مقاله والتر بنجامین Die Aufgabe des Ubersetzers در 1923 که هری زون در 1969 آن را با عنوان «وظیفه مترجم» به انگلیسی ترجمه کرد، نیز دیدگاه تجربی ترجمه را میپذیرد.
متن مقاله والتر بنجامین در اصل مقدمهای بود بر ترجمه خود بنجامین از کتاب «تابلوهای پاریسی» اثر بودلر که یکی از متون فلسفی سرنوشت ساز در ترجمه ادبی تبدیل شد.

محور مقاله بنجامین این نظر است که دلیل وجود ترجمه آن نیست که خواننده را از معنی یا از محتوای اطلاعات متن اصلی آگاه سازد.
محوریت مقاله والتر بنجامین
ترجمه، وجود جداگانه است که به همراه متن اصلی وجود دارد، به دنبال متن اصلی میآید، و از «واپسین روزهای حیات» متن مبداء زاده میشود، اما ضمنا حیاتی جاودان به متن اصلی میبخشد (بنجامین، 16: 2000/ 1969).
این بازآفرینی به محض آن که پا به عرصه وجود بگذارد، بقای اثر اصلی را در «دوران اشتهارش» تضمین میکند.
به گفته بنجامین، ترجمه خوب، «رابطه اساسی متقابل میان زبانها را نشان میدهد.» ترجمه خوب، وجود این روابط طبیعی را آشکار میسازد، اما همین روابط طبیعی بدون حضور ترجمه، پنهان میماند.
تحقق این امر بدین گونه نیست که ترجمه دقیقا باید همانند متن اصلی باشد، بلکه با «هماهنگ سازی» و برقراری ارتباط میان دو زبان متفاوت، این کار امکانپذیر میشود.
ترجمه با این شیوه جامع و خلاّق (با حضور در زبان مقصد متن جدید) هم در رشد زبان خودش شرکت میکند و هم هدف زبان برتر و «سره» را دنبال مینماید.
این «زبان سره» از طریق همزیستی و تکمیل ترجمه با متن اصلی، رهایی مییابد. راهبرد دستیابی به این مهم ترجمه تحتاللفظی است که به «زبان سره» فرصت خودنمایی میدهد:
ترجمه درست و واقعی از دید بنجامین
«ترجمه واقعی، صریح و واضح است، متن اصلی را نمیپوشاند و نور آن را خاموش نمیکند، بلکه اجازه میدهد زبان سره با آن که با واسطه همین زبان تقویت شده، نور خود را کاملتر بر متن اصلی بتاباند. این مسئله مخصوصا با ترجمه تحتاللفظی نحو (متن) به دست میآید که ثابت میکند لغات، و نه جملات، ارکان اولیة ار مترجم هستند.»
(بنجامین، 21: 2000/ 1969)
ظرفیت رهایی این زبان «سره» در ترجمه بسیار چشمگیر است:
«وظیفه مترجم آن است که زبان سرهای را در زبان خودش رها سازد که محسور زبان دیگری است و او باید در بازآفرینی اثر، زبانی را برهاند که اسیر همان اثر است.»
(بنجامین: 22: 2000/ 1969)
استعارههای رهایی از اسارت کاملا مغایر آن نوع تصوراتی است که مورد استفاده مترجمان متقدمتر نظیر سنت جروم قرار داشت، و آنان تلاش میکردند معنی متن مبداء را به اسارت درآورند.
مفهوم ترجمه در مقاله والتر بنجامین
به عقیده بنجامین این کار تنها در صورتی رخ خواهد داد که مترجم اجازه دهد زبان مقصد به شدت تحت تأثیر زبان بیگانه قرار گیرد.
تحتاللفظی بودن نحو و آزادی زبان سره در ترجمه میان سطری با هم ادغام میشوند، و به عقیده بنجامین، ترجمه آرمانی، نسخه ترجمه میان سطری کتاب مقدس است.
تأکید بنجامین بر اجازه ورود زبان بیگانه به زبان ترجمه در حقیقت به مفهوم کلی «بیگانه سازی» اشلایرماخر، و نیز به سوق دادن خواننده به سوی متن بیگانه شباهت دارد.
اما سبک وی، سبکی آشفته و نامشخص است و اندیشة فلسفی آفرینش زبان «سره» به کمک هماهنگ سازی دو زبان، البته تصوری آرمانی، اما مجرد و ذهنی است.
این تجرید و در پی «حقیقتی» والاتر بودن که از طریق صورت زبان و نه از طریق ترجمه «معنی» نشان داده میشود، حکایت از آن دارد که مقاله والتر بنجامین توانسته در رشته مطالعات ترجمه، تأثیری بسزا بر پشت مدرنیستها و ساخت شکنانی همچون دریدا بگذارد که ما آن را در بخش 4: 10 شرح خواهیم داد.