«ناپیدایی» اصطلاحی است که ونوتی به کار گرفته تا موقعیت و کار مترجم را در فرهنگ آنگلو آمریکایی امروز توصیف کند. ونوتی این ناپیدایی و چگونگی به وجود آمدن آن را اینگونه تلقی میکند:

1- خود مترجمان همواره دوست دارند تا برگردانی روان به زبان انگلیسی به دست دهند تا متن مقصدی «خواندنی» و مصطلح پدید آید، و در نتیجه توهم وضوح مطالب ایجاد گردد.
2- ضمنا متون ترجمه شده، مثل همیشه، در فرهنگ مقصد خوانده میشوند
توضیح ونوتی در رابطه با ناپیدایی
«متن ترجمه شده، خواه نثر باشد خواه شعر، تخیلی باشد یا غیرتخیلی، زمانی مقبول قضاوت اکثر ناشران منتقدان، و خوانندگان قرار میگیرد که روان و سلیس باشد، که با وجود فقدان هر گونه ویژگی زبانی با سبکی قابل فهم باشد و ظاهری داشته باشد، که شخصیت یا مقصود نویسنده خارجی یا معنی درونی و بنیادین متن خارجی را منعکس سازد- به بیان دیگر، ظاهری که ترجمه را در واقع نه ترجمه، بلکه متن اصلی بنمایاند.»
مفهوم رایج نویسندگی
ونوتی مهمترین عامل در این مورد را مفهوم رایج نویسندگی میداند، ترجمه، اقتباسی قلمداد شده که کیفیت و اهمیتی ثانوی دارد. پس، عرف زبان انگلیسی از زمان دریدن عمل ترجمه را کتمان کرده است، به طوری که حتی امروز نیز «ترجمهها به ندرت به عنوان شکلی از دانش ادبی تلقی میشوند.»
در ادامه بخوانید: غرابت زدایی و بیگانه سازی از دیدگاه ونوتی