در مورد ترجمه شعر چه نظراتی وجود دارد؟
دو نظر وجود دارد که کلی است:
1- ترجمه تحتاللفظی
مترجم در این حالت برای هر کلمه از شعر یک کلمه پیدا میکند. در ترجمه شعر معمولا ارزش ادبی شعر ترجمه شده چندان بالا نیست بلکه قصد این است که معنی منتقل شود. احساس آن شعر اصلی منتقل نمیشود.
2- ترجمه به شعر بیقافیه
مترجم سعی میکند وزن هم ایجاد کند ولی با قافیه سروکار ندارد. ممکن است طول بیتها با متن اصلی یکی نباشد. معمولا برای تلاش ایجاد وزن تا حدی مفهوم آسیب میبیند. این روش ترجمه شعر از روش قبلی با ارزش تر است اما روش بعدی ترجمه شعر ارزش ادبی بیشتری دارد.
3- ترجمه منظوم
مترجم مجبور است آزاد باشد چون باید سه کار مهم را انجام بدهد که خیلی دشوار است:
سه عنصر باید در ترجمه ی شعر حفظ بشود که بدون آزادی بسیار سخت است یکی حفظ موسیقی شعر است و یکی حفظ ساختار شعر است و آخرین عنصر هم معنی شعر است.
آزادی مترجم مرزی ندارد خیلی از مترجمانی که از حداکثر توان و آزادی خود استفاده کردهاند نتایج بسیار متفاوت گرتفند.
حالتهای مختلف که مترجم انجام داده است عبارتند از:
الف) مضمون کلی شعر بدون حذف استعاره در قالب جدید
ب) مضمون حفظ شده ولی مجبور است به ساختار ترجمهی خود پایبند بماند
4- ترجمه شعر به نثر
بعضی از مترجمها اعتقاد دارند که باید به متن و معنی وفادار بود و نیازی به حفظ موسیقی یا ساختار نیست. یعنی از قافیه و وزن زوری باید پرهیز کرد.
در این حالت نتیجه نثر منحصر به فردی دارد و شبیه ترجمه تحت الفظی نیست در این حالت سعی میشود که چیزی بین نثر و شعر خلق شود که و امکان انتقال احساس اصلی شعر توسط ترجمه به خواننده وجود دارد.
این روش از همه متداول تر است. چند نمونه برای تحلیل شعر به این روش آمده است و بهتر است کسی که میخواهد این روش را بیاموزد این موارد را به صورت تحلیلی برسی کند.