اریش استینر: «یک ارزیای سیاقمدار ترجمه» در کتاب ویراستۀ اریش استینر: متون ترجمه شده: ویژگیها، گونهها، ارزیابیها. انتشارات پیتر لانگ، 2004، صفحات 5- 44.
این متن پیشنهاد استفاده از نظریۀ سیاق سخن به منزلۀ ابزاری مفید برای ارزیابی ترجمه را ارائه میدهد. هستۀ مفهومی سیاق سخن همانا ارتباط بین مختصههای «بیرونی» متن و مختصات درونی آن است.
یعنی ارتباطی بین متن و نمایش زبان شناختی آن از یک سوء و واقعیت فرازبانی که از سویی دیگر به نمایش میگذارد.
ارزیابی ترجمه حوزه ای است که در آن رشتههای گوناگونی سهم جالبی داشتهاند… آنچه میخواهیم در اینجا اضافه کنیم، رویکرد جامع دیگری نیست، بلکه کندوکاوی از یک ابزا تحلیلی، یعنی «سیاق سخن»، برای ارتباط دادن نظاممند زبان، بافت، و متن است. مایلیم چنین ادعا کنیم که جهت گیری کلی نظری برخی از رویکردها به ارزیابی ترجمه هر چه که میخواهد باشد، همواره ا یک رویکرد نظریه مدار برای ارتباط دادن این سه پارامتر [یعنی زبان، بافت، متن] بهره میجویند- چیزی که نمیتوان به عنوان یک واحد خودکار در نظر گرفت، البته اگر تلاشهای گاه و بیگاه برای ارتباط دادن فهرستهای نسبتاً ضعیف ویژگیهای موقعیتی و همچنین ویژگیهای ضعیف واژگانی- دستوری را در نظر داشته باشیم.
نظریۀ سیاق سخن… به منزلۀ یک نظریۀ بافتِ موقعیت و یک نظریۀ مربوط به گوناگونی زبان شناختی در درون چنین بافتهایی نباید به عنوان دیدگاه دیگری از گونۀ متنی و زبان شناختی که در رقابت با نظریههای دیگر برای همان موضوع مفهومی است، در نظر گرفته شود. در عوض این نظریه، دیدگاهی است که به لحاظ نظری بر اساس بافتِ موقعیت، چگونگی ورود زبان به آن، و این که چه ارتباطهای نظاممندی برای دستور- واژگان زبانهای طبیعی… وجود دارد، قرار دارد.
آیا فکر میکنید ایدههای ارائه شده در این متن سازگار با ایدههای مطرح شده در متن شماره 12 باشد؟
آیا نویسندۀ این متن اصلاً با انتخابهای فردی مترجم در ترجمهاش کاری دارد؟
دیدگاههای ارائه شده در این متن با کدام اصول ارزیابی ارائه شده در فصل 4 سازگار است؟
شما در حال مطالعه قسمتی از بخش دوم کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه هستید. میتوانید به بخش دوم بروید و فهرست و جزییات مطالب آن را ببینید:
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
میتوانید به فهرست کتاب بروید و بقیه بخشها و فصول آن را ببینید و مطالعه کنید:
بخش دوم کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه