دو اصل بنیادی در ترجمه ادبی
خلاصهای از فصل دوم کتاب ترجمه ادبی
دکتر خزاعی فر در فصل دوم کتاب ترجمه متون ادبی در بارهی دو اصل بنیادی صحبت میکنند که این دو اصل وقتی به دست میآید که بتوانیم یک ترجمه ادبی را به خوبی توصیف کنیم و هم اینکه با دلایل عقلی و منطقی آنها را بپذیریم.
اصل اول دارای مبنای تجربی است و اصل دوم دارای مبنای عقلی است.
اصل اول «ترجمه اثر ادبی خود یک اثر ادبی است» و اصل دوم این است که ترجمهی ادبی تا حد امکان به متن اصلی نزدیک است.
ترجمهی ادبی از دو اصل پیروی میکند علاوه بر این ترجمهی ادبی بر اساس برهمکنش دو گرایش ایجاد میشود.
1- ترجمه ادبی گرایش به ثبات دارد.
2- ترجمه ادبی گرایش به تغییر دارد.
در اصل اول باید به این نکته توجه کرد که وقتی یک اثر ادبی ترجمه میشود؛ به یک اثر ادبی جدید تبدیل میشود چرا که مترجم قرار نیست فقط داستان تعریف کند. در اصل دوم توجه به این نکته ضروری است که یک ترجمه ادبی به متن وفادار و بسیار به آن نزیدک است. مترجم اجازه ندارد اقتباس آزادی از متن اصلی ارائه دهد و به این توجه کنید که متن ترجمه شده باید هم به متن مبدا وفادار باشد و هم به ادبیات زبان مقصد نزدیک باشد. گاهی بعضی از مترجمین برای این که وفاداری خود را به متن حفظ کنند چنان زبان مادری خواننده را نادیده میگیرند که متن مقصد از ادبیات زبان مادری دور میشود.
بنابراین باید به یاد داشته باشیم تعادل بین دو گرایش باعث خلق ترجمه ادبی میشود. گرایش به سوی پایداری یعنی اینکه متن ترجمه شده به متن اصلی شبیه باشد. گرایش به سوی تحول و تغییر که در این حالت مترجم باید بتواند طوری جملات و استعارات را تغییر دهد که در نهایت به ساختاری دست پیدا کند که برای خواننده قابل» با ترجمهی حسن شهباز است. همچنین قسمتی از ترجمهی کتاب تامس مور به قلم آقای عبدالله کوثری و همچنین ترجمه کتاب صدسال تنهایی ترجمه بهمن فرزانه در این فصل آمده است. از آنجایی که به نقد ترجمهی تک تک این کتاب ها در بسیاری از سایتها و مجلههای اینترنتی پرداخته شده است از آوردن آنها در این قسمت پرهیز میکنیم و سعی میکنیم بر قسمتهایی متمرکز شویم که قبلا به صورت آنلاین در اختیارنگرفته است.
بعد از این قسمت چند تمرین آورده شده است تا دقت مترجم درانتقال معانی در آن بررسی شود. به طوری که در این تمرینها سه مورد مشهود است
یکی این که مترجم سعی کرده کلیهی جنبههای معنایی کلمات را به ترجمه انتقال دهد ولو این که زبان ترجمه کمی ثقیل به نظر برسد. دوم این که مترجم دقت را تا حدی فدای روانی و زیبایی ترجمه کرده است و همچنین مورد سوم ای که تعارضی بین دقت و روانی وجود ندارد: ترجمه هم دقیق است و هم روان.
این ترجمهها شامل از جمله قسمتی از ترجمه خانم دالووی؛ ترجمه پرویز داریوش؛ قسمتی از کتاب بازدید از موزه ترجمهی فرزانه طاهری، داستان کوتاه خودکشی به قلم و ترجمه فرهاد غبرایی و همچنین کتاب درد جاودانگی ترجمهه بهاالدین خرمشاهی است.
در ادامه تمرین دیگری آمده است که از خواننده خواسته است با توجه به دو اصل بنیادی در ترجمه ادبی یک متن انگلیسی را ترجمه کند.