5 – تغییر درون زبانی

5 – تغییر درون زبانی

تغییر درون زبانی در بحث ترجمه به چه معناست؟

ترجمه یک جمله‌ی مجهول 

تغییر درون زبانی وقتی صورت می‌گیرد که ساختار هر دو زبان از نظر صوری شبیه یکدیگر است، اما در ترجمه نمی‌توان هر جملة مجهول انگلیسی را در هر کجا به جمله‌ای مجهول ترجمه کرد. (ر.ک. مثال1). همچنین در فارسی و انگلیسی بین اسم مفرد و جمع تمایز وجود دارد، اما در انگلیسی هر جا که اسم مفرد وجود دارد، نمی‌توان آن را به اسم مفرد در فارسی ترجمه کرد. در انگلیسی هم هر جا که اسم جمع وجود دارد نمی‌توان آن را به اسم جمع در فارسی ترجمه کرد.

 مثال برای ترجمه متن با تغییر درون زبانی:

مثل بچه‌ها رفتار می‌کند.                                                          He behaves like a child.

His house had the good smell of a monastery.

خانه‌اش بوی خوش دیرها را داشت. (برخی مترجمان تازه کار جملاتی نظیر جملات فوق را، تحت تأثیر زبان انگلیسی، به صورت «مثل یک بچه رفتار می‌کند، یا «خانه‌اش بوی خوش یک دیر را داشت» ترجمه می‌کنند. برای بحث مبسوط در این زمینه ر.ک. «نگاهی به ترجمة عشق سال‌های وبا»، عبدالله کوثری، مترجم، شمارة 17-18، ص 84-90)

چنانکه ملاحظه می‌کنید، تغییرات مورد نظر کتفورد تغییراتی اجباری است که به دلیل تفاوت‌های دو زبان بر مترجم تحمیل می‌شود. حال اگر مترجمی به تغییرات اجباری بسنده کند، متنی به دست می‌آید که بر اساس قوانین دستوری زبان مقصد نادرست نیست، اما از جهات مختلف سبکی، معنایی، و ارتباطی از متن اصلی بسیار فاصله دارد. 

تغییراتی که مترجمان در متن ترجمه ایجاد می‌کنند. 

مترجمان معمولاً تحت تأثیر عوامل مختلف، کم و بیش تغییراتی فراتر از تغییرات اجباری در ترجمه ایجاد می‌کنند. این تغییرات را در اینجا تحت عنوان کلی تغییرات اختیاری بحث می‌کنیم. اولین محققانی که این گونه تغییرات را به طور نظام‌مند توصیف کرده‌اند دو محقق فرانسوی‌اند به نام‌های وینه و داربلنه. از نظر این دو محقق، که توصیف خود را بر مقایسة بین دو زبان انگلیسی و فرانسه مبتنی کرده‌اند، برخی ویژگی‌های سبکی یا تفاوت‌های معنایی ظریف متن مبدأ را نمی‌توان بدون تغییر به زبا مقصد انتقال داد. از نظر وینه و داربلنه، این قبیل تغییرات بر چهار نوعند: 

تغییر صورت،

 تغییر نقطة دید، 

تغییر معادل‌یابی 

و تغییر  همانندسازی.

 این تغییرات، در واقع، ابزار سبکی هستند که مترجم می‌تواند به مدد آن‌ها به متنی دست یابد که از زبانی روان و طبیعی برخوردار است و رنگ و بوی ترجمه ندارد. این چهار نوع تغییر به طور خلاصه عبارتند از:

الف) تغییر صورت در ترجمه متن 

 یعنی جایگزینی کلمه‌ای متعلق ه یک مقولة دستوری با کلمه‌ای متعلق به مقولة دستوری متفاوت. مثال:

In the absence of definite information

در مواردی که اطلاعات قطعی در اختیار ندارید

در ترجمة این عبارت، گروه (phrase) به بند (clause) تبدیل شده است.

دیر رسید                                                                  He was a late arrival

در ترجمة این عبارت، اسم به فعل، و صفت به قید تبدیل شده است.

به محض بیدار شدن                                                      As soon as I got up

در ترجمة این عبارت، بند به گروه تبدیل شده است.

ب) تغییر نقطة دید در ترجمه متن ادبی،

 یعنی تغییر صورت پیام به دلیل تغییر در نقطة دید. برخی انواع تغییر نقطة دید عبارت است از بیان جزء به جای کل، تبدیل وجه مجهول به وجه معلوم و برعکس، بیان علت به جای معلول، بیان جزئی به جای جزئی دیگر، تبدیل عبارت دوبار منفی به عبارت مثبت و برعکس، استفاده از اسم معنی به جای اسم ذات و غیره چند مثال:

He is no mean performer on the violin.

ویلون زن قابلی است. (تبدیل عبارت دو بار منفی به عبارت مثبت)

You are quite a stranger.

دیگر سری به ما نمی‌زنید. (بیان علت به جای معلول)

He read te bok from cover to cover.

کتاب را ورز به ورق خواند. (بیان جزئی به جای جزئی دیگر)

ج) معادل یابی، یعنی ایجاد تأثیری مشابه تأثیر متن اصلی با استفاده از کلمات و بیان کاملاً متفاوت. مثال:

خداحافظ.                                                                           See you later.

کار نیکو کردن از پر کردن است.                                        Practice mkes perfect.

آگهی                                                                                          Wanted

د) تغییر همانندسازی در ترجمه متن ادبی 

یعنی جایگزینی کلمه و مفهومی از متن اصلی که در فرهنگ مقصد وجود ندارد، یا معنی دیگری به ذهن متبادر می‌کند، با کلمه و مفهومی مشابه آن در ترجمه که برای خواننده آشناست:

مثل ماه زیبا بود.                                                She was as beautiful as a rose.

بدیهی است تغییر در ترجمه به موارد فوق محدود نمی‌شود بلکه تغییراتی در سطحی وسیعتر از کلمه و ساختار را نیز دربر می‌گیرد. پوپوویچ (1970) مفهوم تغییر را در سطحی وسیعتر تعریف می‌کند. پوپوویچ که بیشتر به ترجمة ادبی نظر دارد، می‌گوید در ترجمه آنقدر جرح و تعدیل یا دخل و تصرف صورت می‌گیرد که انسان گاه در اعتقاد خود به ممکن بودن ترجمه تردید می‌کند. این تغییرات و جرح و تعدیلها از نظر پوپوویچ در نتیجة تمایل مترجم به تغییر متن اصلی، یا در نتیجة بی‌دقتی، بی‌اطلاعی و بی‌سوادی مترجم ایجاد نمی‌شود، بلکه حاصل تلاش آگاهانة مترجم است برای بازآفرینی هر چه وفادارانه‌تر متن اصلی در کلیت آن. از نظر پوپوویچ، همة مواردی که در مقایسه با متن اصلی جدید و متفاوت به نظر می‌رسد، یا در ترجمه ظاهر نمی‌شوند- حال آنکه در متن اصلی وجود دارند- موارد تغییرند. به عبارت دیگر، تغییر در معنایی وسیع‌ ر نوع تغییر در متن اصلی، از جمله موارد حذف، را دربر می‌گیرد.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط