به اعتقاد ما تعادل مطلوب میان متن مبدأ و متن مقصد تعادلی است که در بالاترین سطح ممکن بین دو متن برقرار میشود. از آنجا که سبک و ژانر در ترجمه در سطح کلان متن تعریف میشوند؛ این سؤال پیش میآید که چرا ما در اینجا از تعادل سبکی صحبت میکنیم و نه تعادل ژانری و اساساً فرق تعادل سبکی با تعادل ژانری چیست؟

برای پاسخ به این سؤال نخست فرق بین ژانر و سبک را مشخص کنیم. ژانر اصطلاحی است که به دستهای از کتب که ویژگیهای مشترک کم و بیش قابل تعریفی دارند اطلاق میشود. در ادبیات سه ژانر عمده شعر، ادبیات داستانی و نمایشنامه داریم که هرکدام از اینها خود خرده-ژانرهای متعدد دارند.
تعریفی کوتاه از سبک و ژانر
اصطلاح سبک، چنانکه گفته شد؛ به شیوه نوشتن یک نویسنده خاص اطلاق میشود. نویسندگان با اینکه معمولاً سعی میکنند از قواعد ژانری که در آن مینویسند پیروی کنند اما خواسته یا ناخواسته ذوق خود را نیز در نوشته خود نشان میدهند.
برای مثال، ژانر نمایشنامه ویژگیهای کلی مشخصی دارد که از تحلیل غالب متون نمایشی استخراج میشود اما شکسپیر سبک مخصوص به خود را دارد که ویژگیهای این سبک نیز از تحلیل نمایشنامههای او قابل استخراج است.
چرا تعادل سبکی بر تعادل ژانری ارجعیت دارد؟
برخی ویژگیهای سبکی شکسپیر با ویژگیهای ژانر نمایشنامه مشترک است اما برخی هم منحصر به شکسپیر است. همچنین، برای ژانر «نثر غیرداستانی و غیرخلّاق» و هر یک از خرده-ژانرهای آن میتوان ویژگیهای کلی برشمرد اما هر متن متعلق به این ژانر ممکن است ویژگیهای سبکی متمایز نویسنده را نیز منعکس کند.
پس اگر بخواهیم درباره متنی خاص اظهار نظر کنیم، دقیقتر آن است که آن متن را بر اساس ویژگیهای سبک نویسنده بررسی کنیم تا ویژگیهای ژانر متن؛ چون ویژگیهای ژانری ممکن است در آن متن به کار رفته باشد یا به کار نرفته باشد حال آنکه آن متن به تمامی انعکاسی از سبک نویسنده است. به این دلیل، در مقایسه دو متن مبدأ و مقصد، معیار «تعادل سبکی» را بر «تعادل ژانری» ترجیح دادیم.
تفاوت بین سبک و ژانر
با توجه به تمایز میان سبک و ژانر، اگر نویسندهای متنی علمی یا توضیحی را به سبکی مغلق بنویسد، مترجم چه باید بکند؟
آیا باید ویژگیهای سبکی او را در ترجمه بازآفرینی کند یا اینکه ترجمه را بر اساس ویژگیهای ژانر علمی بنویسد. تصمیمگیری در این مورد به عوامل مختلف ازجمله خوانندهی متن و کارکرد متن بستگی دارد و مترجم است که باید بر اساس این عوامل تصمیم بگیرد که زبان ترجمه را ساده کند یا همچنان مغلق بنویسد.
بحث بازآفرینی سبک نویسنده یک بحث کلی نظری است و فارغ از شرایط متن و فرهنگ و مخاطبی خاص قابل دفاع است و البته در مورد عموم متنها کاربرد دارد، اما این به این معنی نیست که آن را میتوان بدون در نظر گرفتن شرایط فوقالذکر در همه موارد به کار برد. هیچ نظریه کلی در باب ترجمه کردن نداریم که بتوان آن را به همهی انواع متن در همهی زمانها و فرهنگها قابل اطلاق دانست.