری بسیار مهم را ملحوظ کنیم، جملات را کوتاه کرده‌ایم. جمله آلمانی شمارة 3 حاوی مجموعه‌ای بند‌های وابسته (back- translation) نقل قول غیرمستقیم است و طول آن مفهومی از رسمیت را نشان می‌دهد که مناسب مضمون موضوع و الگوهای گفتاری اوایل سده نوزده در این فیلم می‌باشد. این جمله اساساً در متن مقصد حذف می‌شود. بنابراین، جمله‌های انگلیسی از نظر نحوی، کمتر تغییر می کنند اگرچه شرح مضمونی جمله‌های آلمانی 1 و 3 و 5 که در ان‌ها قید زمان در اولین جایگاه قرار دارد، عملا در انگلیسی منعکس شده‌اند. انسجام زبانی سطح بالا (subordinate clause) نیز در ترجمة مستقیم از دست می‌رود.

حذف نام کاسپارهاوزر احتمال کمی دارد که تأثیر چندانی در متن داشته باشد، زیرا این تصور وجود دارد که مخاطب متن مقصد می‌تواند آن را به سادگی از عنوان فیلم یا از صحنه‌های آغازین فیلم دریابد. در ضمن، استفاده از لغت Ratsel (معّما) در جمله آلمانی 6 در ترجمه از دست می‌رود با وجود این، لغت enigma در عنوان انگلیسی فیلم ظاهر می‌شود.

خانه 6.1.

1. Am pnugstsonntag des Jahres 1828 wurde in der Stadt N. ein verwahrloster Finding aufgegriffen, den man später Kaspar Hauser nannte.

2. Er konnte kaum gehen und sprach nur einen einzigen Satz.

3. Später. als er sprechen lernte, berichtete er. er sei zeit seines Lebens in einem dunklen kellert-och eingesperrt gewesen, er habe keiner/ei Begriff von der Welt gehabt und nicht gewußt, baß es außer ihm noch andere Menschen gäbe, weil

man ihm das Essen hereinschob, während er schlief.

4. Er habe nicht gewußt, was ein Haus. ein Baum, was Sprache sei.

5. Erst ganz zuletzt sei ein Mann zu ihm heriengekommen.

6. Das Rätsel seiner Herkunft ist bis heute nicht gelöst.

خانه 6.2.

1. On Whit Sunday in the year 1828 in the town Of N. a ragged founding Was picked up who later called Kasper Hauser.

2. He could scarcely walk and spoke only one sentence.

3. Later,when he learnt to speak,he reproted he had been locked up for his whole life in a dark cellar, he had not had any contact at all with the world and had not known that outside there were other people, because he had food slung in to him. while he slept.

4. He did not know what a house, a tree, what language was.

5. Only right at the end did a man visit him.

6. The enigma of his origin has to this day not been solved.

خانه 6.3.

1. One Sunday in 1828 a ragged boy was found abandoned in the town of N.

2. He could hardly walk and spoke but one sentence.

3. Later he told of being locked in a dark cellar from birth.

4. He had never seen another human being, a tree, a house before.

5. To this day no one knows where he came from-or Who set him free.

 

ناهمخوانی‌هایی در فحوای متن وجود دارند که از غیرترجمه بودن وجه شرطی آلمانی در نقل قول غیرمستقیم پس از berichtete (‘he told of…’) ناشی می‌شود. لغات آلمانی gabe و habe و sei و غیره یا حذف می‌شوند و یا با جمله‌ای خبری ترجمه می‌شوند (مثل he had never seen another human being). از سوی دیگر، مشخصه‌های میان فردی محکمتری با دو واژة پرسشی (who و where) و یک مورد منفی no noe در جملة پایانی متن مقصد انگلیسی وجود دارند. با وجود این، مطلب اخیر از جنبه‌ای دیگر می‌تواند از سوی مترجم و راهبرد شناخته شدة جبران باشد، و نیز ناشی از جمله شمارة 5 متن مقصد باشد که عنصری از وابستة دستوری را به متن می‌افزاید که به وسیله وجه شرطی متن آلمانی فراهم آمده است. مفهوم کلی ناهمخوانی‌ها در واقع مسئله جبران را در نظر نمی‌گیرد.

نتیجة این تحلیل حکایت از متن مقصدی دارد که هاوس آن را ترجمة «علنی» می‌خواند. زیرنویسی فیلم، مثالی واضح و روشن از ترجمة علنی است، چون در سرتاسر فیلم لغات ترجمه شده از راه چشم به مخاطب متن مقصد می‌رسند. با وجود این، به دلیل شیوه‌ای که متن مبداء مکتوب و کوتاه فوق را مورد جرح و تعدیل قرار داده، صحیح‌تر آن است که بگوییم این یک روایت یا ترجمه‌ای فشرده و مختصر است.

مطالعة موردی 2

این مطالعه موردی،‌ترجمة انگلیسی فیلم فرانسوی «تنفر» (1995) ساخته ماتیوکاسو ویتز را که موفق به دریافت جایزه شد، مورد بررسی قرار می‌دهد. فیلم در واقع داستان تلخ سه جوان است که در منطقة فقیرنشین پاریس زندگی می‌کنند و محیط خشن آنان را به تصویر می‌کشد. لهجة فردی (یا گویش اجتماعی (sociolect) که اساسا گفتاری طبقاتی است) این سه جوان نشانة هویتی است که آنان برای خود ساخته‌اند، هویتی ستیزه جویانه، آکنده از زبان عامیانه و حرف‌های رکیک و اغلب همراه با اندکی انسجام زبانی این مسئله، فقر و تنگدستی محیط پیرامون و نیز جوانی آن سه را نشان می‌دهد. بدین ترتیب، گویش اجتماعی در میان این سه دوست نیز معیاری را تحقق می‌بخشد که هتیم و میسون (103: 1997) در مورد گفتمانی نشان دادند که مستلزم توجه دقیق در ترجمه می‌باشد.

رسمیت مفرط زیرنویس این فیلم گرایش به آن دارد که بر بازآفرینی (reproduction) الگوهای گفتاری بسیار غیررسمی تحمیل شود. با این حال، مترجمان کوشیده‌اند اندکی از تأثیر مشخصه‌های دستوری- وآژگانی را بازآفرینی کنند که شامل ارزیابی وجوه اسمی pigs و bastards (به معنی police) و dickhead و wanker (به معنی idiot) می‌باشد. با این همه، در متن مقصد این گرایش وجود دارد که طرح‌ای دستوری متن مقصد به حال طبیعی در آیند و همین مسئله باعث می‌شود که انسجام زبانی بیشتر و طرح‌های مضمونی متعارفی به وجود آیند. پس ، متن مبداء je lui aurais mis une balle… BAAAAAAp! [یعنی I’d have put a bullet in him…ZAAAAAAP!] به جملة رسمی و از نظر دستوری، پیچیدة If Hurbert hadn’t been there, I’d have shot him تبدیل می‌شود. به دشواری می‌توان تصور کرد که جوانان انگلیسی زبان از وجه امری مودبانه talk nicely! به جای Tu ne parles pas comme ca! [در اصل به معنی You don’t talk like that ] یا از عبارتی منفی که نحوی صحیح دارد، مانند He didn’t do anything (به جای He ain’t done noting/ nuffin’/ nowt’) استفاده کنند.

عنصر پویای زبان که هتیم و میسون مورد توجه قرار داده‌اند، در اینجا به وسیلة مترجم نادیده گرفته شده یا کاهش یافته است. افزایش انسجام زبانی و کاهش برخی از واحد‌های واژگانی ارزشمدارانه (evaluative) و میان فردی بدان معنی است که هویتی که گویش اجتماعی متن شخصیت اصلی فیلم در برابر جهان پیرامون ایفا می‌کند، مبهم و نامشخص است.

بحث دربارة مطالعات موردی

این مطالعات مختصر نشان داده‌اند که چگونه تحلیل سیاق سخن و گفتمان می‌توانند توضیح دهند که متون به چه ترتیبی معنا را می‌سازند. الگوی هاوس شاید عمدتا به منظور کشف «خطاها» در یک متن مقصد مکتوب رسمی طرح شده باشند. تحلیل مثال فیلم کاسپار هاوزر بسیاری از این ناهمخوانی‌ها را روشن ساخت، اما لزوما دلایل بازنویسی تازة آن را مشخص نمی‌کند. دلایل مورد اشاره احتمالا مربوط به محدودیت‌های غیرعادی نمایش هستند، مثل تعداد لغاتی که می‌توانند هماهنگ و مناسب با پردة نمایش باشند، با نیاز به واضح و خوانا بودن لغات متن مقصد وقتی که بر متن آلمانی منطبق می‌شوند، و احتمالا نظریات سفارش دهنده در مورد این که چه چیزی برای تماشاچیان متن مقصد قابل قبول خواهد بود.

مطالعة موردی مختصر فیلم تنفر، توان بالقوة رویکرد تحلیل انعطاف‌پذیر هتیم و میسون را نشان می‌دهد. تحلیل معناشناسی گفتمان و دستور واژگانی سخنان شخصیت‌ها می‌تواند ساختار گویش اجتماعی آنان را نیز شرح دهد. اولین یافته‌های مربوط به ترجمه طرح‌های دستوری رسمی در فیلم ظاهرا اظهارنظرهای هتیم و میسون را تأیید می‌کنند که راجع به دشواری‌ها و مشکلاتی هستند که عنصر پویای ارتباط در پیش روی مترجمان قرار می‌دهد. گویش اجتماعی پرخاشگرانه شخصیت‌ها آشکارا محیط اجتماعی- فرهنگی‌ آنان را منعکس می‌سازد، با این حال همین گویش دستخوش دگرگونی‌هایی در متن مقصد می‌گردد. با وجود این، تندی گفتار در بسیاری مواقع به نوار صدای فیلم انتقال یافته است، هر چند مخاطب متن مقصد نمی‌تواند لغات را درک کند. این مسئله در واقع ماهیت پیچیدة ترجمه فیلم را به همراه داده‌های سمعی و بصری آن نشان می‌دهد که تحلیل گفتار متن بنیاد (text- based) باید سعی کند آن را توضیح دهد و تبیین نماید.


مطلب بعدی: فصل هفتم

می‌توانید به فصل ششم مراجعه کنید و بقیه‌ی قسمت‌های آن را ببینید و انتخاب کنید:

کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی

می‌توانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیه‌ی فصول کتاب را ببینید:

کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی

جدیدترین ها

مطالب مرتبط