مقدمه نشر کتاب خارجی

مقدمه نشر کتاب خارجی

قانون کپی رایت و ترجمه و نشر در ایران

این روزها به‌خصوص پس از اتمام نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، در بیشتر محافل ادبی حرف از قانون کپی‌رایت است. دزد خطاب شدن عده‌ای از ناشران و مسئولین فرهنگی ایران در غرفه خودشان در آلمان بحثی نیست که خیلی راحت بتوان از کنار آن رد شد؛ این‌که بعضی توجیه کردند و بعضی به روی خودشان نیاوردند، بحث دیگری ست… اما در این میان کاری که از دست ما برمی‌آید، توضیح تجربیات است و گزارش نشست‌ها بلکه بشود راهی را که به نظر بسیار سخت می‌رسد، هموارتر کرد. البته که هموارتر هرگز به معنای راحت‌تر نیست، چه، هنوز هم پس از بستن ده‌ها قرارداد برای کتاب‌های خود یا دوستان و همکاران، گاه موانعِ پیش رو، طرف ایرانی را از ادامه کار منصرف می‌کند.

دست‌اندرکاران تلخی های کار با ناشران خارجی را مید‌انند

 قطعاً برای تمامی کسانی که به‌نوعی با این قراردادها سروکار داشته‌اند پیش‌آمده که برای واریز مبلغ کپی‌رایت به آشنایانشان در خارج از کشور رو بیندازند و برای تاریخ تقریبی انتشار که ناشر خارجی از طرف ایرانی می‌خواهد، هزار بهانه بتراشند و بعد با شرمندگی تمام از کلماتی که به زبان بیگانه بارشان شده، غصه بخورند که چرا از کمترین حقوق شغل موردعلاقه‌شان محروم‌اند و حتی نمی‌توانند تصمیم بگیرند کتابشان در چه تاریخی منتشر شود؛ فقط به این دلیل ساده که رفتنِ کتاب برای ممیزی ممکن است برگشتی نداشته باشد… اما جالب است بدانید هنوز هیچ‌کدام از این‌ها مشکل اصلی قرارداد بستن با ناشر خارجی نیست؛ تاریخ را می‌شود پس‌وپیش کرد و جریمه داد و مذاکره کرد و مبلغ هم بالاخره واریز می‌شود.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط