مطالعه ترجمه و مطالعات فرهنگی، گیرایی عمیق فزایندهای در ترجمه ایجاد کرده است. یکی از پیامدهای گسترش دامنه مطالعات ترجمه آن است که صاحبنظرانی با تجربیات و آموختههای گوناگون را گرد هم آورده است. با این همه، این نکته مهم را باید به خاطر داشت که خود نظریهپردازان مسائل فرهنگی، دارای ایدئولوژی و برنامههای کاری خاص خود هستند که انتقادات آنان را آشکار میسازد. بدین ترتیب، مترجمان زن باور طرح کانادایی درباره نادیده گرفتن دخل و تصرفشان در متون، بسیار صریح و رک هستند.
خانم شری سایمون نیز صراحتاً اذعان میکند هدف کتابش درباره جنسیت و ترجمه آن است که زمینه را هر چه بیشتر برای موضوع جنسیت در ترجمه باز بگذارد و از طریق جنسیت، مطالعه ترجمه را هر چه بیشتر به چهارچوب مطالعات فرهنگی نزدیک سازد. این مسئله به ناگزیر حملهای را به نظریههای زبانی ترجمه تحمیل میکرد. اهداف مذکور را در مسیری طولانی میتوان دنبال کرد. در 1980، خانم سوزان بسنت در بررسی تأثیر گذارش تحت عنوان مطالعات ترجمه، به نظریههای زبانی ترجمه آشکارا بیاعتنا بود.
بینشهای جدید در مطالعه ترجمه
این رویکردهای جدید فرهنگی، افق مطالعه ترجمه را بیشک با انبوهی از بینشهای جدید در پیش روی ما گسترده ساخته، اما در عین حال نشانههای شاخص تعارض و کشمکش را میان این بینشها میتوان مشاهده کرد. مثلا، سایمون که از دید مطالعات جنسیتی مطلب مینویسد تحریف و دستکاری این بازنمایی را در ترجمه خانم هلن سیسو، زن باور فرانسوی، شرح میدهد زیرا بسیاری از انتقادات به آن قسمت از اثر وی وارد شدهاند که به زبان انگلیسی کنونی نوشته شده است.

با وجود این، خانم رزماری آرویو (1999) که از دید پسا مستعمراتی مطلب مینویسد، مدعی است که سرقت خود سیسو از خانم کلاریس لیسپکتور، نویسنده برزیلی، در حقیقت تمثیلی عبرت آمیز از رویکرد تجاوزکارانه مردان به تفاوت یاد شده است.
تشکیل جُنگ ادبی و بازنویسی
چنین تفاوت دیدگاهی، گریزناپذیر هستند و هر چه بر تأثیر ترجمه و مطالعات ترجمه افزوده شود، این تفاوتها نیز بیشتر مجاز شمرده میشوند. مطلب مذور از بسیاری جهات، قسمتی از فرآیند بازنویسی را تشکیل میدهد که لوفِوِر به توصیف آن پرداخته است. فرآیند تشکیل جُنگ ادبی و آثار معتبر را در هر جایی میتوان مشاهده کرد. مثلا، کتاب حاضر نمیتواند از بازنویسی، و تا حدی، از دخل و تصرف در اثار دیگر در این رشته بگریزد. گرایش فرهنگی را نیز میتوان اقدام مطالعات فرهنگی توصیف نمود که رشته تازه رشد یافته مطالعات ترجمه را مستعمرة خود میسازد.
علاوه بر این، نویسندگان پسا مستعمراتی دستور کار سیاسی خاص خود را دارند. مثلا کرونین تواناییهای بالقوه نویسندگان پسا مستعمراتی دستور کار سیاسی خاص خود را دارند.
مثلا کرونین تواناییهای بالقوه نویسندگان انگلیسی زبان ایرلندی را اصل قرار میدهد تا آنان در فرهنگ جهان به عنوان پل انگلیسی زبان غیربریتانیایی برای صنایع سمعی- بصری اروپا، سهم متمایزی داشته باشند او متوجه میشود که با استفاده از راهبردهای کارآمد ترجمه میتوان به این مهم دست یافت، اگرچه وی جز نیاز به حمایت از تنوع و تباین، هیچ جزئیات دیگری را ذکر نمیکند.
ترویج این قبیل سیاستهای ترجمه و لو از دیدگاه فرهنگهای «کم اهمیت»، هنوز اقدامی سیاسی و دخل و تصرف در ترجمه را به منظور کسب بهرهای سیاسی یا اقتصادی طلب میکند.
مطالعه موردی در مطالعه ترجمه
این مطالعه موردی مربوط به کتاب «آخرین بارقه» (1991) است که ترجمه انگلیسی رمان Marhi Da Deeva (1964) اثر گوردیال سینگ پنجابی میباشد. زبانهای انگلیسی و پنجابی به سبب استیلای طولانی بریتانیا بر هندوستان و تحمیل زبان انگلیسی بر مردم آن کشور طی این مدت، در معادله قدرتی نابرابر و بغرنج درگیر شدهاند.
در سالیان اخیر، ادبیات بومی پنجاب ارزش و منزلت بیشتری یافته و هیچ نویسندهای همانند گوردیال سینگ نتوانسته جایزه معتبر ادبی هندی جاناپیت را در 1999 را به خود اختصاص دهد.
نکته در خور توجه مقدم بر همه آن است که رمان سینگ باید برای ترجمه برگزیده میشد اگرچه این کار بیست و هفت سال پس از چاپ متن پنجابی آن، صورت میگرفت. اما این رخداد بیدرنگ منزلت هر رمانی را در فرهنگ مقصدش افزایش میدهد.
موفقیت عظیم رمان یاد شده در سایر ترجمههایش به زبانهای هندی و روسی، به چاپ کتاب در زبان انگلیسی کمک نمود که با پخش فیلمی بر اساس همین رمان مقارن بود.
شاید دلایل فرهنگی و اقتصادی دیگری نیز در این مورد دخیل بودهاند، مثلا ناشر ترجمه کتاب، هنرکدة ساهیتیا، سازمانی ملی است که دولت هندوستان تأسیس نموده تا «فعالیتهای ادبی را هماهنگ سازد و از طریق این فعالیتها، وحدت فرهنگی هنر را اشاعه دهد» بنابراین، در نمونه فوق از زبان انگلیسی به مثابه ابزاری ملی و بینالمللی استفاده شده است.
پیوند فرهنگ با ترجمه
ترجمه کتاب مورد بحث به دست اجمر. س. رُد صورت گرفت که یک پنجابی ساکن کاناداست. حقیاقی از این دست که مردی هموطن اما ساکن یک کشور غربی، کتاب را ترجمه کرده، سازمانی دولتی، معتبر و عمده آن را تبلیغ نموده، و به زبان برتر انگلیسی نگاشته شده، همگی بیدرنگ موضوعات فرهنگی پیچیده و گستردهای را در پیوند با ساختارهای قدرت رایج مربوط به متن و مترجم مطرح میسازند.
عامل دیگر مربوط به مکان رخداد رمان، دهکدهای دور افتاده در منطقه مالوا در پنجاب است. شخصیتهای کم سواد با لهجه محلی مالوا در داستان با یکدیگر گفتگو میکنند. گفتگوی محاورهای آنان، عامل بسیار مم گفتمان تخیلی را با راوی سوم شخص پی ریزی میکند که همین گفتمان،شخصیتها و موقعیتها را از طریق ضرب آهنگهای سخن راوی و محیط فرهنگیای که در خاطرشان زنده میشود، به تصویر میکشد.
نقش گفتار، لهجه و مکان جغرافیایی در مطالعه ترجمه
گفتگوی مذکور در ترجمه انگلیسی، ترکیبی از سیاقهای سخن را نشان میدهد، مثلا ناسزاهایی منسوخ (wretched dog) و موارد دیگر وجود دارند که شکل مهجور واژهها (archaism) را با نکات مربوط به زندگی روستایی (that oaf, big- boned like a bullock) در کنار دشنامهای آمریکایی امروز، (bloody big daddies, bullshit, king shit, Gaddam dumb ox fucking God, fucking piece of land, asshole) و نشانههای گفتار (right?, yeah, huh) ترکیب میکنند.
واژگانی نظیر fucking God, bullshit, Goddam و جزاینها آشکارا به بافتی اشاره دارند که با بافت متصور در این رمان تفاوت زیادی دارد و شخصیتهای داستان را از روستای پنجابی حذف، و به آنان لهجة لاتی شهروندان آمریکای شمالی را میدهد.
ترکیب سیاقهای سخن در ترجمه نیز نشانههای خویشاوندی را تحت تأثیر قرار میدهند. این سیاقها که غالبا دارای بار فرهنگی هستند، گاهی جایشان را به نزدیکترین معادلهای انگلیسی میدهند و در موقعیتهای دیگر به جهت تأکید بر پارهای نکات، به شکل اصلی خود باقی میمانند.
مثلا: Bapu اصطلاحی که به پدر یا فرد بزرگتر اطلاق میشود، به شکل اصلی حفظ شده است، حال آن که mom آمریکایی و aunty انگلیسی به ترتیب به جای Maa و Chachi/Tayyi قرار گرفتهاند.
فرهنگ خویشاوندی در پنجاب به شکل پیچیدهای با تصورات سلسله مراتبی و خود آگاهی، ارتباطی نزدیک دارد و همین فرهنگ خویشاوندی نیز پیوندهای عاطفی میان شخصیتهای داستان را آشکار میسازد. گاه، پیوندهای عاطفی را سخنان محبت آمیز آمریکایی مانند: لغت honey بیان میکنند که پدری به دخترش ابراز مینماید. این مسئله به اختلاف در ترجمه مضمون اصلی فرهنگ مبداء اشاره دارد.
مشکلات ترجمه در ترجمه لهجههای محلی
با این وصف، واقعیت آن است که این نوع متن برای هر مترجم مشکلاتی به وجود میآورد. ترجمه رمانی متعلق به منطقهای در پنجاب برای مخاطبان جهان الزاما جابجایی مکانی و فرهنگی را ایجاب میکند. آنچه مترجم در این خصوص انجام داده، در واقع ترجمه لهجه محلی و اجتماعی مردم دهکدهای کوچک به گویش اجتماعی طبقه کارگر شهری آمریکای شمالی است که خود مترجم سالیانی در آنجا زندگی کرده است.
همین مسئله برای کسانی که متن انگلیسی این کتاب را در هندوستان میخوانند، مشکل آفرین میگردد، زیرا شاخصهای این جابجایی در راستای فرهنگ سلطهگر آنگلوساکسون- که اسپیواک یا نیرانجانا این گونه مینامند- بسیار در خور توجه است.
با این حال، ترکیب سیاقهای سخن گوناگون نیز این مطلب را آشکار میسازند که ما در حال مطالعه کتابی ترجمه شده هستیم. نتیجه حاصل دقیقا زبان ترجمهوار همراه آن نیست که اسپیواک غم آن را میخورد یا در زمره ترجمههای غرابت زدای آنگلو- آمریکایی حاکم نیست که ونوتی به باد انتقاد میگیرد، بلکه تمرین جابجایی در ترجمه است که در تقابل فرهنگهای مختلف نمایان میشود.
شخصیتها در ترجمه این رمان از فرهنگ مبداءشان بیرون کشیده میشوند، اما در عین حال جان میگیرند و با خوانندة انگلیسی زبان به چالش میپردازند، این، نوعی رویکرد مداخله گرایانة پیچیده است که مترجم انجام داده، اما او خود را در معرض انتقادی قرار داده که به دلیل انتخاب گویش اجتماعی قدرت سلطهگر، بر او وارد میشود.
نکته جالب توجه آن است که ترجمه Marhi Da Deeva، ترجمه دو رمان دیگر سینگ را در پی داشت، یکی Addh Chanini Raat («شب تربیع»، ترجمة مدراس، انتشارات مک میلان، 1996) و دیگری Parsa (انتشارات نشنال تراست بوک، 1999) این ترجمهها سینگ را به مخاطبان بیشتری معرفی میکند و شاید حاکی از موفقیت ترجمة نخست باشد.
کلام آخر در مطالعه ترجمه
این مطالعه موردی که به زبان متن مقصد و اشارت ضمنی فرهنگی نظر دارد، رمانی را بررسی کرده که به لطف یک سازمان ملی متمرکز (هنرکده ساهیتیا) از یک زبان محلی به زبان بینالمللی حاکم (انگلیسی) ترجمه شده است. زبان شخصیتّای داستان با زبان استعمارگران در هم میآمیزد و هویتشان- که در محیط اجتماعی- فرهنگی پنجاب جای گرفته- رنگ میبازد.
در عین حال که نظریههای پسامستعمراتی کمک میکنند تا از روابط قدرتی مطلع شویم که در فرآیند ترجمه عمل میکنند، از تحلیل مختصر «آخرین بارقه» نیز کاملا آشکار است که شماری عوامل وجود دارند که بر هم تأثیر میگذارند عوامل یاد شده عبارتند از جابجایی احتمالا گریزناپذیر فرهنگ مبداء، جابجایی مترجم پنجابی در کانادا و موقعیت نیروی سروری در خود هندوستان.
حال، نکته شایان توجه آن است که راهبردهای ترجمه مورد استفاده در دیگر رمانها را با هم مقایسه کنیم. هدف از این کار آن است که متوجه شویم این راهبرد ترجمه ناشی از سیاست ترجمه یا به طور کلی، ناشی از نقش مترجمان ادبی تا کجا ادامه دارد.