آنچه که این ترجمههای اولیه نشان میدهند آن است که نیازهای تحقیق علمی، که مکمّل مولفه ایدئولوژی حکومتی مورد است، از همان ابتدا اساس نهضت ترجمه بوده است.
وقتی شتاب رسمی و بودجه مورد نیاز توسط المنصور به نهضت ترجمه داده شد، نهضت به دو طریق توسعه یافت: اولاً، در جهت افزایش دقت و اعتبار عالمانه در رشتههای موجود رشد یافت و ثانیاً به رشته و موضوعات تازهای که ارزش ترجمه داشت، تسرّی یافت.
در ارتباط با اظهار نظر درباره ارتباط نهضت ترجمه و متخصصان برخی رشتهها مانند ستاره شناسی و نجوم باید توجه کرد که این متخصصان قبل از تأسیس بغداد وجود داشتهاند.
اساس نهضت ترجمه در میان متخصصان بینالمللی
متخصصان بینالمللی در خاور نزدیک و در هر محیطی که به نحو مناسب از آنان حمایت میکرد، مشغول به کار در حرفه خود میشدند و به این ترتیب بسیاری از اطلاعات علمی را بدون ترجمه منتقل میکردند. مثلاً، نوبخت یک شبه و زمانی که المنصور تصمیم به بنای بغداد و در واقع اتخاذ سیاست حکومتی بر اساس الگوی ساسانی گرفت، به اطلاعات ستارهشناسی و تاریخ ستاره شناختی خود دست پیدا نکرد.
در واقع تحول مذکور در سیاست رسمی بود که به نوبخت و دیگران اجازه داد تا نیازهای تحقیقاتی و کاربردی خود را از طریق حمایت نهادینه شده و تمرکز فعالیتهای تحقیقاتی بشناسند.
این کار به نوبه خود تعداد قابل توجهی متخصص در بغداد پرورش داد که سرسلسله جریان علمی و فلسفی عربی شدند. شتابی که نیازهای این متخصصان به نهضت ترجمه داد باعث پدید آمدن مجموعه متجانسی از دانش علمی به طور روز افزون، این بار به زبان عربی، شد که جلب- و امکان- مشارکت تعداد کثیری از عالمان دیگر، از جمله ستاره شناسان و منجمان، ریاضیدانان، اطباء، و نهایتاً فلاسفه را فراهم نمود.

این افراد با اشتغال به کار تحقیقاتی خود، با مسائل متعددی مواجه شدند که حل آنها مستلزم انجام ترجمههای دیگر بود. بنابراین در این مرحله اساس نهضت ترجمه به بخشی از جریان علمی عربی تبدیل و در نتیجه خودزا شد، بدین معنی که بانیان ترجمهها خود دانشمندان بودند.
ترویج ترجمه و رشد علوم خاص
رشد برخی علوم خاص که در چهارچوب ترویج فرهنگ ترجمه مورد پذیرش اولین حکام عباسی و فعالیتهای فکری ناشی از آن توسعه یافته و یا در پاسخ به نیازهایی که این بار بیشتر عالمانه و نظری بود به وجود آمدند، گواه این مطلب است. یک نمونه مورد اول، رشد حیرت انگیز علوم ریاضی بود که بسیار فراتر از نیازهای آموزشی محض منشیان اداری بود.
این امکان اکنون وجود دارد که جوانب مختلف دیالکتیک بین تحقیقات متخصصان بینالمللی، ترجمه، تحقیق بیشتر، و تجدید تقاضا برای ترجمه بیشتر در مورد ریاضیات مستند شود.
کتاب مشهور خوارزمی در جبر، که انقلابی دایمی در ریاضیات ایجاد کرد، در فاصله سالهای 813 و 830 یعنی حدود نیم قرن بعد از ترجمه اصول اقلیدس، مطابق آنچه که فوقا ذکر شد، پدید آمد. قواعد جبری مختلفی که توسط خوارزمی برای حل مسایل مختلف ارائه شده، فقط از این نظر تحت تأثیر اقلیدس است که متّکی به برابری مساحتهاست.
اثر خوارزمی به نوبه خود، همراه با رشد جبر، نهایتاً موجب ترجمه اریثماتیکای دیوفانتوس (Diophantus, Arithmatica) به عربی شد و جالب آن است که ارثماتیکای دیوفانتوس اگرچه در حساب نوشته شده، اما در پرتو اثر خوارزمی در جبر و با عاریت گرفتن اصطلاحات فنی آن ترجمه شده است.
نمونه دیگری از این دست را میتوان در موضوع ایینهها ذکر کرد. کتابهای دیوکلس (Diocles)، آنتیمیوس ترالی (Anthimus of Tralles) و دیدیموس (Didymus) در زمینه آیینهها، به علت علاقه عملی دانشمندان و حکّام به موضوع آیینههای سوزاننده، به عربی ترجمه شد.
داتان به آتش کشیده شدن شناورهای مارسلوس در محاصره سیراکوس توسط ارشمیدس، که در عربی هم شناخته شده بود، اندیشه امکان تولید عملی مجدد واقعه را در ریاضیدانان برانگیخت. در نتیجه، کارهای موجود یونانی در این موضوع شناسایی و به عربی ترجمه شد و الکندی رساله مستقلی درباره این موضوع تألیف کرد که از جهات بسیاری تسطیح و پیشبرد آثار مولفان یونانی بود.
ترجمه و تاثیر آن بر رشد طب
نیاز به طب، کاملاً روشن است که، ریشههایی غیر از آنچه که تاکنون درباره علوم دیگر بحث شد، داشته است. طب یکی از اولین رشتههایی بود که توسط دانشمندانی که در حوزه نفوذ فرهنگی ساسانی قرار داشتند، رشد یافت.
کافی است به یاد بیاوریم که جرجیس بن جبرئیل بن بختیشوع، طبیبی که در سال 765 برای درمان خلیفه المنصور به بغداد فرا خوانده شد، در جندی شاپور از شهرهای ایران در شرق دجله سکونت داشت و رئیس بیمارستان شهر بود. در کار اطباء این شهر، پیشرفتهای زیادر در طب بقراطی/ جالینوسی نمایان بود.
خاندان بختیشوع مدت زیادی با نفوذترین خانواده اطباء در بغداد بودند: نسل بعد از نسل جرجیس به عنوان طبیب خصوصی خلفا خدمت کردند: پسر او، بختیشوع در خدمت هارون الرشید بود، و پسر این، جبرئیل، به خدمت هارون، الامین و المأمون درآمد، و پسر این، بختیشوع، در خدمت الامأمون، الواثق، و المتوکّل بود.
خانوادههای دیگری هم از اطباء جندی شاپور بودند که به اندازه اینها مهم بودند: خانواده ماسیوه، التیفوری، و سراپیون، این خانوادهها یک واحد اجتماعی کاملاً نزدیک به هم در بغداد تشکیل داده بودند: زبان مادری آنها فارسی بود و مثل همه مسیحیان نسطوری، زبان کاری و علمی ایشان سریانی بود، و معمولاً در میان جمع خود ازدواج میکردند.
اینها علاوه بر کار طبابت در دربار عباسیان به تحقیقات پزشکی، تألیف کتب درسی طب، و مهمتر از همه، سفارش ترجمه هم مبادرت میکردند. اینها مسلماً علاقمند به حفظ برتری علمی خود بودند چون جایگاه اجتماعی والای آنها به عنوان طبیب مخصوص خلفه و ثروت هنگفت متعاقب آن مستلزم حذاقت در طبابت بود. بنابراین دغدغه اصلی اینها کسب دانش طبی تخصصی بود.
اساس نهضت ترجمه و تاثیر بر فلسفه
و بالاخره فلسفه است که ریشههای آن ابعاد دیگری را نمایان میسازد. کاملا واضح است که نیاز عملی به این رشته حداقل بوده است چون این رشته به معنایی که ستاره شناسی، هندسه، و طب عملی بودند، «عملی» نبود. با این حال استفاده اجتماعی از ان ممکن بود و به نظر میرسد که علت رشد و توسعه آن نیز همین ملاحظه بوده است.
وارد شدن فسفه به جهان اسلام بیشک با نام الکندی (متوفی سال 870)، اولین فیلسوف عرب، و محفل دانشمندان و همکاران او مرتبط است. برای درک این تحوّل مهم است که قبل از هر چیز به یادآوری که الکندی به این معنا که تنها کار و یا کار اصلی او فلسفه باشد، فیلسوف نبود.
او در علوم مختلف ترجمه نام آور و در واقع محصول عصر خود بود. او درباره همه علومی که تاکنون به آنها اشاره شده، از جمله ستارهشناسی، نجوم، حساب، هندسه، و طب مطلب نوشته بود.
ترجمه و رواج استدلال قطعی و علوم انسانی
این بینش وسیع و کلی از همه علوم، همراه با روحیه دایره المعارف نویسی ناشی از نهضت ترجمه طی نیم قرن قبل از او، او را به تدارک برنامه تحقیقاتی کشاند که هدف آن تحصیل و تکمیل علوم انتقالی از باستانیان بود؛ هدف این رویکرد، مطابق آنچه که خود الکندی در تعدادی از مقدمههای رسالات خود میگوید، پیشبرد دانش به جای تکرار صرف آن از طریق حفظ کردن طوطی وار بود.
هدف الکندی رسیدن به دقت ریاضی در استدلالهای خود بود و او اثبات ریاضی یا هندسی را برترین نوع اثبات میشمرد. او در مکتوبات فلسفی خود، «برخی از براهین را به طور منظم به کار میگیرد در حالی که روش او به روشنی از اصول اقلیدس اخذ شده است.»
نفوذ ادبیات علوم ترجمه شده و کارهای اصیل عالمانه آغازین عربی آنچنان بود که این آرمان استدلال قطعی و خدشه ناپذیر در قرن نهم به شدت رواج یافته و به الگوی بسیاری از مباحثات در رشتههای «علوم انسانی» تبدیل شد.
ثانیاً، نوآوری الکندی در تلاش برای به کارگیری این رویکرد در مباحث کلامی و دینی عصر او نهفته است.
برای این کار او تلاش کرد به علمی ترین رشته از بین این رشتهها، یعنی مستحکمترین رشته از نظر روش شناختی، و به عبارت دیگر فلسفه، دست یابد و در نتیجه ترجمه متون متعددی از کارهای اصلی یونانی به عربی را برای خود سفارش داد که از جمله مهمترین آنها مابعدالطبیعه ارسطو و منتخب آثار پلوتینوس و پروکلوس بود که بعداً در عربی به ترتیب به نام کلام ارسطو و خیرمحض شهرت یافتند.