نیمنگاهی به روند ترجمه شعر در زبان
فارسی
علی عبداللهی
شروع ترجمهی شعر از نظر تاریخی
دورهی جدید ترجمهی شعر
در ایران کمابیش همزمان است با عصر مشروطه و آغاز دگرگونیهای اجتماعی که در عرصههای
مختلف در کشور ما رخ داد. در آغاز همین دوره، مترجمان شعر، دست کم شاعر – مترجمان، تلاش میکردند
که مفهوم و معنای شعر شاعران غیر فارسیزبان را بگیرند و به آن جامهی زبان فارسی
بپوشانند…
ویژگیهای مشترک دو دورهی ترجمه شعر
در هر دو گونهی یادشده از ترجمهی شعر، غایب اصلی، لحن و خصلتهای زبانی و فرمی شاعر اصلی در فرآورده تازه به زبان فارسی است.
در رویکرد نخست، شعر اصلی در سنت کهن شعر فارسی حل میشود و مضمون شاعرانه، با سازوکارهای موجود در زبان فارسی همخوان میشود و هیچگونه بیگانگی در آن نمیبینیم. نمیدانیم شاعر اصلی چه نوع واژگانی بهکاربرده، چه ساختاری برای ایجاد چه حسی در زبان خودش خلق کرده و وجه فارق وی با شاعران دیگر همدورهاش چیست و در کجاست؟
آیا سبک در ترجمه موضوع تازهای است؟
باری، سبک در ترجمه، چه در ترجمهی شعر و چه در برگردان غیر شعری، بحثی است عمدتاً تازه که دست بالا، در یک – دو سده پیش شکل گرفته و این اواخر با پیشرفت مباحث زبانشناسی و متنشناسی و… طرحشده و به شتاب گسترش یافته است. در ایران نیز پس از ترجمههای اولیه
ترجمه اشعار به زبان آلمانی به عنوان یک راهنما و یک تجربه
با نگاهی به ترجمهی شعر جهان به قلم شاعران معاصر آلمانی از دیگر زبانها به زبان خودشان درمییابیم که کمابیش تمام آنها در ترجمهی شعر به دو مسئله سخت پایبند بودهاند:
نخست به باز تولید ساختار ظاهری و ریتم و وزن و دیگر به لحنسازی و ایجاد نوعی زبان و نحوه بیان خاص نسبتاً نزدیک به هر شاعری که از او ترجمه کردهاند. پاول سلان، که از قریب به ده زبان به آلمانی شعر ترجمه کرده، تمام شعرهای موزون را موزون و حتی مقفا برگردانده و تمام شاعران آزاد را آزاد.
ترجمه شعر و تعریف آن
ترجمهی شعر در تعریف کمی آرمانتر، شاید آمیزهای باشد از دو رویکرد بالا در این نوشتار، که در آن بشود به نحوی، بیان منفرد، ساختار ویژه و بیگانگی لازمه نفس هر ترجمه را در فرآورده نهایی دید، و …