1- اشتراک
مفهوم اشتراک در ترجمه متن ادبی
مفهوم اشتراک به شباهتهای میان دو زبا مبدأ و مقصد از جهات واژگانی، نحوی و معنایی اشاره دارد و دربر دارندة عناصری از متن مبدأ است که در جریان ترجمه به عناصری نظیر در زبان مقصد تبدیل میشود. ترجمة این عناصر مشترک عمدتاً نوعی جایگزینی عناصر واژگانی، نحوی و معنایی با عناصر نظیر در زبان مقصد است. به مثال زیر توجه کنید:
”What are they?” I asked.
“Science has not yet determined,” he replied, undoubtedly having learned the phrase by rote. “They were found,” he continued in the same phony tone, “in 1895 by Louis Pradier, Municipal councillor and knight of the Logion of Honour,” and his trembling finger indicated the photograph.
پرسیدم: «اینها چه هستند؟»
پاسخ داد: «علم هنوز معلوم نکرده است.» بیشک این عبارت را طوطیوار حفظ کرده بود. با همان لحن تصنعی به حرفش ادامه داد: «لویی پرادیه، عضو شورای شهر و شوالیه لژیون دونور» و با انگشتی لرزان به عکس اشاره کرد، «اینجا را در سال 1895 پیدا کرد.»
(فرزانه طاهری، ترجمة داستان کوتاه «بازدید از موزه»، مجلة کیان، شماره 46)
در مثال فوق در سطح واژگان در غالب موارد تناظر یک به یک بین متن اصلی و متن ترجمه شده وجود دارد، اما در سطوح دیگر، مثلا در سطح نحو، هر چند در مواردی اشتراک وجود دارد، مثل ترجمة ماضی نقلی به ماضی نقلی (علم هنوز معلوم نکرده است)، در ترجمه تغییراتی به وجود آمده است. برای مثال «پرسیدم» قبل از جملة نقل شده آمده، یا دو مورد جملة مجهول در ترجمه به جملة معلوم تبدیل شده، یا جای عبارت and his tembling … در ترجمه عوض شده است. در سطح معنایی نیز صفت «طوطیوار» هر چند از لفظ rote برمیآید، در ترجمه به نحوی بارزتر مشخص شده است. در ترجمة متن فوق، مترجم تمامی علایم سجاوندی را به ترجمه منتقل کرده است، بنابراین در سطح علایم سجاوندی نیز در تمامی موارد تناظر یک به یک بین متن الی و ترجمه وجود دارد.
عناصر مشترک از متنی به متن دیگر، و از مترجمی به مترجم دیگر، فرق میکنند. عنصری لغوی، یا نحوی یا معنایی که در ترجمة متنی خاص عنصری مشترک به حساب میآید، در ترجمة متنی دیگر لزوماً چنین نیست. هر چمله حاوی عناصر واژگانی، نحوی و معنایی است و لذا اشتراک ممکن است در هر یک یا در تمامی سطوح واژگانی، نحوی و معنایی دیده شود. به عبارت دیگر، جملات متن اصلی و ترجمة آنها ممکن است در یک سطح، مثلا در سطح واژگان، شبیه باشند، اما در سطح نحو یا در سطح معنا شبیه نباشند. در غالب ترجمهها، به خصوص در ترجمههای ادبی، درصد موارد مشترک به مراتب بیشتر از موارد غیرمشترک است، و روشی که مترجم برای ترجمة متنی خاص در نظر میگیرد بر درصد موارد مشترک یا متناظر تأثیر میگذارد.