مطالعات پیکره شناختی در ترجمه
ابزاری برای مترجمان
استفاده از پیکرههای زبانی در مطالعات ترجمه به عنوان ابزاری برای مترجمان یکی از حیطههای سریعاً رو به رشد و جالب در کار ترجمة تجربی شده است. یک پیکرة زبانی (corpus) مجموعهای از متنها است که بر حسب ملاکهای خاصی انتخاب و تدوین شدهاند. این متنها به صورت قالب الکترونیکی نگهداری میشود و انواع مختلفی از نرمافزارها به روش مختلف برای تجزیه و تحلیل آنها به کار برده میشوند.
کاربرد روشهای پیکرهزبانی در مطالعات ترجمه
کاربرد روشهای پیکرة زبانی در مطالعات زبانی مزابای زیادی دارد. پیکرة زبانی ما را قادر میسازد تا توجه خود را بر روی زبان به صورتی که در واقع در ترجمه به کار میرود معطوف کنیم و در نتیجه ما را قادر میسازد تا معین کنیم در ترجمه به عنوان یک نوع از متن چه چیزی محتمل و طبیعی است. به این صورت میتوانیم ترجمهها را با صورتهای دیگر متنها مقایسه کنیم. روشهای مبتنی بر پیکرة زبانی همچنین این توانایی را به ما میدهد تا بر روی ترکیبهای واژگانی، نحوی، و ویژگیهای کلامی در هنگام مقایسة شمار زیادی از ترجمهها به زبانهای مختلف که توسط مترجمان گوناگون و در محیطهای اجتماعی فرهنگی متفاوت، و در زمانهای مختلف صورت گرفته، متمرکز شویم.
روشهای مبتنی بر پیکره زبانی برای تجزیه و تحلیل ترجمه
روشهای مبتنی بر پیکرة زبانی برای تجزیه و تحلیل ترجمهها به عنوان پیکرههای موازی (parallel corpora) مفید هستند. پیکرههای موازی مشتمل از مجموعهای از متنها در یک زبان و مجموعة ترجمههای آنها در زبان دیگر هستند. پیکرههای زبانی میتوانند تک جهته (unidirectional) باشند، یعنی فقط دارای متنهای اصلی در زبان الف و ترجمههایشان در زبان ب باشند؛ و یا میتوانند دوجهته (bidirectional) باشند، یعنی حاوی متون اصلی و ترجمهها در هر دو زبان باشند. اینکه به چه سهولت بتوان پیکرة زبانی موازی ساخت، بستگی به موجود بودن متنها و ترجمهها دارد. بنابراین بسیاری از پیکرههای ترجمهای فقط متکی به متون منتشر شده و ترجمههایش، برای مثال برای سازمانهای چند ملیتی مثل اتحادیة اروپا یا پیکرة زبانی کانادایی هانسارد (Hansard)، است. پیکرة زبانی کانادایی هانسارد، شامل پیکرة زبانی ضبط شدة گزارشات پارلمانی به زبانهای انگلیسی وف رانسه است.
مشکلات چه زمانی شروع میشوند؟
مشکلات اغلب زمانی ایجاد میشود که بخواهیم پیکرة زبانی دو جهتة کاملاً متوازنی را تدوین کنیم، چون متنها بین دو زبان به یک اندازه ترجمه نمیشوند. برای مثال، این مورد دربارة «زبانهای اقلیت» (minor languages) مثل زبانهای نروژی یا هلندی دیده میشود یعنی جایی که متون زیادی به زبان نروژی یا هلندی وجود دارند که خود ترجمههایی از زبانهای دیگر هستند، ولی متون نسبتا کمی در زبانهای دیگر وجود دارد که ترجمه شده از زبانهای نروژی یا هلندی باشد. افزون بر این، ماهیت و گسترة متون ترجمه شده به دو جهت میتواند در جفت زبانهای متفاوت بسیار متفاوت باشد. پس متون ادبی ترجمه شده از آلمانی به انگلیسی نسبتا روشنفکرانه و سطح بالا هستند، در صورتی که متون ادبی ترجمه شده از انگلیسی به آلمانی بیشتر کتب معمولی، عمه پسند و جزء پرفروشها هستند. متونی با سیاق سخن خاص مثل متون اقتصادی یا علمی اغلب در زبان انگلیسی هستند، و به میزان کمتری در زبانهای دیگر، البته چه به صورت متن اصلی یا متن ترجمه شده.
مزایای کار با پیکرههای موازی یا ترجمهای
یکی از مزایای کار با پیکرههای موازی یا ترجمهای این است که شناختن نوع تبدیلهای (= تغییرهای) معمولی ترجمهای به واسطة مقایسة مواردی مثل ساخت واژگانی یا نحوی در هر دو متن مبدأ و مقصد با استفاده از «نرم افزارهای به اصطلاح واژهیاب» میسر میشود. در اینجا پیکرههای زبانی برای یافتن کلمه یا عبارتی مورد جستجو قرار میگیردو تمامی موارد یافته شده (یا منتخبی از آنها) در یک سطر با متن اطرافش نمایانده میشود. قبل از این که بتوان چنین نوعی از دادهها را استخراج کرد، معمولا الزامی است که دو متن موازی با هم میزان شده باشند، یعنی واحدهای متن در یک زبان با واحدهای متن در زبان دیگر مرتبط شده باشند. با پیکرة زبانی به هم مرتبط شده، میتوان دقیقاً تأثیرات ترجمهای را مشخص نمود و تعمیمهایی راجع به مشکلات مربوط به ترجمة خاص ین آن جفت زبان انجام داد. برای مثال، در یک پیکرة زبانی موازی انگلیسی- آلمانی ممکن است فرد بخواهد که احتمالات گوناگون ترجمه کردن صورت ing- درا را مشخص و تدوین کند، یعنی آن صورتی که در زبان آلمانی وجود ندارد.
یک کاربرد دیگر پیکره در ترجمه
کاربرد دیگر پیکرهها در مطالعات ترجمه، مقایسة متون ترجمه شده به یک زبان با متون اصلی (متون ترجمه نشده) در آن زبان است. در اینجا میتوان مشاهده کرد که متون تولید شده با آزادی نسبی از متون اصلی، چگونه به طور نظاممندی از متون ترجمه شده متفاوت هستند. یک هدف اصلی کار با پیکرههای زبانی قابل مقایسه (comparable corpora) همانا مشخص کردن الگوهایی است که یا محدود به ترجمه میباشند یا با فراوانی متفاوتی در آنها وجود دارند. چنین الگوهایی را بعضی اوقات به عنوان «مختصههای جهانی ترجمه» مینامند. مثالهایی از این موارد شامل پیشنهاداتی مبنی بر این میشود که ترجمهها در مقایسه با متون اصلی در سطوح بسیاری، صریحتر هستند. برای مثال، در سطح محتوا، چنین فرضیهپردازی میشود که ترجمهها حاوی توضیحات بیشتری هستند؛ و صورت یا محتوا (یا هر دو) در ترجمهها سادهسازی میشوند (برای مثال اصطلاحات یا واژگان خاص و تخصصی به اصطلاحات و واژگان عامتر تغییر مییابند)؛ یا اینکه متون ترجمه شده از زبانی بهره میجویند که استانداردتر، قراردادیتر، «هنجاری شدهتر» از زبان متون غیرترجمهای هستند (برای مثال، عبارات اصطلاحی به صورت اصطلاحی ترجمه نمیشوند). با وجود این، در حال حاضر چنین ادعایی نسبت به جهانی بودن، فقط فرضیه است.
پیکرهشناختی یک رشتهی جالب و جدید در ترجمه
مطالعات پیکره شناختی در ترجمه، رشتة جالب جدیدی است، ولی نباید آنها را به بهای از دست دادن تجزیه و تحلیل و مقایسة کیفی ترجمهای غنی بافتمند، انجام داد. این خطر وجود دارد که تحلیلهای پیکره شناختی، کلام «مشخص شده» را به عنوان متنِ بافت آزاد (context- free text) در نظر بگیرد، که باعث تحریف شدید تحلیلها و یافتهها شود. با وجود این، پیکرهها منابع مفید و چندمنظورهای هستند که کارهای خاص را به خوبی میتوانند به عهده بگیرند. به استثنای فراوانی و نمایشگری واژهها و عبارات، دادههای پیکرهای، اطلاعات بسیار بهتری را نسبت به درون نگریها به دست میدهند:
یعنی برای تحلیل پدیدههای معین مثلِ تحول زبان در ترجمهها در طول زمان، پیکرهها اطلاعات بنیادین را مهیا میسازند. ولی اگر پیکرهها بخواهند تواناییهای خودشان را بالفعل کنند، باید به همراه رویکردهای دیگر، مثلِ دروننگری، مشاهده، تحلیل متنی و قومشناختی، و تفسیر زبان شناختی به کار برده شوند. در آن صورت کار پیکرهشناختی را میتوان نه به عنوان بدعتی اساسی در مطالعات ترجمه، بلکه به عنوان ابزاری مفید رای تکمیل دیدگاههای سنتیتر در ترجمه محسوب کرد.
شما در حال مطالعه قسمتی از فصل پنجم از بخش اول کتاب «مقدمهای بر مطالعات ترجمه» می باشید. میتوانید به بخش اول کتاب برگردید و بقیهی فصول این بخش را ببینید:
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
میتوانید به فصل ششم برگردید و قسمتهای مختلف آن را ببینید و آن را مطالعه کنید.
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
میتوانید به فهرست کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه برگردید و بقیهی بخش ها را ببینید و بقیه قسمتها را مطالعه کنید:
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان