آقای دکتر علی خزاعیفر در فصل اول کتاب ترجمه متون ادبی چند سوال مطرح میکنند به آنها پاسخ میدهند سوالاتی از جمله: “قابلیتهای یک مترجم ادبی چیست؟” ایشان اعتقاد دارند ابتدا باید ببینم مترجم ادبی در ترجمه با چه مشکلاتی رو به رو میشود آن وقت میتوانیم بفهمیم که برای ترجمهی متن ادبی چه تواناهایی لازم است.

مشکلات ترجمه متون ادبی شامل موارد زیر است:
- دشواری های زبانی ترجمه متون ادبی
- دشواریهای فرهنگی در ترجمه متون ادبی
- دشواریهای خاص
- دشواریهای عام
تفاوتهای حوزه معنایی زبان مبدا و مقصد در ترجمه متون ادبی
در ترجمه متون ادبی تفاوتهایی در حوزهی معنایی در زبان مبدا و مقصد وجود دارد که از آن جمله میتوان موارد زیر را نام برد:
- مفاهیم
- اشیاء
- نهادهای اجتماعی و فرهنگی
- ساختارهای نحوی
- قابلیتهای بیانی
در نوع زبان ساده و یا استعاری گاهی جملات و اصطلاحات نویسنده در زبان مقصد اصلا مفهوم نیستند.
حساسیت خاص انتخاب کلمه در ترجمه متون ادبی، غیرملموس بودن توصیفها و مثالها، انتخاب ساختار، انتخاب اینکه چگونه بین جملات ارتباط برقرار کنیم و آنها را منسجم کنیم؛ بسیار اهمیت دارد.
در خلق اثر ادبی نویسنده آزاد است اما مترجم آزاد نیست و محدود به نگرش نویسنده است.
به همین دلیل مترجم متن ادبی باید به همان اندازه که نویسنده متن ادبی مبدا به زبان مادری خودش مسلط است به زبان مادری مقصد مسلط باشد.
ویژگی مترجم فارسی زبان متن ادبی
ویژگیهای مهم یک مترجم ادبی در ترجمه از هر زبانی به زبان فارسی، شامل موارد زیر است:
- تسلط به زبان فارسی
- عقل سلیم
- قدرت انتزاعی برای درک منظور نویسنده
- روحیهی تحقیق
- باید اهل مطالعه بوده و ذهن سرشار از لغت و تعیبر داشته باشد.
- داشتن دانش عمومی در همهی زمینهها
- آشنایی با فرهنگ زبان مقصد مأنوس بودن با ادبیات
- انصاف داشته باشد
- قدرت استفاده از مانع دایرهالمعارفها و فرهنگها برای ترجمه
دو عامل مهم برای ترجمه متون ادبی
دکتر خزاعی فر دو عامل زیر را از همهی عوامل مهمتر میداند:
الف) گستره واژگان مترجم
بدیهی است مترجمی که واژگان بیشتری در اختیار دارد، دستش در انتخاب واژه مناسب و دقیق بازتر است. داشتن گستره غنی واژگان اگرچه لازم است اما کافی نیست چون متن از کنار هم قرار دادن واژگان به دست نمیآید.
ب) ذوق و توان مترجم در کاربرد و ترکیب واژگان
زیبایی، روانی و یکدستی وقتی حاصل میشود که مترجم بداند کدام کلمه را در کجا و برای ایجاد چه تأثیری به کار ببرد.
این همان جنبه از مهارت ترجمه است که از ترجمه هنر میسازد و ترجمه را به کاری خلاق بدل میکند.
ج) به کارگیری آگاهانه و یکدست روشی معین
مترجم در بازنویسی جمله گاه بر سر دو راهی قرار میگیرد. از خود میپرسد این گونه بنویسد یا آن گونه.
آیا برای مثال، عین تعبیر نویسنده را بنویسد یا مقصود او را؟ مطلب را تفسیر کرده و آن را سادهتر بنویسد یا ایجاز متن اصلی را حفظ کند؟
آیا اطلاعاتی را که در متن اصلی نیامده ولی خواننده متن اصلی آن را درک میکند به متن ترجمه بیفزاید؟ آیا کلمهای یا عبارتی را حذف کند؟ آیا اصلاً لازم است قالب جملات نویسنده را حفظ کند؟
شاید مترجم در ترجمه تکتک جملهها مجبور به چنین انتخابی شود، اما بیتردید موارد زیادی پیش میآید که باید تصمیم بگیرد. این تصمیمها وقتی در کیفیت ترجمه متون ادبی اثر دارد که آگاهانه و یکدست و بر اساس یک طرح ذهنی قبلی یعنی نظریهای درباره روش ترجمه باشد.