ترجمه و اصول چهارگانه
ترجمه و همکاری فرستنده و گیرنده
بنابر اصول چهارگانة همکاری، که پل گرایس آن را تدوین کرده است، متن، شفاهی یا کتبی، باید تابع اصول مذکور- کمیت، کیفیت، ربط، شیوة بیان- باشد. در غیر این صورت، مجموعهای بیسامان از کلمات و جملهها خواهد بود. گرایس معتقد است دو سوی ارتباط، یعنی فرستنده و گیرنده، باید دائما در حال همکاری با یکدیگر باشند تا ارتباط بتواند صورت گیرد. همکاری نکردن هر یک از دو طرف موجب سترون ماندن ارتباط خواهد شد. در حقیقت خواننده یا شنونده هر لحظه در حال کنش متقابل با متن یا سخن است و هر دو طرف باید یکدیگر را ارضا کنند. چنانچه نویسنده یا گوینده ضوابط پیام رسانی را نقض کند، و یا شنونده، عامداً یا به دلیل وجود نقصی در اندام های دریافت پیام، پیام را نگیرد، ارتباط حاصل نخواهد شد و به عبارت فنی تر گفتمان تکوین نخواهد یافت. رعایت اصول چهارگانۀ فوقالذکر، شکلگیری ارتباط را تضمین میکند.
بنابر اصل اول، یعنی کمیت، باید در گفتار و نوشتار اندازه نگه داریم. چنانچه پرگویی و یا کمگویی کنیم این اصل را نقض کردهایم. اما پرگویی یا کمگویی- اطناب ممل و ایجاز مخل- را چه عاملی تعیین میکند؟ یکی از عوامل مهم در تعیین این امر سطح مخاطب است. و دقیقاً در همین جاست که بین دست یافتن به متنی که اصل کمیت در آن رعایت شده و ترجمۀ امین تعارض ایجاد میشود. متن ترجمه در اصل (زبان اول) برای مخاطبانی نوشته شده که که الزاما در زبان دوم عیناً دارای همان خصوصیات نیستند. ما ترجمۀ طرف خانۀ سوان را به ضرب و زور میخوانیم، اما بعید است که پروست به هنگام نوشتن این رمان خوانندۀ ایرانی را نیز در ذهن داشته است. این بن بستِ همیشگیِ ترجمه است و همچنان خواهد بود. مقالهای را که در اروپا یا امریکا دربارۀ آخرین کشفیات ژنتیکی منتشر میشود نمیتوان به راحتی به زبان فارسی ترجمه کرد؛ چنین مقالهای، علاوه بر مشکلات گوناگون، از لحاظ اعمال اصول چهارگانۀ ارتباط مشکل دارد. در بخش بعد کوشیدهام با آوردن مثالهایی این مشکلات را نشان دهم.