درآمد صفحه سوم

درآمد صفحه سوم

تفاوت ساختاری و سبکی زبان لاتین و وجود تفاوت‌های فرهنگی میان رومیان و یونانیان، مشکلاتی را در ترجمۀ آثار یونانی به لاتین به دنبال داشت. در این راستا، نظرهایی به‌صورت مکتوب در باب مشکلات ترجمه و راه‌حل‌های مورداستفاده برای آن‌ها، در مقدمه و یا مؤخرۀ متون ترجمه‌شده مطرح شد. این نظرها که در تاریخ ترجمه مبدأ ورود به بحث‌های نظری ترجمه محسوب می‌شوند، به‌طورکلی در راستای دو دیدگاه اساسی در ترجمه‌شناسی یعنی بیگانه سازی و بومی‌سازی قرار دارند. این دیدگاه‌ها بعدها و حتی تا به امروز به‌عناوین‌مختلف از قبیل ترجمۀ مبتنی بر متن مبدأ و ترجمۀ منطبق بافرهنگ و زبان مقصد، ترجمه تحت‌اللفظی و ترجمۀ آزاد یا ترجمۀ محتوایی موردتوجه مترجمان، صاحب‌نظران و متخصصان حوزۀ ترجمه‌شناسی قرار گرفته‌اند.

با ورود مسیحیت به امپراتوری روم و ضرورت ترجمۀ کتب عهد عتیق و عهد جدید از عبری و یونانی به زبان لاتین، باب آراء و نظر‌های جدیدی در خصوص ترجمه گشوده شد. تقدس کتب دینی و لزوم حفظ کلام آسمانی،‌ نوع بیان و نسخ و سیاق وحی ایجاب می‌کرد تا برگردان لفظ به لفظ واژگان و عدم‌تغییر در بلاغت و فصاحت کلام و ساختار جملات، به‌عنوان تنها روش برای ترجمۀ کتاب مقدس مدنظر قرار گیرد. یادداشت‌های مترجمان در خصوص نحوۀ ترجمه که غالباً در پیشگفتار و با پی‌نوشت کتب و منابع ترجمه‌شده آمده است، حکایت از آن دارد که در این دوره برای اولین بار نوع متن از حیث تعلق به متون مذهبی و یا غیرمذهبی، شامل متون ادبی،‌ فلسفی و هنر، به‌عنوان عاملی مؤثر در اتخاذ یکی از دو روش ترجمۀ لفظ به لفظ و یا محتوایی مدنظر قرار گرفته است. هی یرونوموس (Hieronymus) مترجم کتاب مقدس به زبان لاتین، در نامه‌ای که به پاماخیوس (Pammachius) نوشته است، روش خود در ترجمه را این‌گونه شرح می‌دهد : ((من نه‌تنها اعتراف می‌کنم، بلکه آزادانه شهادت می‌دهم که در ترجمۀ متون یونانی – البته به‌غیراز متون کتاب مقدس که در آن‌ها ترتیب واژگان و نحوۀ بیان مطالب از اسرار الهی است – به‌جای برگردان لفظ به لفظ، مفاهیم زبان مبدأ را با مفاهیمی از زبان مقصد جایگزین ساخته‌ام)). (اشتولتسه، 2001، صص 20-19). انجام ترجمه لفظ به لفظ به‌واسطۀ تفاوت‌های زبانی و فرهنگی بین جامعۀ زبانی مبدأ و مقصد مشکلاتی را در درک منظور و مقصود محتوای متون مذهبی برای خوانندگان به وجود آورده بود. به‌عنوان‌مثال در برخی موارد زبان لاتین فاقد معادل معنایی مناسب برای مفاهیم مذهبی بود یا اینکه نحوۀ بیان مطالب به دلیل تأکید مترجم بر حفظ ساختار زبانی متن مبدأ، یا اصول و قواعد زبان لاتین همخوانی نداشت و به همین جهت نیز برای خواننده نامأنوس جلوه می‌کرد. شایان‌ذکر است، ترجمۀ متون مذهبی از پیشینه‌ای بسیار طولانی‌تر برخوردار است، به‌گونه‌ای که قرن‌ها پیش از ترجمۀ‌ انجیل توسط هی یرونوموس، یهودیان یونانی در سال 247 قم در شهر اسکندریه، به ترجمۀ تحت‌اللفظی تورات از عبری به یونانی باستان پرداخته بودند. طبق داستانی که از آن دوران باقی‌مانده است،‌ ترجمۀ این تورات که ((سپتوآگینتا)) (Septuaginta/Septuagint) نام دارد،‌ توسط 72 مترجم در مدت 72 روزبه انجام رسید. این تورات درواقع قدیم‌ترین ترجمه در تاریخ ترجمۀ کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان به شمار می‌آید (رک : یعقوبی، 1384، صص 28-29، دایرة‌المعارف بروک هاوس، ذیل ((Septuaginta)) و در فارسی بیشتر تحت عنوان ترجمه هفتادی شهرت دارد (ترجمۀ هفتادی یا ترجمۀ‌ هفتاد، کهن‌ترین ترجمه یونانی کتاب عهد قدیم،‌که آن را ترجمه اسکندرانی نیز می‌خوانند. داستان منشأ‌ آن این است که بطلیموس دوم فیلادلفوس،‌ پادشاه مصر (246-285 ق‌م)،‌ از کاهن بزرگ اورشلیم خواست که 70 (یا 72، یعنی 6 تن از هریک از قبایل 12 گانۀ یهود) نفر را برای ترجمۀ کتاب شریعت یهود به زبان یونانی به اسکندریه بفرستد…. نخستین قسمتی که بنا بود ترجمه شود اسفار خمسه بود، و پس‌ازآن کتاب‌های انبیاء، و در آخر کار مکتوبات (یعنی باقی نوشته‌های عهد عتیق). آخرین قسمت‌ها ظاهراً در قرن اول ق‌م ترجمه شد، و بعضی از قسمت‌ها که در کتب دینی رسمی فلسطینی یا عبری یافت نمی‌شود، مانند حکمت سلیمان،‌ بعدها الحاق شد (رک: دایره المعارف فارسی،‌ ذیل ((ترجمۀ هفتادی))).

توجه به ترجمه به‌عنوان عاملی جهت غنای زبان و فرهنگ،‌خاص دوران روم باستان نبود. با آغاز قرن هشتم میلادی و نیز در سده‌های پس‌ازآن، آلمانی‌ها باروی آوردن به ترجمۀ‌ آثار مذهبی، فلسفی و ادبی لاتینی، اقدام به غنای زبان و فرهنگ خویش کردند. راهبان و کشیشان دیرها را می‌توان نخستین مترجمان این دوره به‌حساب آورد. اگرچه هدف از ترجمۀ متون در ابتدا به کمک به راهبان جهت یادگیری بهتر زبان لاتین بود، اما ترجمه‌های انجام‌شده طی دوره‌ای 400 ساله، به‌تدریج مفاهیم و اصطلاحات متعددی را از حوزۀ مذهب، فلسفه و ادبیات وارد زبان آلمانی کرد و بدین ترتیب ضمن افزایش غنای زبان آلمانی،‌ زمینه را برای خلق آثار ادبی به این زبان فراهم ساخت. به همین جهت در ترجمۀ متونی که طی قرون 11 تا 14 میلادی از زبان لاتین به زبان آلمانی صورت گرفته است، بیشتر به‌جای برگردان لفظ به لفظ به جنبۀ ((برداشت آزاد و پردازش)) (Freie Bearbeirung) موضوعات پرداخته شده است. به‌عبارت‌دیگر، مترجمان با افزودن توضیحات بیشتر و حذف برخی مطالب و یا تفسیر مفاهیم و اصطلاحاتی که ازنظر فرهنگی برای مخاطبان نامأنوس بودند، تغییرات اساسی را در متن ترجمه‌شده ایجاد می‌کردند. این نوع ترجمه‌ها درواقع در راستای روند مهمی است که از اواسط قرن 11 میلادی تا اواسط قرن 17 در عرصۀ تاریخ فرهنگ، ادبیات و زبان آلمانی روی داد و بعدها موجب استقلال این زبان از زبان لاتین شد. (رک : کولر، 1997، ص 63)  پیدایش ((مکتب وین))، (Wiene Schule) نقطۀ عطف دیگری در تاریخ ترجمه محسوب می‌شود. بر اساس مکتب وین، که از اواخر قرن 14 میلادی تا نیمۀ اول قرن 15 تداوم داشت، متونی که از زبان لاتین به زبان آلمانی ترجمه شدند، در قالب دودستۀ کلی تقسیم می‌شوند‌ : گروه اول ترجمه‌هایی هستند که در راستای دیدگاه بیگانه سازی در ترجمه قرار دارند و ازنظر سبک و سیاق به متن اصلی نزدیک شده‌اند. این شیوه در جامعۀ‌ادبی آلمان، اصطلاحاً ((لاتین‌سازی)) (Lateinisieren) نام گرفته است. گروه دوم برخلاف گروه اول ازنظر قواعد زبانی و شیوه و قالب بیان با اصول و قواعد رایج در زبان آلمانی یعنی زبان مقصد انطباق دارد. در این راستا، به‌منظور تفهیم بهتر مطالب برای مخاطبان زبان مقصد، متن اصلی به هنگام ترجمه بعضاً دستخوش تغییرات اساسی شده است. این تغییرات عمدتاً شامل توضیحات تکمیلی مترجم، حذف و یا پردازش برخی مطالب و یا توضیح مفاهیم و اصطلاحات می‌باشند. شیوۀ اخیر در انطباق با دیدگاه دوم در ترجمه یعنی بومی‌سازی متن ترجمه‌شده قرار دارد و در زبان و فرهنگ آلمان از آن اصطلاحاً تحت عنوان ((آلمانی‌سازی)) (Verdeutschen) نام برده شده است.

میتوانید فهرست کتاب نظرها و نظریه های ترجمه در اینجا ببینید.

کتاب نظریه های ترجمه

جدیدترین ها

مطالب مرتبط