فرآیند پیوندسازی (hybridization) رشته ای همیشه صریح و اسان نبوده است. خانم شری سایمون در کتابش، جنسیت در ترجمه: هویت فرهنگی و سیاست انتقال، از مطالعات ترجمه به دلیل استفاده مکرر از اصطلاح فرهنگ، انتقاد میکند، گویی این اصطلاح به واقعیتی بدیهی و سهل اشاره دارد. مثلا، لوفِوِر فرهنگ را صرفا محیط زیست نظام ادبی میداند.
رویکرد خانم سایمون به ترجمه از دیدگاه مطالعات جنسیتی (جنسیت در ترجمه) است. او در مطالعات ترجمه به تبعیض جنسی (sexism) و برداشت همراه آن، یعنی برتری جنسی، وفاداری، امانت و خیانت توجه دارد. نمونهای در این مورد، برداشت عمومی سده هفده در عبارت فرانسوی les belles infideles است که مربوط به ترجمهها به زبان فرانسوی است حاکی از این که این ترجمهها از نظر هنری زیبا بودند، اما وفادار نبودند و یا برداشت مذکرمدار جورج استاینر از ترجمه که در کتابش، «پس از بابل»، رسوخ کرده است.
جنسیت در ترجمه از دید نظریهپردازان زن
نظریهپردازان زن، باور میان شأن ترجمه که اغلب آن را فرودستتر و مشتقی از اثر اصلی تلقی میکنند و شأن اجتماعی زن، تشابهی میبینند که اغلب هر دو آنها هم در جامعه و هم در ادبیات سرکوب میگردد. مطلب اخیر، هسته نظریه زین باوری را تشکیل میدهد که درصدد است «القای ترجمه» متعهدانه میکشاند:
«وفاداری در ترجمه زن باورانه، نه متوجه نویسنده و نه متوجه خواننده، بلکه متوجه القای اثر میباشد- القایی که هم نویسنده و هم مترجم در آن شرکت دارند.»

سایمون نمونههایی از مترجمان زن باور کانادایی (ایالت کبک) میآورد که میکوشند بر موضع ایدئولوژیکی و هویتشان در القای ترجمه تأکید کنند. یکی از این مترجمان، خانم باربارا گودارد، نظریه پرداز و مترجمی است که آشکارا در خصوص این دخل و تصرف قاطع و متکی به نفس است:
«مترجم زن باور که اختلاف نظر ظریف خویش و نیز نشاط حاصل از بازخوانی و بازنویسی ملالآور متن را قاطعانه ابراز میکند، نشانههای دخل و تصرف خود را در متن را نادیده میگیرد»
سایمون و مترجمان زنباور
سایمون همچنین به ذکر مقدمه کتاب «نامههایی برای دیگری» اثر لیزگوون میپردازد که خانم سوزان دولو تبینیه- هاروود، دیگر مترجم زن باور متعهد آن را ترجمه کرده است. سوزان به شرح راهبرد ترجمهاش با معیار سیاسی میپردازد:
«کار ترجمه من، فعالیتی سیاسی است که هدف آن ساختن زبانی خاص برای زنان میباشد. بنابراین، امضای من در پای ترجمهام به معنی آن است که از هر راهبردی در ترجمه استفاده شده تا جنس مؤنث را در زبان نمایان سازد.»
(دو لوتبینیه- هاروود، نقل از کتاب گووَن، 9: 1989، نیز در اثر سایمون، 15: 1996، ذکر گردیده)
راهبردی را که خانم سایمون توصیف نموده، طرز برخورد با شاخصهای زبانی جنسیت در ترجمه میباشد.
نمونههایی که از ترجمههای دو لوتبینیه- هاروود ذکر شدهاند، عبارتند از بکارگیری حرف e با خط درشت در لغت one تا بدین ترتیب بر جنس مؤنث تأکید شود، و استفاده از حرف بزرگ M در HuMan Right تا تبعیض جنسی ضمنی را نشان دهد، و نیز نوواژة auther (در مقابل author) تا auteure فرانسوی را ترجمه کند، و تجسم مؤنث اسمهایی مانند aube (dawn) با ضمیر انگلیسی she.
زنان مترجم و نظریه جنسیت در ترجمه
سایر فصول کتاب سایمون به ارزیابی دوباره سهم ترجمه زنان مترجم در طول تاریخ بشری میپردازد و تحریف ترجمه در نظریه زن باور فرانسوی را شرح میدهد و ترجمههای زن باورانه کتاب مقدس را هم بررسی مینماید. در میان این مطالعات موردی، خلاصههایی از آثار ترجمه شده ادبی مهم دیده میشود که در نیمه نخست سدة بیستم به دست زنان انجام شده است.
سایمون خاطرنشان میکند آثار کلاسیک جاودانه ادبیات روس که به زبان انگلیسی ترجمه شده، بیشتر به وسیله زنی به نام کانستنس گارنت انجام شده است. شصت جلد ترجمه این زن عملا آثار کامل تورگنیف، تولستوی، داستایوفسکی، چخوف، و گوگول را دربر میگیرد. همچنین، آثار مهم ادبیات آلمان را زنانی چون چین استار اونتر مایر، ویلامویر (با همکاری شوهرش، ادوین)، و هلن لو پورتر ترجمه کردهاند.
نقش زنان در ترجمه
سایمون با اشاره به سوزان جیل لوون، مترجم کتاب «سه ببر مفلوک» اثر گیلرمو کابررا اینفانت، بر اهمیت نقشی که زنان مترجم تا به حال ایفا کردهاند، تأکید میکند. با وجود این، از دیدگاه زن باوران، نه فقط خود باوری لوون بلکه آگاهی او از خیانتی محرز- یعنی ترجمة گفتار مردی که حکایت از زنی خائن دارد- سایمون را شیفته خود کرده است. سایمون به شیوههایی عملی اشاره میکند که لوون در القای زن باورانه از طریق این شیوهها اثر اینفانت را بازنویسی و دخل و تصرف، و خیانت جلوه داده است.
سایمون همواره مترصد است که بر اهمیت گرایش فرهنگی در ترجمه تأکید کند. او در پایان کتابش بر این مطلب تأکید دارد که چگونه ترجمه زن باورانه در عصر ما جنسیت را به میدانی برای القای مسخی آگاهانه، تبدیل ساخته، و این چیزی است که شرایط اقتدار متون را دوباره تدوین میکند، وی ضمناً سهم مطالعات فرهنگی در ترجمه را به صورت زیر خلاصه میکند:
مطالعات فرهنگی، شناختی از پیچیدگیهای جنسیت و فرهنگ را در ترجمه به دست میدهد. این مطالعات به ما امکان میدهد تا وضعیت انتقال زبانی را در محدودة واقعیتهای متعدد که حاوی پیشوند «پسا» (post) هستند، در زمان حاضر تعیین نماییم و بعضی از این واقعیتها عبارتند از پسامدرنیسم و پسا ساختگرایی و پسا استعمارگری.
تحولات پسااستعمارگری و جنسیت در ترجمه
سایمون بدین ترتیب جنسیت در ترجمه و مطالعات فرهنگی را به تحولات پسا استعمارگری مرتبط میسازد. بر سر محدوده دقیق پسا استعمارگری بحث و اختلاف نظر وجود دارد. با وجود این، مطلب مذکور مورد استفاده قرار میگیرد تا مطالعات تاریخ مستعمرات پیشین، مطالعات امپراتوری قدرتمند اروپایی، مقاومت در برابر قدتهای استعمارگر، و به اجمال، مطالعات تأثیر عدم توازن روابط قدرت میان استعمارگر و استعمار زده را در برگیرد.
تلاقی بعدی میان رشتههای معاصر را میتوان در این واقعیت مشاهده کرد که مقالات سایمون و لوفِوِر در مجموعه آثار پسا مستعمراتی ظاهر میشوند و خود سایمون به طور گستردهای به اسپیواک پسا استعمارگر اشاره میکند که در بخش بعدی آن را شرح خواهیم داد.
در ادامه بخوانید: جنسیت و پسااستعمارگری در نظریهی ترجمه