الگوی زبان و تحلیل گفتمان هالیدی مبتنی است بر آنچه وی «دستور نقشمند منتظم» مینامد. این الگو با مطالعه زبان به مثابه وسیله ارتباط، انطباق داده شده و معنی را در انتخابهای زبانی نویسنده در نظر میگیرد و این انتخابها را به روشی نظام یافته به چارچوب اجتماعی- فرهنگی گسترده، مرتبط میسازد. الگوی مذکور، تقسیم بندی سهگانه نقشهای زبانی بولر را به عاریت میگیرد. در الگوی هالیدی، ارتباطی قوی میان نمودهای (realization) سطحی نقشهای زبان و چارچوب اجتماعی- فرهنگی وجود دارد . رابطه یاد شده را در شکل 6.1 میتوانید ببینید.
3- شیوه بیان (mode): شکل ارتباط، مثل نوشته یا اثر.
زمینه بحث یک متن با معنی انگارهای مرتبط است که از طریق طرحهای تعددی (transitivity) میتوان آنها را تشخیص داد (مانند انواع فعل، ساختارهای مجهول/ معلوم، شرکت کنندگان در این فرآیند، و جز آن).
فحوای متن با معنی میان فردی (interpersnal) مرتبط است که از طریق طرحهای وابسته دستوری (modality) (مانند قیود و افعال معین وجهی از قبیل possibly, should, hoefully و هر واژه ارزشمدارانه مانند dreadful, beautiful و جزاینها) میتوان آنها را تشخیص داد.
شیوه بیان متن با معنی متنی مرتبط است که از طریق ساختارهای اطلاعاتی و مضمونی (اساسا ترتیب و ساختبندی اجزای یک بند (clause) است) و انسجام زبانی (روشی که از طریق آن، متن از نظر واژگانی یک دست میگردد و مشتمل است بر استفاده از ضمایر، حذف به قرینه، ترکیب، تکرار، و غیره) تشخیص داده میشود.
دستهبندی الگوی زبان و سیاق سخن
پیکانهای مندرج در این شکل، راستای تأثیر یاد شده را نشان میدهند. بدین ترتیب، سنخ (نوع متن متداولی که با نقش ارتباطی ویژهای، مثلا نامهای تجاری، ارتباط دارد) را محیط اجتماعی- فرهنگی محدود میسازد و خود آن نیز سایر اجزاء موجود در این چارچوب منتظم را تعیین مینماید. نخستین جزء، «سیاق سخن» است که از سه جزء متغیر تشکیل شده است. 1- زمینه بحث (field): همان چیزی است که در مورد آن مطلب نوشته شده، مثل یک سخنرانی. 2- فحوای متن (tenor): چه کسی با چه کسی ارتباطی برقرار میکند، مثلا ارتباط بازاریاب با مشتری. شکل 6.1. رابطه سنخ و سیاق با زبان| محیط اجتماعی- فرهنگی سنخ سیاق سخن (زمینه بحث، فحوای متن، شیوه بیان) نشانهشناسی گفتمان (انگارهآی، میان فردی، متنی) دستور واژگانی (تغدی: وابسته دستوری، مضمون- خبر/ انسجام زبانی) |
ارتباط رشته معنی و سیاق سخن
هر کدام از متغیرهای سیاق سخن با رشته معنی ارتباط دارند. این رشتهها که با هم «معناشناسی گفتمان» متن را تشکیل میدهند، عبارتند از سه «فرانقش» (metafunction) یعنی «میان فردی» و «انگارهای» و «متنی» این فرانقشها را «دستور واژگانی» میسازد یا تحقق میبخشد که خود از انتخابهای جمله بندی و ساختار نحوی تشکیل شده است. ارتباطات یاد شده به اجمال به شرح زیر هستند.
زمینه بحث یک متن با معنی انگارهای مرتبط است که از طریق طرحهای تعددی (transitivity) میتوان آنها را تشخیص داد (مانند انواع فعل، ساختارهای مجهول/ معلوم، شرکت کنندگان در این فرآیند، و جز آن).
فحوای متن با معنی میان فردی (interpersnal) مرتبط است که از طریق طرحهای وابسته دستوری (modality) (مانند قیود و افعال معین وجهی از قبیل possibly, should, hoefully و هر واژه ارزشمدارانه مانند dreadful, beautiful و جزاینها) میتوان آنها را تشخیص داد.
شیوه بیان متن با معنی متنی مرتبط است که از طریق ساختارهای اطلاعاتی و مضمونی (اساسا ترتیب و ساختبندی اجزای یک بند (clause) است) و انسجام زبانی (روشی که از طریق آن، متن از نظر واژگانی یک دست میگردد و مشتمل است بر استفاده از ضمایر، حذف به قرینه، ترکیب، تکرار، و غیره) تشخیص داده میشود.