ساخت مبتدایی و تمایز مبتدا – خبر افزون بر کامل کردن مفهوم دستوری بودن با مفاهیم پذیرفتگی و طبیعی بودن میتواند در بیان روشهای سازماندهی و گسترش انواع مختلف متن، مفید باشد.
در این حوزه، بهطور سنتی تأکید زیادی بر روی مبتدا (در مقایسه باخبر) شده است. طبق تعریف مبتدا نمایانگر شروع بحث گوینده یا نویسنده در هر جمله است که چنین مطرح میسازد که نقش سازماندهی آن مهمتر از خبر باشید.
گزینش یک مبتدای متفرد یک جمله خاص در یک متن معین به خودی خود مهم نیست. ولی انتخاب کلی و ترکیببندی مبتداها، بهویژه مبتدای جملههای مستقل، نقش مهمی را در سازماندهی متن و در ارائه ارجاع زمانی برای یک زنجيره خاص از زبان، ایفا میکند. برای مثال، عجیب نیست که بروشورهای مسافرت (حداقل در زبان انگلیسی) دارای ادات مکانی زیادی در موقعیت مبتدا هستند. در بافت مسافرت، مکان یک ارجاع زمانی طبیعی را ارائه میدهد که من را بهعنوان یک کل بتوان سازماندهی کرد.
نمونه ساخت مبتدا در دو زبان:
قطعه زیر برگرفته از کتاب نوشته لوترهو تحت عنوان قهرمانی از صفر نشان میدهد که چگونه یک سری از مبتداهای همگن میتوانند یک ارجاع زمانی و یک روش گسترش برای یک زنجیره خاص از زبان ارائه دهند. این قطعه، در انتهای قسمت پیشگفتار کتاب آمده است. کاربرد زیاد بهعنوان مبتدا کمک میکند تا حسی از تداوم و یک دیدگاه منسجم حاصل شود.

مثال انگلیسی:
I had nothing against his [Fayed’s) being a wealthy commission agent – I had everything against his cheating his way into House of Fraser, helped by Kleinwort Benson and Norman Tebbit.
It was bitter, but funny, to see that Professor Smith had doubled his own salary before recommending the offer from Fayed, and added a pre-dated bonus for good measure.
I saw how Brian Basham of Broad Street Associates and the barrister, Royston Webb, helped venal journalists to turn a sow’s ear into a golden purse, and how that golden purse was well received everywhere that it Opened.
I saw how the well-documented material containing the truth about Fayed that we began to put before the DTI was received in embarrassed silence.
I saw how Leon Brittan, the incoming Secretary of State for Trade, was prepared to say he could find nothing wrong with the matter.
I took my first job in the City in 1936, working for Kittel and Company at 5 Fenchurch Street. I’ve been a director of British public ce thirty-one years. It is the worst thing I’ve ever seen in busines triumph so well, and can even find apologists when they are glad that after two years inspectors were appointed, and that expended 18 months upon investigating the take-over of House of Fraser.
بازتولید عربی:
الگوی بالا را میتوان در بسیاری (ولی نه تمامی) زبانها بازتولید کرد. ترجمه عربی، الگوی خیلی متفاوتی از سازماندهی را اتخاذ میکند:
و لم لكن لدي أي اعتراض على اونه و آیلا بلا عمولة من الأثرياء، ولكني آنت أعارض تمالية له بلاخداع على هاوسن اوف فریزر، بمساعدة الاينوورت بنسون و نورمان تیببیت.
و کان من المؤسف، بل و من المضحک، أن يتمكن البروفسور سمیت من مضاعفة راتبه مرتين قبل أن یتقدم بتوصيته لقبول عرض فاید، و أن يضيف الى ذلك مكافاة يتحدد سلفا موعد حصوله عليها.
و رایت آيف أن بر این باشام المسؤول في برود ستريت اسوشیتس، و المحامي رويستن ويب قد ساعدا الصحفيين المرتشين على تحويل شيء مبتذل الى خزانة ذهبية، و آیف. كانت هذه الخزانة الذهبية تستقبل أحسن استقبال آلما فتحت.
و رأيت آيف أن المواد الحسنة التوثيق التي تشتمل على الحقيقة و الصدق عن فايد، و التي بدأنا تعرضها على وزارة التجارة و الصناعة، آيف أنها بدأت تستقبل بصمت مشوب بلا حرج.
و رأیت آيف أن لبون بریتن وزير التجارة الجديد كان مستعدة للقول بأنه لا يجد أي خطأ في الإجرائات.
لقد شغلت أول وظيفة لي في حي السيتي بلندن ستة ۱۹۳۶، و ذلك عندما التحقت بمؤسسة أيشل و شركاه في 5 فينتشرش ستریت. و منذ ذالك اصبحت مديرة الشركات بريطانية عامة على مدى إحدى و ثلاثين سنة. و من أسوأ ما عرفته في المعاملات الملاية و التجارية أن يفوز الإحتيال هذا الفوز الكبير، و أن يجد من يبرره حتی بعد فضحه. و يسعدني أن تعين لجنة من المفتشين بعد انقضاء سنتين، و أن تقضي هذه اللجنة ۱۸ شهرة للتحقيق في واقعة امتالای مؤسسة هاوس أوف فریزر.
چرا ساخت مبتدایی دو جمله متفاوت است؟
ساخت مبتدایی ترجمه عربی این قطعه، به دلایل زیادی از ساخت مبتدایی متن اصلی فرق دارد.
اول اینکه زبان عربی به ندرت ضمایر مستقل را به کار میبرد چون افعال عربی به لحاظ شخص، شمار، و جنسیت تصریف میشوند. این بدان معنی است که هر ترکیبی از ضمیر + فعل (مثل I took یا I saw) توسط یک فعل تصریفی بهعنوان مبتدا در زبان عربی ترجمه میشود.
مهم است به خاطر داشته باشیم که درست است که افعال تصریفی در زبانهایی مثل عربی، اسپانیولی و پرتغالی (اگرچند ببریم) در واقع متمول اطلاعات یکسانی مثل تركيب ضمير – بهعلاوه – فعل هستند ولی تأثیر قرار دادن آنها در جایگاه مبتدا یکسان نیست. تأثیر یک سری از آنها در جایگاه مبتدا همانند تأثیر یک سری از افعال تصریفی برای اولشخص (مثل ‘took-I’, ‘saw-I’ و غیره) نیست.
تفاوتهای دو زبان:
در اینجا تشخیص دادن یک خط مبتدایی بهوضوح ترکیب ضمیر- بهعلاوه- فعل دشوار است. دوم اینکه ادات منفی عربی در جلوی فعل میآیند و درنتیجه عبارتی مثل I had nothing against بهطور تحتاللفظی ‘not was for me any objection’ میشود که درنتیجه ‘me’ را دوتر از جایگاه مبتدایی هل میدهد. سوم اینکه زبان عربی معادلی برای زمان حال کامل ندارد: یعنی جمله I’ve been a director در عربی بهصورت ‘since then become- I’ ترجمه میشود که درنتیجه یک ادات زمانی در جایگاه مبتدا قرار میگیرد و فعل تصریفی بهطرف خبر کشیده میشود.
کاهش نسبی ارجاع در ساخت مبتدایی
در زیر خلاصهای از کلمات که در جایگاه آغازین در نسخههای انگلیسی و عربی این قطعه آمدهاند، ارائه شده است. ترجمهای تحتاللفظی از مبتداهای عربی برای برجسته کردن کاهش نسبی ارجاع بهواسطه عدم تداول مبتدا، دادهشده است:
: انگلیسی I, I, It, I, I, I, I, I, It, I.
: عربی not – Was , buit – I , Was – it , saw – l , saw – l , saw – l , occupied – I , since then, among the worst saw- I, pleases- me.
با عنایت به اینکه کاهش نسبی ارجاع در نسخه عربی وجود دارد، ولی باید تأکید کرد که این قطعه بهنوبه خود سطح منطقیای از تداوم مبتدایی را دارد.
آنچه به نسخه عربی این مفهوم تداوم را میدهد آن چیزی نیست که در مورد زبان انگلیسی این مفهوم تداوم را با استفاده از یک سری مبتداهای یکسان یعنی I, I, I, …) ایجاد میکند، بلکه مبتداسازی مکرر فرایندهایی است که در افعال، بهویژه ‘saw’ و همچنین ‘occupied’ و’pleases’ بیان میشود.
تحلیل الگوهای زبانی
تلاش در تحلیل زبانهایی که فعل در آنها در اول جمله میآید (مثل زبان عربی بهصورت مدل هالیدی، این حقیقت را مینمایاند که برای برخی از زبانها این نوع از تحلیل ممکن است آن چنانچه برای زبان انگلیسی کارآمد است، عملی نباشد. ولی بلد بودن تحليل مبتدایی زبان انگلیسی (ارزش آن هرچه میخواهد در زبانهای دیگر باشد) در روشن کردن حوزههای معینی از سازماندهی کلام مفید است.
برای مثال، تا آنجایی که قابل اعمال به زبان عربی است، نشان میدهد که یک الگوی خودمحور که در زبان انگلیسی کاملاً عملی و طبیعی است در بسیاری از بافتها باید جایگزین یک الگوی فرایند محور گردد که در زبان عربی غیرطبیعی است.
سه احتمال ساخت مبتدایی که مترجم با آن روبروست:
به نظر من در چنین سطوحی از تحلیل متنی، مترجمان معمولاً با سه احتمال اصلی روبرو هستند:
(الف) ممکن است بفهمید که میتوانید الگوبندی مبتدایی متن اصلی را بدون تحریف کردن متن مقصد، حفظ کنید. اگر عناصر موجود در جایگاه مبتدا در متن مقصد را بتوان به سادگی و به طور طبیعی در جایگاه مبتدا در متن قرار داد، روش بسط این دو متن یکسان یا خیلی مشابه خواهد بود.
ترجمه فرانسوی
قطعه بالا از قهرمانی از صفر توانسته T را بهعنوان مبتدا در تمامی مواردی که در متن اصلی وجود داشته؛ بیاورد و حتی یکی را نیز خودش اضافه کرده است: یعنی بهجای It was bitter, but funny ترجمه فرانسوی تحتاللفظی به این صورت است: ‘I felt bitterness, but also amusement’.
I felt bitterness, but also amusement Je n’avais rien contre le fait qu’il fut un riche agent commissionnė. mai m’élevais fermement contre le fait qu’il ait obtenu House of Fraser escroquerie, aidé par Kleinwort Benson et Norman Tebbit.
Je ressentis de l’amertume, mais aussi de l’amusement, en voyant que le professeur Smith avait doublé son propre salaire avant de recommander l’offre de Fayed, et qu’il avait même ajouté un bonus antidaté pour faire bonne mesure.
Je vis comment Brian Basham de Broad Street Associates et l’avocat. Royston Webb, aidèrent des journalistes mercenaires à transformer un tas de cailloux en un sac d’or, et comment ce sac d’or fut bien accueilli partout où il lait ouvert.
Je vis comment les documents constitués avec sérieux, que nous commencions à présenter au ministère du Commerce et de l’Industrie et qui révélaint la vérité sur Fayed, étaient accueillis par un silence gêné,
Je vis comment Leon Brittan, le nouveau ministre du Commerce et de l’Industrie, était prêt à déclarer qu’il ne trouvait rien à redire sur cette affaire.
J’ai commencé à travailler dans la City en 1936, chez Kittel and Company au numéro 5 de Fenchurch Street. Je suis administrateur de sociétés anonymes depuis trente et un ans. La pire chose que j’ai constatée dans les affaires, c’est la supercherie triomphant si facilement, et trouvant, même lorsqu’elle est démasquée, des apologistes. Je suis heureux qu’au bout de deux ans des inspecteurs aient été nommés, et qu’ils aient passé dix-huit mois à enquêter sur l’acquisition de House of Frasar.
در اینجا خلاصهای از عناصر که در جایگاه مبتدا در نسخه فرانسوی آمده است را مشاهده میکنید:
Je, Je, Je, Je, Je, Je, J’ai, Je, La pire chose, Je.
بنابراین روش بسط متن در هر دو قطعه یکسان است و ترجمه فرانسوی توانسته تا خودستایی موجود در متن اصلی را نشان دهد.
(ب) ممکن است نتوانید الگوبندی مبتدایی متن اصلی را بدون تحریف متن مقصد حفظ کنید
عوامل زیادی وجود دارند که انتخاب و ترتیب مبتداها در ترجمه را محدود میسازند. این عوامل میتوانند دستوری باشند، برای مثال، آوردن فعل در جایگاه مبتدا در زبان انگلیسی غیردستوری است، اگرچه این کار در زبانهای عربی یا اسپانیولی غیردستوری نیست. از سوی دیگر، محدودیت مربوط به قرار دادن
ضمایر مستقل در جایگاه مبتدا در زبان عربی، استوری نیستا، یک ضمير مستقل را میتوان گاه جایگاه مبتدایی و جفت تأکید آورد. ولی آوردن یک سری از ضمایر مستقل در جایگاه مقدار بسیار عادی و غیرطبیعی است.
اگر الگوبندی مبتدایی متن اصلی را نتوان بهطور طبیعی در زبان مقصد از تولید کرد، در آن صورت باید آن را رها کنید. در این صورت باید اطمینان یابید که نسخه مقصد دارای روش بسط خودش است مفهومی از تداوم را بهنوبه خود برقرار میسازد.
(ج) ممکن است دریابید که مدل هالیدی راجع به تحلیل مبتدایی اصلاً قابلاعمال به زبانتر نیست
و یا در مورد برخی از الگوهای جمله مورد اعمال نیست. اگر مورد چنین باشد، ممکن است مدل پراگ را که در بخش 5.2 موردبحث قرارگرفته، مفیدتر بیاید.
هرچه مشکل در اعمال مدل هالیدی راجع به تحلیل مبتدایی به یکزبان خاص وجود داشته باشد بدون در نظر گرفتن اینکه آیا میتوان الگوبندی مبتدایی متن مبدأ را در ترجمه یک خاص بازتولید کرد یک نکته مسلم است؛ مترجمان نباید تأثير انباشتی گزینشهای مبتدایی را در نحوه تعبیر و تفسیر متن دستکم بگیرند. همچنان چه فرایز (135: 1983) میگوید:
اگر مبتداهای اکثر جملات یک پاراگراف عطف به یک حوزه معنایی (برای — مثال، مكان، بخشی از یک شیء، خرد در برابر شانس، و غیره) داشته باشد، در آن صورت آن حوزه معنایی بهعنوان روش بسط پاراگراف در نظر گرفته میشود. اگر هیچ عنصر مشترک معنایی در میان مبتداهای جملات یک پاراگراف وجود نداشته باشد، در آن صورت روش سادهای برای بسط متن مشاهده نخواهد شد.
و این همان دلیلی است که شما باید مجبور به اطمینان یافتن از این نکته شوید که آیا عناصری که در جایگاه اول جمله در متن مقصد و یا در بخش خاصی از متن مقصد خودتان میگذارید، باعث بروز چیزی میشود که میتوان آن را یک روش از بسط متن دانست و میتواند ارجاع زمانی برای آن بخش از متن فراهم آورد.
بخش بعدی کتاب: ساخت مبتدایی- توالیهای نشاندار (marked) در برابر توالیهای بینشان (unmarked)