با رجوع به معنای ضمنی اورکیونی، به این نتیجه میرسیم که بحث دربارهی معنی ضمنی و صریح ابتدا در منطق مطرح شده است و زبان شناس امریکایی، لئونارد بلومفیلد (Leonard Bloomfield)، اولین بار در سال 1933 این موضوع را در علم زبان شناسی به کار گرفته است.

بحث در باب معنای ضمنی در منطق نمیتواند پاسخگوی انتظارات ما باشد، زیرا معنای ضمنی در منطق با معنای ضمنی در زبان شناسی متفاوت است و دیگر این که مطالعات مربوط به اصول و شیوههای رایج در منطق، خارج از حیطهی کار ما واقع شده است.
نظر اورکیونی در معنی ضمنی و صریح
طبق نظر اورکیونی در زبان شناسی، بین معنای ضمنی و معنای صریح شکاف زیادی وجود دارد، در حالی که در منطق، این فاصله به حداقل میرسد.
زیرا در منطق مفهوم معنای ضمنی با فهم و درک مترادف است، اما در زبان شناسی و در نشانه شناسی معنای ضمنی یک واحد زبانی، مترادف با فهم و درک دلالت آن نیست، بلکه بیشتر درک و فهم تمامی عناصر تشکیل دهنده ی آن واحد زبانی است.
طبق تحلیلهای اورکیونی، ممکن است در واحدهای زبانی، برخی عناصر تشکیل دهنده وجود داشته باشند که آنها را چندان جدی نمیگیرند و غالبا فاقد ارزش معنایی میدانند و آنها را نوعی عناصر جنبی یا اضافی تلقی میکنند. اورکیونی فهم و درک این عناصر را در واحد زبانی، معنای ضمنی آن واحد مینامد.
پس معنای ضمنی در مجموع به آن ارزشهای معنایی اضافی گفته می شود که در خود واحد زبانی موجود است، اما نباید فراموش کنیم که اکثر زبان شناسان برجسته تعریفی کاملا جداگانه از معنای ضمنی عرضه میکنند.
نظر آندره مارتینه درباره معنای ضمنی
به عنوان مثال، آندره مارتینه در تعریف معنای ضمنی، دورنماهای مربوط به منطق و زبان شناسی را خلط میکند. از نظر وی میان عملکرد ارجاعی، عملکرد احساسی، و عملکرد عاطفی نشانهها تمایز مهمی از حیث معنا وجود دارد.
معنای ضمنی، که «ارزش اضافی» تلقی میشود، به منزلهی امری که مربوط به «فهم و درک فراتر» یا «فهم مازاد» است؛ در حالی که معنای صریح به مثابهی امری «»رایج و سهل الوصل در نظر گرفته میشود (به نقل از: Kerbrat- Orecehioni, 1977, p. 13).
مرز بین معنی ضمنی و صریح
مشکل عمدهای که در زمینهی معنای ضمنی در تحلیل زبان شناختی مطرح میشود، این است که ما نمیتوانیم مرز بین این معنا و معنای صریح را به طور کامل مشخص کنیم.
برای تشخیص چنین تمایزی، لازم است معیارهایی را در نظر بگیریم که ارزشهای معنایی بر اساس آنها به وجود میآیند و مسئلهی فهم و درک را ممکن میکنند. به همین دلیل، در هر واحد زبانی باید دو دسته از معیارها مدنظر قرار گیرند: مسائل مربوط به معنای ضمنی و معیارهایی که با معنای صریح در ارتباطند.
اما برخی از زبان شناسان، از جمله بلومفیلد، معتقدند که معیارهای مربوط به معنای ضمنی قابل تعریف و تحدید نیستند و غالبا دامنهای نامحدود دارند و اصولا گاهی نیز غیرقابل تشخیصند و به همین علت،امکان تفکیک این نوع معیارها از مسائل مربوط به معنای صریح وجود ندارد. (ibid)
تقابل بین زبان و گفتار
بعضی از زبان شناسان نیز اعتقاد دارند که تقابل بین معنای صریح و معنای ضمنی ریشه در تقابل بین زبان و گفتار (langue et parole) دارد که اولین بار به وسیلهی فردینان دو سوسور مطرح گردید.
با در نظر گرفت چنین تفکیکی، این گونه میتوان استنباط کرد که تقابل بین گفتار و زبان خود به خود تقابل بین امر فردی و جمعی را به همراه خواهد آورد. به عبارت دیگر چنان که سوسور نیز به این امر معتقد بود، گفتار تلاشی است که در حیطهی فردی اتفاق میافتد، در حالی که زبان یک امر جمعی محسوب میشود.
بنابراین، عدهای از زبان شناسان، با تأکید بر این تمایز بین گفتار و زبان یا با تأکید بر تلاش فردی و جمعی در عرصهی زبان، اعلام میکنند که معنای صریح در تمامی زبانها و در تمامی گویشها یکسان است، در حالی که ارزشهای ضمنی و معانی ضمنی وابسته به افرادی است که این زبانها و گویشها را به کار میبرند.
چنین قضاوتی دربارهی تمایز بین معنای ضمنی و صریح به دلایل زیادی نمیتواند درست باشد، زیرا تقسیم قاطعانهی آنها به امور فردی و جمعی، در بسیاری از موارد کاربرد زبان، نادرست به نظر میرسد، چرا که حوزههای معانی ضمنی و صریح در اکثر مواقع در این قالبهای از پیش تعیین شده نمیگنجد.
به عنوان مثال، اکثر معیارهای مربوط به معنای ضمنی، ریشه در مسائل «فرامتنی» و «فرا فردی» دارد و معیارهای معنای صریح نیز گاهی وابسته به فردی است که زبان را در بافتهای مختلف به کار میگیرد.
اصل کلی تمایز بین معنی ضمنی و صریح
اورکیونی، در مجموع، برای تمایز بین معنی ضمنی و صریح، به یک اصل کلی متوسل میشود: معنایی که از حیث سازوکارهای ارجاعی عاید میشود، یا به عبارتی تمامی اطلاعاتی که از یک واحد زبانی به دست میآید و به ما امکان میدهد تا با یک شیء خارج از زبان ارتباط برقرار کنیم، معنای صریح خوانده می شود و تمامی اطلاعات زیر ایستادهی دیگر، که از همان واحد زبانی به دست میآید، معنای ضمنی نامیده میشود.
مثالی برای تفاوت معنای صریح و ضمنی
اورکیونی در این زمینه مثالهای زیادی میزند که تنها به یک مورد آنها اکتفا میکنیم.
او تفاوت معنایی بین دو واژهی فرانسوی را برای تبیین نظریهی خود مدنظر قرار میدهد. کلمه ی pomme de terre به معنای «سیبزمینی» و واژهی patate، باز هم با همان معنا، دو واحد زبانی مترادفند که تمایز میان دو معنای مورد بحث را به خوبی روشن میکنند.
اما هر چند این دو واژه مترادفند، از حیث مشخصههای معنایی با هم تفاوت دارند و به همین دلیل برای به کارگیری صحیح آنها لازم است مرجعشان را به دقت مد نظر قرار دهیم.
patate در اصطلاح به گیاهی اطلاق میشود که «در مناطق گرمسیری کشت می شود و دارای ریشه (یعنی همان سیبزمینی) بسیار بزرگی است و پوستی نازک دارد.» در حالی که pomme de terre دارای تعریف و مشخصههای کلی و متفاوتی است.
حتی اگر به این تفاوت بنیادین بین آنها نیز توجهی نکنیم، باز هم میتوانیم تفاوت دیگری بین آن دو قائل شویم. زیرا واژهی patate به معنای «سیب زمینی» است و علاوه بر آن، نوعی «اصطلاح عامیانه» نیز تلقی میشود و این حالت «عامیانه بودن» در معنا نشانگر معنای ضمنی واژهی مذکور است.
اما نباید فراموش کنیم که این تفاوت، یعنی همان عامیانه بودن واژه patate یا همان معنای ضمنی آن، با محتوای ارجاعی این کلمه کاملا بیگانه است و این معنای ضمنی بیشتر به گوینده یا به جایگاه و موقعیت افراد در حال ارتباط بستگی دارد.
بنابراین، از طرفی، آنچه در این جا معنای ضمنی را بازتاب میدهد، واحدی زبانی است که در آن دالهای صریح و ضمنی در هم میآمیزند و از طرف دیگر، آنچه به عنوان معنای ضمنی از همین واحد زبانی حاصل میشود، ناشی از گویش زبان خاصی است که به آن زبان عامیانه گفته می شود.
کلام آخر
اورکیونی در ادامهی بحث خود درباره ی معنی ضمنی و صریح و تفاوتهای موجود میان آن دو، درصدد توضیح و تبیین دالها و مدلولهای معنای ضمنی برمیآید. او در معنای ضمنی، سعی دارد ضمن پیگیری و نقد و بررسی نظریههای مربوط به ساز و کارهای ایجاد کننده ی معنای ضمنی عرضه شده توسط زبان شناسان، نشانه شناسان و منتقدان مشهوری چون بارت، یاکوبسن، گرماس (Algirdas Julius Greimas) و غیره، به بیان نظریههای جدیدی در این زمینه بپردازد. نظریههای مربوط به توضیح وتفسیر چگونگی شکلگیری معنای ضمنی در اثر اورکیونی، در دو بخش جداگانه، یعنی دال معنای ضمنی و مدلول معنای ضمنی عرضه میشوند.
در ادامه بخوانید: دالهای معنای ضمنی