ماهیت فرایند ترجمه
ابهام در معنی کلمهی ترجمه
اصطلاح «ترجمه»، اصطلاحی مبهم است. وقتی اسم قابل شمارش باشد اشاره به یک محصول دارد؛ وقتی اسم غیرقابل شمارش باشد، عطف به یک فرایند دارد یعنی چگونه به محصول میرسید. اگر به ترجمهای به عنوان محصول نگریسته شود، میتوان آن را با متن اصلی مقایسه کرد- همچنانچه در مثالهای ارائه شده در سرتاسر کتاب چنین کردیم- و سعی کرد تا فهمید در کجا و تا چه حدی با متن اصلی شباهت یا تفاوت دارد. این دیدگاه خارجی (external) یا محصولی نسبت به ترجمه میتواند شواهد غیرمستقیمی از اینکه مترجمان چگونه وظیفشان را در قبال ترجمه انجام دادهاند، ارائه دهد.
شواهدی بر فرایندذهنی ترجمه
ولی اگر بخواهیم شواهد مستقیمتری از فرایندهای ذهنی مترجم در درک متن، تفسیر، بازسازی، و بازنویسی داشته باشیم، در آن صورت نیاز است تا چیز بیشتری از متن ترجمه شده در دست باشد. در اینجا نیاز است تا به ذهن مترجم رسید تا دریافت که چگونه این ذهن به صورت «آنلاین» کار میکند؛ چگونه مترجم عمل تفسیر متن مبدأ را انجام میدهد؛ چگونه مشکلات مربوط به تعادل حل میشود؛ چگونه گزینهها در ذهن ساخته شده و مورد تجدیدنظر قرار میگیرد. سعی به دستیابی به ذهن مترجم به معنی سعی در دیدنِ «جعبة سیاه» اوست- یعنی کاری دلهره آور. در اینجا هدف همانا فهمیدن این موضوع است که آیا مترجمانِ با تجربه نسبت به مترجمان مبتدی به صورت متفاوتی کار میکنند؛ و هدف دیگر ارائة استراتژیها و مهارتهایی است که میتواند در تربیتِ مترجم مفید واقع شود.
مترجم هنگام ترجمه به چه میاندیشد؟
یک روش مورد استفاده در رویکرد داخلی (internal) یا فرایندی به ترجمه این است که از مترجمان بپرسیم که در هنگام ترجمه کردن به چه میاندیشند این همان روش فکر کردن با صدای بلند (thinking aloud) یا درون نگری (introspection) است. نتیجه نوعی از مونولوگ درونی شدة داخلی است. همچنین میتوان پس از این که بلافاصله مترجم ترجمهاش را تمام کرد، از او دربارة مشکلات، دلایل مکث و تأخیر، گزینش یک کلمة خاص و غیره سوال کرد. این همان روش گذشتهنگری (= بازنگری) است. گزارشهای کلامیِ (verbal reports) (که همچنین تحت عنوان «پروتکلهای فکر کردن با صدای بلند» نیز شناخته میشوند) استخراج شده از مترجمان معمولاً ضبط و بازنویسی شده و اغلب نیز در مرحلة بعد برای دادن نظر و ارزیابی به مترجمان ارائه میشود.
روشهای ذهنگرایانه
گزارشهای کلامی به همراه دیگر «روشهای ذهن گرایانه» در رشتة روان شناسی از اواخر قرن نوزداه به کار برده شده است، ولی همواره مورد مناقشه بوده است. در مطالعات ترجمه نیز این گونه روشها با انتقاد سریع روبرو بودهاند. برای مثال، ادعا شده است که کل این ایده که از کسی بخواهیم هنگامی که مشغول کاری است «با صدای بلند فکر کند»، بسیار مصنوعی است چون افراد معمولا این گونه فعالیتی را انجام نمیدهند.
عملیات حل معما در فرایند ترجمه
در استفاده از اصطلاح فرایند ترجمه، باید به خاطر داشت که ما نه تنها با یک فرایند یکپارچة خاص سروکار داریم بلکه با مجموعة پیچیدهای از عملیات حل معما و تصمیمگیری روبرو هستیم. و این فعالیتها خودشان نه تنها مشتمل بر انتخاب و پشت سر هم گذاشتن واحدهای زبان شناختی هستند بلکه همچنین با خود متن ترجمه به لحاظ تحقق فیزیکی و بازنمایی انلاین شناختی در تعامل میباشند.
کنترل مترجم بر فرایند ذهنیاش
یک فرض که در ورای پژوهشهای جاری در مورد فرایند ترجمه وجود دارد این است که مترجمان حداقل کنترل نسبی بر روی آنه (ذهنی) انجام میدهند، دارند؛ و این که فعالیتهای ذهنی انها حداقل تا حدودی قابل دستیابی است (یعنی در معرض تحقیق آگاهانه و کلامی شدن قرار دارد). ابداً روشن نیست که آیا این فرض درست باشد.
در اینجا سه سوال لاینحل باقی میماند:
سوال اول
اول اینکه، آنچه در مرحلة فکر کردن با صدای بلند گفته میشود، آیا همان چیزی است که در فرایندهای شناختی اصلی وجود دارد؟
سوال دوم
دوم اینکه، دقیقا کدام فرایندها میتواند کلامی شوند، و کدامیک نمیتوانند و چرا؟
سوال سوم
سوم این که، آیا این حقیقت که هنگامی که مترجم در حال ترجمه است از او خواسته شود تا افکارش را به زبان بیاورد، تغییری بر روی این فرآیندهای معمول که در ترجمه وجود دارد، ایجاد میکند یا نه (به عبارت دیگر، آیا نوعی از «تناقض ناظر» وجود دارد) به عبارت دیگر میخواهیم به فرایندهای ترجمهای مترجم دست یابیم که این فرایندها زمانی حادث میشوند که مترجمان مورد نظارت قرار ندارند چون رفتار آنها هنگامی که مورد نظارت قرار دارند، تغییر میکند. این سه سوال مربوط به یکی از مناقشه برانگیزترین مطالب در علم شناختی میشود و آن ماهیتی خودآگاهی (nature of consciousness) است.
دشواری در تشخیص استراتژی ذهنی مترجم
خلاصه این که فوقالعاده دشوار است تا مقرر کرد که چه چیزی واقعا در ذهن انسان میگذرد. در نتیجه اطلاعات بسیار کمی راجع به استراتژیهای مترجم برای درک، تفسیر، حل معما، و تصمیمگیری داریم. و همین فقدان دانش ما دربارة آنچه در ذهن مترجم میگذرد سبب میشود که توانایی رایانه برای بازسازی فرایندهای ذهنی انسان در ترجمة ماشینی، محدود شود.
شما در حال مطالعه قسمتی از فصل پنجم از بخش اول کتاب «مقدمهای بر مطالعات ترجمه» می باشید. میتوانید به بخش اول کتاب برگردید و بقیهی فصول این بخش را ببینید:
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
میتوانید به فصل ششم برگردید و قسمتهای مختلف آن را ببینید و آن را مطالعه کنید.
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
میتوانید به فهرست کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه برگردید و بقیهی بخش ها را ببینید و بقیه قسمتها را مطالعه کنید:
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان