مشکل قرارداد ناشر بر سر راه طرف ایرانی
مهمترین مانع که تکلیف هیچکدام از دستاندرکاران نشر کتاب با آن روشن نیست، بندیست که همان ابتدای کار، پس از خواندن مقدمات و مشخصات اثر و تأکید برآوردن نشان کپیرایت، سر راهِ طرف ایرانی قد علم میکند:
بندهایی از قرارداد ناشر خارجی به زبان آلمانی انگلیسی و غیره
L’ editeur s’engage a faire etablir une traduction fidele sans coupures ni modifications du texte original francais.
یا
No abbreviations, additions or alterations in the text, photographs or title may be made without the prior written approval of the Proprietor.
یا
Cuts, alterations or additions in the text and in the title, as well as any preface or postface, shall be made only with written consent of the Proprietor.
تعهد دادهایم به ترجمه وفادار ! چه باید کرد؟
بله؛ ناشر با امضاء قرارداد کپیرایت متعهد میشود ترجمهای وفادار را بدون هیچگونه حذف و دخل و تصرف در متن اصلی ارائه دهد. هرگونه اختصار، تحریف، تغییر در متن، عکسها و عنوان باید با اجازه کتبی از مالک اثر صورت گیرد. درستش هم همین است. من مترجم و شمای خواننده و شخص ناشر هم هیچ مشکلی نداریم که کتاب عینبهعین ترجمه شود، عنوان تغییر نکند و پانویسهایی برای توضیحِ عملِ شخصیت داستآنکه از نظر ما شنیع است، اضافه نشود.
ترجمههای متفاوت که در ایران اجباری است
اما چه کنیم که برای گرفتن مجوز کتاب، دیگر دستمان عادت کرده beer ها و wine ها را نوشیدنی ترجمه کنیم و s’embrasser ها را کنار هم آمدن یا حرف زدن، جای kiss نوازش و محبت و انواع مترادفهای دور از ذهن بگذاریم و piss پسر بجهای را که از سر شرارت روی دیوار همسایه کاری کرده به قضای حاجت تعبیر کنیم، عنوان را تغییر دهیم که خدای ناکرده اوقات بررس را تلخ نکند و مقدمهای هم اول کتاب بچسبانیم با قسم و آیه که به خداوندیِ خدا ما میدانیم این کار بد است و زشت است و عیب است و این اثر را فقط به دلیل نشان دادن عمق این شناعت ترجمه کردهایم… اما اصل ماجرا تازه بعد از فرستادن کتاب به آن اداره محترم شروع میشود، آنهم پس از گذشت چند ماه، و بعد از دیدن برگه عریض و طویل بدون مهر و امضائی که «اصلاحات» را ردیف کرده و از ما خواسته darkness را ازجملهای که در آن در اتاق، بسته است حذف کنیم و ami ها را به نامزد تغییر دهیم، a votre santé را این بار بد دانستهاند و از دو فصل کلاً خوششان نیامده…
تناقض رفتار مترجم و قراردادی که با ناشر خارجی امضا کرده است
حالا ما ماندهایم و قراردادی که امضا کردهایم؛ باید به ناشر ایمیل بزنیم و او هم نویسنده را در جریان بگذارد و بعد نویسنده با عصبانیت تمام برای ما بنویسد که اجازه نمیدهد دست توی متنش ببریم. از ما اصرار که دست توی اصل و اساس اثر نمیبریم و از او انکار که همین نامزد کردنِ شخصیت داستانش با آنیکی شخصیت، اصل و اساسِ داستان را از هم میپاشد و مگر در مملکت شما کسی به دیگری مهرورزی نمیکند و بوسه مگر چیست؟ … بهخصوص که نویسنده فارسی هم بلد باشد و دستی در شعر داشته باشد و مولانا و سعدی را از ما بیشتر بشناسد و بخواهد فخری هم بفروشد و در ادامه بگوید خودش شخصاً دیوان سعدی را به فارسی خوانده و این مصرعش را هنوز بهیاد دارد: بوسهای زان دهن تنگ بده یا بفروش…