بهطور کل، همآیندها دارای الگوهای نسبتاً انعطافپذیری در زبان هستند که باعث گوناگونی و تنوع آنها میشود. برای مثال، a letter has been delivered, delivey of a letter, deliver a letter و having delivered a letter همگی همآیندهای قابل قبولی هستند. افزون بر این، اگرچه معنای یک کلمه اغلب بستگی به این دارد که چه کلماتی همراه آن کلمه میآیند، بااینحال میتوان گفت که آن کلمه دارای معنای مستقل در یک همآیند است.
بنابراین، dry cow به معنای گاوی است که شیرش خشکشده است. ما هنوز هممعنای خاصی را که با کلمه dry در این همآیند مربوط است، میتوانیم تشخیص دهیم، و این موضوع در مورد cow (= ماده گاو) نیز صدق میکند، یعنی «حیوان اهلی که به خاطر شیرش نگهداری میشود.» اصطلاحها و عبارات ثابت از یک یا دو وجه از همآیندها متفاوت هستند: انعطافپذیری الگوبندی، و شفافیت در معنا. در حقیقت اصطلاحها و عبارات ثابت، الگوهای ثابت زبان هستند که ازنظر صورت هیچ تغییری نمیکنند و در مورد اصطلاحها میتوان گفت که اغلب معنایی را محمول هستند که از کلمات مستقل آنها، نمیتوان آن معنا را استخراج کرد.
اصطلاحی مانند bury the hatche0074 (به معنای «دوستی را از سر گرفتن» و «کدورتهای گذشته را از یاد بردن») و یا اصطلاحی مانند the long and the short of it (به معنای «اصل مطلب»، «اصل مسئله») هیچ تغییر ساختی و صوری را در شرایط معمول برنمیتابد. مگر این که نویسنده/ گوینده خودآگانه و برای لطیفه ساختن یا بازی با کلمات تغییراتی انجام دهد. در غیر این صورت معمولاً نویسنده/ گوینده هیچیک از موارد زیر را انجام نمیدهد:
1- ترتیب کلمات در اصطلاح را تغییر دهد (برای مثال، “the short and the lon of it”) (علامت ستاره در بالای هر ساخت زبانی، نشاندهنده غلط بودن یا غیردستوری بودن آن است.م.)؛
2- یک کلمه از اصطلاح را حذف کند (برای مثال، “spill beans”)
3- کلمهای بهاصطلاح بی افزاید (برای مثال، “face: the very long and short of it the classical music”)؛
4- کلمهای را جایگزین کلمه دیگر کند (برای مثال “the tall and the short of it bury a hatchet”)؛
5- ساخت دستوری اصطلاح را تغییر دهد (برای مثال “the music was faced”).
عبارات ثابت، همچنان چه از نام آنها نیز مشخص است، (از قبیل having said that Ladies and Gentlemen, as a matter of fact و all the best) و همچنین ضربالمثلها مثل practice what you preach و waste not want not تغییر صورت و ساخت را نمیپذیرند یا تغییر در آنها بسیار اندک است.
ولی عبارات ثابت، برخلاف اصطلاحها و ضربالمثلها، اغلب دارای معانی نسبتاً شفافی هستند. معنای as a matter of fact را میتوان بهسادگی از معنای کلمات سازنده آن فهمید، درصورتیکه معنای اصطلاحی مانند pull a fast one یا fill the bill را نمیتوان. ولی بهرغم شفاف بودن معنای عبارات ثابت، معنای یک عبارت ثابت یا ضربالمثل چیزی بیش از مجموع معانی کلمات آن است.
بهعبارتدیگر، کل عبارت باید بهعنوان رساننده معنی در نظر گرفته شود. این موضوع در مورد هر الگوی ثابت و تکرارشوندهای در زبان صادق است. یک عبارت ثابت ذهن خواننده/ شنونده را با گسترهای از معانی مرتبط با بافتهای خاص که در آن، آن عبارت مورداستفاده قرارگرفته، برمیانگیزد. و دقیقاً همین مشخصه است که در پس استفاده فراوان از عبارات ثابت و نیمه ثابت در هر زبانی وجود دارد. این عبارات، وجوه کلیشهای تجربه را در خود خلاصه کرده و درنتیجه نقش تثبیت کردن را در برقراری ارتباط عهدهدار میباشند.
الگوهای موقعیتی یا مختص یک سیاق سخن (از قبیل Further to your letter of … Merry Christmas, Many happy returns) و yours sincerely مثالهای خوبی از این نقش تثبیتکننده هستند و موقعیت و شأن خاصی را که یک عبارت ثابت میتواند در برقراری ارتباط داشته باشد، نشان میدهد.
می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم
می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی . اصطلاحها، عبارات ثابت، و جهت ترجمه را بخوانم