چون نظریهپردازان نمای کارکردی جمله، جایگاه جمله را بهعنوان تنها ملاک برای تعیین حالت مبتدایی به عناصر جمله در نظر نمیگیرند، پس دو صورتبندی از یک پیام واحد میتواند تحليل مبتدایی یکسانی داشته باشد. برای مثال جمله In China the book received a great deal of publicity و جمله The book received a great deal of publicity in Chira به یک صورت مورد تحلیل قرار میگیرد.
یعنی عبارت In china در هر دو جمله، خير محسوب خواهد شد (مگر اینکه از تکیه برای نشان دادن تفاوت در حالت مبتدا/ خبر استفاده شده باشد). این را با رویکرد هالیدی مقایسه کنید که در آن عبارت In China در جمله دوم، خبر و در جمله اول مبتدای نشاندار محسوب میگردد.

همچنین این بحث پیش میآید که در نظریه نمای کارکردی جمله نمیتوان اختصاصاً راجع به «مبتدای نشاندار» صحبت کرد، چون تولید یک مبتدای نشاندار با قرار دادن عنصری در جایگاه آغازین جمله بر این فرض قرار دارد که آن جایگاه آغازین برای مبتدا نگهداشته شده است.
وجود ساختهای نشان دار و بینشان در نمای کارکردی جمله
بااینوجود، نظریهپردازان نمای کارکردی جمله اذعان دارند که ساختهای نشاندار و بینشان در هر زبانی وجود دارد. آنها همچنین سعی دارند تا تفاوت برحسب مبتدا/ خبر را توضیح دهند، اگرچه توضیحات آنها تا حدودی متفاوت از رویکرد هالیدی است.
طبق گفتههای زبان شناسان پراگ از قبیل متسیوس و فیرباس، بهطور خیلی خلاصه میتوان چنین گفت که ماهیت تعامل اینگونه است که ترتیب معمول و بینشان عناصر پیام همان مبتدا + خبر است. آسانتر است پیامی را فهمید که اول نهاد را میگوید و سپس چیزی درباره آن نهاد میگوید تا اینکه برعکس. ویل (1844، در کتاب فیرباس، 1974 موردبحث قرار گرفته است) یکی از پیشگامان این رشته مطالعاتی، چنین مطرح کرد که حرکت از مفهوم اولیه نهاد جمله (= مبتدا) به هدف گفته (= خبر) نمایانگر حرکت خود ذهن است.
ترتیب عاطفی نشاندار چیست؟
پس سازماندهی پیام به توالی مبتدا + خبر نمایانگر ترتیب بینشان و عادی است. او بعدها چنین پیشنهاد میکند که آن توالیهایی از عناصر که از ترتیب عادی تخطی میکنند، در واقع رخ میدهند و او یک سازماندهی خبر- مبتدایی پیام را «ترتیب عاطفی (pathetic order)» نامید. ترتیب عاطفی، نشاندار است؛ عملکرد آن بهنوعی انتقال عاطفه و احساسات است.
برای مثال، این ترتیب عاطفی میتواند تقابلی یا متناقض باشد. پس جملهواره انگلیسی Well – publicized the book was در هر دو زبانشناسی هالیدیای و مکتب پراگ، نشاندار محسوب میگردد. باوجوداین، زبانشناس طرفدار هالیدی این جملهواره را بهصورت توالی مبتدای جلوآمده + خبر تحلیل میکند، در صورتی که زبان شناسان طرفدار مکتب پراگ آن را بهصورت توالی خیر – مبتدا.
پس آنچه در اینجا داریم در توضیح گوناگون از ویژگی سازماندهی نشاندار جمله از یک پیام است. رویکرد هالیدیای آن را برحسب جلوآمدگی عنصری برای مبتداسازی آن توضیح میدهد. رویکرد زبان شناسان پراگ آن را برحسب معکوس کردن توالی مبتدا – خبر، برای منظور ترجمه آنچه مهم است این است که هردوی این تحلیلها این نوع توالی را نشاندار میدانند.