از نظر گرایس ارتباط سالم و کامل چهار شرط دارد (گرایس، 1975). این شرطها عبارتند از: 1) کمیت 2) کیفیت 3) ربط 4) شیوة بیان. چنانچه این چهار شرط رعایت شود، شنونده یا خواننده، مشروط بر اینکه اصل همکاری را رعایت کند، به راحتی خواهد توانست منظور گوینده یا نویسنده را درک کند و به پیام ارسالی پاسخ دهد.
- کمیت. همان قدر بگوییم که لازم است. نه کم و نه بیش. مثلاً اگر کسی در خیابان از ما بپرسد که ساعت چند است و ما در پاسخ بگوییم «هفت و پنجاه دقیقه و هشت ثانیه و نیم» اصل کمیت را رعایت نکردهایم، هر چند حرفی کاملاً «دقیق» زدهایم.
- کیفیت. گفتههای ما باید راست باشد یا دست کم خودمان به راست بودن آن باور داشته باشیم. برای مثال، اگر بنویسیم «برخی از کتابفروشان تهران کتابهای خود را از کرة مریخ وارد میکنند» اصل کیفیت را نقض کردهایم.
- ربط. حرفی که می زنیم باید مربوط به موضوع باشد. شعر معروف «کلنگ از آسمان افتاد و نشکست- وگرنه من کجا و بیوفایی» نمونة بارز مطلبی است که عناصرش با هم مرتبط نیست. یا اگر در پاسخ سؤال «هوا چطور است؟» بشنویم «من مدتی است دکتر نرفتهام» حرف بیربطی شنیدهایم.
- شیوة بیان. گفتار یا نوشتار باید نظم داشته باشد. جملة «مقاله را در آن نوشتم و دفترچهای خریدم، به مغازه رفتم.» مفهوم نیست زیرا شیوة درستی برای بیان ندارد. صورت درست آن این است، «به مغازه رفتم و دفترچهای خریدم و مقاله را در آن نوشتم.»
گرایس میگوید اگر بپذیریم که اصل همکاری برقرار است، و به عبارت دیگر هیچ گوینده یا نویسندهای قصد آزار شنونده و خوانندهاش را ندارد و نمیخواهد مخاطبش پیام او را تحریف شده دریافت کند، انحرافهای موجود در گفته یا نوشته را باید معنیدار تلقی کنیم. به سخن دیگر، بسیار گفتهها و نوشتهها وجود دارد که به ظاهر این شرطها به طور کامل در آنها، رعایت نشده اما شنونده یا خواننده هیچ مشکلی در دریافت آنها ندارد. علت این است که شنونده یا خواننده خودش خلأهای درون مطلب را پر میکند. این توانایی در هر انسان طبیعی که بر زبان مسلط باشد وجود دارد. چنانچه این توانایی زبانی نبود هیچ گفته یا نوشتهای را نمیشد درک کرد.
– سلام علی، کجایی؟ (از پشت تلفن)
– شرکتم.
– عباس آقا کاهوهای خوبی داشت.
– من امشب دیر میآیم.
– باشه، پس من خودم میرم میخرم.
در گفتگوی تلفنی فوق که بین زن و شوهر است، زن به شوهر میگوید «عباس آقاکاهوهای خوبی داشت» اما منظورش این است که در راه منزل به اداره دیده که عباس آقا کاهوهای تازهای داشته و اکنون از شوهرش میخواهد که مقداری کاهو بخرد. در حقیقت منظور زن از به کار بردن گفتة فوق خریدن کاهوست، هر چند چنین خواستی به هیچ وجه در جملة فوق دیده نمیشود. شوهر منظور همسرش را میفهمد اما پاسخی میدهد که به ظاهر با خواهش او ارتباط منطقی ندارد. شوهر میگوید «من امشب دیر میآیم.» هیچ دستور زبانی قادر نیست رابطهای بین این دو جمله برقرار کند. با این همه، همسر مجاب میشود. علت مجاب شدن او این است که فضای خالی بین این دو گفته را خودش پر کرده است. به سخن دیگر، او پاسخ شوهر را به این صورت پردازش کرده است: من امشب دیر به منزل میایم و چون عباس آقا مغازهاش را زودتر از برگشتن من میبندد من نمیتوانم کاهو بخرم.
بنابر نظر گرایس، چنانچه شنونده یا خواننده با گفته یا نوشتهای برخورد کند که به ظاهر مربوط به قضیه نباشد، با در نظر گرفتن این اصل که گوینده یا نویسنده هرگز قصد ندارد مخاطب را گیج و منحرف کند،باید به دنبال این باشد که دلیل بیربط بودن مطلب را بیابد. گرایس معتقد است قسمت اعظم ارتباط زبانی از این طریق انجام میشود. به عبارت دیگر، بخش اعظم پیام از طریق مخاطب بازسازی میشود. یوجین نایدا معتقد است که تنها حدود 20 درصد اطلاعات در خود زبان وجود دارد و بقیه را مخاطب با شناخت شخصی جبران میکند. (نایدا در مقالة «جامعهشناسی زبان و ارتاط میان خارجیان» (1993) نشان میدهد که این تنها زبان نیست که به ما اطلاع میدهد. اطلاعات در ذهن ماست و اگر این اطلاعات ذهنی نبود زبان هرگز قادر نبود به ما اطلاع دهد. میگوید زبان نارساتر از آن است که همة حقیقت را بنمایاند. نایدا فعل to run (دویدن) را مثال میآوردو ان را در جاهای مختلف بررسی میکند و میگوید تعریف این فعل در فرهنگها به این صورت آمده است، «جا به جا شدن از طریق حرکت پاها به طوری که هیچ پایی دوباره در همان جای قبلی خودش قرار نگیرد.» سپس توضیح میدهد که اگر مار هم روی زمین حرکت کند از همین فعل to run استفاده میشود. میبینیم که تعریفی که اگر مار هم روی زمین حرکت کند از همین فعل to run استفاده میشود. میبینیم که تعریفی که برای آن دادهاند به حرکت مار نمیخورد. پس معلوم می شود که کلمه همة واقعیت را نمی رساند بلکه حقیقت در جهان خارج است و ما تنها از طریق آگاهی شخصی میتوانیم به معنای کلمات پی ببریم نه از طریق کلمات نایدا میگوید زبان حداکثر 20 درصد اطلاع میدهد و بقیه باید از جاهای دیگر، یعنی از طریق بافت و کلام، حاصل شود نه از طریق زبان. نایدا معتقد است حتی مجلهای که مقالهای در آن چاپ میشود، چنانچه معتبر باشد به ان مقاله حالتی میدهد که خواننده با دیدی خاص آن را میخواند. به عبارت دیگر، مجله بخشی از اطلاعاتی میشود که از مقاله صادر میگردد.)
پیوند و پیوستگی
https://tehrantarjomeh.com/?p=3360
https://tehrantarjomeh.com/?p=3365
پیوند و پیوستگی
https://tehrantarjomeh.com/?p=3366
https://tehrantarjomeh.com/?p=3368
پیوند و پیوستگی