مبحث مطالعات ترجمه و ادبیات تطبیقی به کجا می‌رود؟

مبحث مطالعات ترجمه و ادبیات تطبیقی به کجا می‌رود؟

نظر ‌به آنچه که گفته می‌شود “مطالعات ترجمه و ادبیات تطبیقی برای پل زدن بین فرهنگ‌ها است” به اعتقاد من ادبیّات تطبیقی بیش‌ از پیش اهمیّت می‌یابد زیرا ابزاری برای پل‌ زدن بین فرهنگ‌هاست.

همچنین مجالی بر همۀ ماست تا با دیدگاه‌های مختلف درگیر شویم. مثلاً، وقتی‌که اخیراً مطالبی برای سخنرانی دربارۀ کوتیسه J.M.Cotzee، بوتزاتی Dino Buzzati و کاوافی Constantine P.Cavafy آماده می‌کردم. به مقاله‌ای از وانگ‌جینگ‌هوی Wang Jinghu ، در مجلّدی که زیرنظر کایلاس‌بارال  تألیف شده، برخوردم که در سال 2008 در دهلی منتشر شده بود و دید جالبی دربارۀ کوتسیه در چین داشت، من از بسیاری موضوعات که وانگ‌جینگ‌هوی در این جستار بحث می‌کند بی‌خبر بودم.

مطالعات ترجمه و ادبیات تطبیقی

مطالعات ترجمه در زبان هندی

ادبیّات تطبیقی در هند، به مدد روش‌های مطالعات ترجمه، بیش‌ از‌ پیش به پان‌ هندیسم می‌پردازد، یعنی روابط داخلی بین بسیاری از زبان‌ها و ادبیات‌های شبه‌ قاره را بررسی می‌کند.

این رویداد نشانۀ تغییر و عبور از مباحث بی‌پایان درباب رابطۀ بین هند و غرب است، که هنوز هم تداوم دارد امّا دیگر دست‌بالا را ندارد.

همین‌طور در اروپا، که باید به میراث استعمارگرائی آن توجّه ویژه کرد، مهم است که با تغییرات عمدۀ قارۀ اروپا در دو سطح فیزیکی و فرهنگی آشنا شویم.

رابطه‌ی زبان چینی و غرب در ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه

مثلاً از سرآشفتگی یادآور می‌شوم که کشفیّات باستان‌شناختی در شمال اسکاتلند دانش ما را دربارۀ جنبش‌های اوّلیۀ مردمان اروپا در دورۀ نیولیتیک Neolithic period تغییر می‌دهد، و مفروضات مسلّم ما را به چالش می‌کشد.

با در نظر گرفتن ادبیّات تطبیقی و مطالعات ترجمه در چین آیا همین امر نیز مصداق دارد؟

از سویی، رابطۀ بین چین و غرب، رابطۀ بین چین و همسایگانش حوزۀ غنی‌ای برای تحقیق بیشتر است، ولی آدمی باید امیدوار باشد که ادبیّات تطبیقی در چین نیز با زبان‌ها و سنّت‌های گونه‌گون و پرشمار این کشور ارتباط داشته باشد.

بریتانیا و بافتار هندی،  زبان هندی و مطالعات ترجمه و زبان پریشی

از نظر‌گاه بحث‌های مربوط به زبان‌پریشی، موافقم که چین نیازمند توسعۀ نظریات ادبی خود است، و همچنین به اثری از محقّق هندی گانسن‌دوی Ganesh Devy فکر می‌کنم که دربارۀ نیسان در بافتار هندی، و نیسان دوگانه نخست از یادبردن سنت‌های هندی با پیدایش بریتانیا، سپس تلاش برای به‌فراموشی سپردن عصر انگلیسی هندی است.

بدیهی است که چین تغییرات تاریخی شگفت‌انگیزی را پشت‌ سر نهاده و کافی است که فقط به اهمّیت رئالیسم اجتماعی بعد از انقلاب فرهنگی بیندیشیم که 60-70 سال پیش و در نتیجۀ رویاروئی چین با تأثیرات غربی نمودار شد.

چین تاریخ نظریۀ ادبی غنی‌ای دارد که به روزگاری برمی‌گردد که غربیان در جنگل می‌زیستند. افزون بر این، چین آن‌گونه که من می‌فهمم چندان با پوزیتیویسم آن‌چنان که ما غریبان از قرن هجده درگیر آن بوده‌ایم مواجه نبوده است.

چشم انداز زبان فرانسوی از رشته‌ی ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه

و این دقیقاً همان جائی است که ما باید به حوزۀ در حال توسعه موسوم به ادبیّات جهان World Literature رجوع کنیم، عرصه‌ای که نظریه‌پردازانی چون پاسکال‌کارائوا Pascale Casanova (که چشم‌اندازی فرانسوی از این رشته عرضه می‌کند)، فرانکو‌مورتی Franco Morett (که بیشتر بر نثر تکیه دارد تا شعر و تئاتر)، و دیوید ‌دمراش David Damrosc آن‌را دگرگون کرده‌اند.

چنانچه من درمی‌یابم، آنچه امروزه در ادبیّات جهان اتفاق می‌افتد، گسترش چیزی است که ما با ابداع ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه پیشنهاد می‌دهیم: یعنی کشف این امر که متون چگونه در عرصۀ فرهنگ‌ها جا‌به‌جا می‌شوند، درک برخی معانی/مضامین پیچیدۀ زیباشناختی و اجتماعی-سیاسی آن جنبش، مشاهدۀ این‌که چگونه فعّالیت یک بخش مطابق هنجارها و رسوم مختلف در ادوار مختلف تغییر می‌کند.

در نظر داشتن محدودیت‌های زبان‌شناختی و فرهنگی و اهمیت آن در مطالعات ترجمه

آنچه نباید از نظر دور داشت درنگ در باب تلفیق قرائت‌های دقیق متون در بافتارهای مختلف، توجّه به محدودیت‌ها و تفاوت‌های زبان‌شناختی و فرهنگی، و همچنین در نظر گرفتن این جنبش در گذر زمان است.

به‌گمان‌من مطالعۀ ادبی از هر نوعی، باید شامل بررسی کارکرد متون، تقریباً شبیه قطعه‌ای از ماشین‌آلات و بررسی شرایط تاریخی آفرینش متن، و به همان اندازه مهم، بررسی پذیرش یک متن، و در نهایت نقش خواننده باشد.

در ادامه بخوانید: مقدمه ادبیات تطبیقی و سوزان بسنت

جدیدترین ها

مطالب مرتبط