محبوبیت اثر استاینر را از طریق این واقعیت میتوان ارزیابی کرد که پس از گذشت بیست و پنج سال از نخستین چاپ آن، هنوز هم ویرایش و تجدید چاپ میشود اثر مذکور بیگمان کاری سترگ و ماندگار در گستره کتابهای ادبی است که به آنها ارجاع داده است و اگر چه از بسیاری جهات کاری جنبی و فرعی در مطالعات ترجمه معاصر شمرده میشود اما بسیاری از غیرمتخصصان را با نظریه ترجمه آشنا ساخته است. با این همه، تأثیر کتاب یاد شده را به نظریه پردازان امروزیتر، مانند برمن و ونوتی میتوان مشاهده کرد.
این دو نظریه پرداز بر وارد کردن مفاهیم بیگانه به فرهنگ مقصد تأکید دارند و مانند استاینر، ترجمه خوب را با غرابت زدایی روان برابر و همسنگ نمیدانند. «تفاوت مقاوم و «مشابهت انتخابی» استاینر در وضعیبت لانیحل تنشی قرار دارند. این تنش به وسیله تأثیر راهبردهای غرابت زدایی و آشنایی زدایی ونوتی، منعکس شدهاند.
استاینر در “پس از بابل”
اما، «پس از بابل» از بسیاری جهات کتابی است غرق در دوران گذشته. اکنون به نظر میرسد توجه همه جانبه استاینر به دستور زایشی- گشتاری چامسکی به منزله پشتیبان نگرش جهان مدارانه زبان، و در نتیجه، توجه وی به نظریه فراگیر ترجمه دیگر کهنه شده است.

بنابراین، زبان مردسالارانه متن نیز منسوخ است و او به دلیل وجود چنین زبانی از سوی نظریه پردازان زن باور ترجمه مانند خانم سایمون (1996) و چمبرلین شدیدا مورد انتقاد قرار گرفته است.
انتقاد چمبرلین
چمبرلین (2- 320؛ 2000/ 1988) استاینر را مخصوصا بدین دلیل مورد انتقاد قرار میدهد که او از استعارههای تصرف شهوانی استفاده میکند که خاصه دومین مرحله رسوخ کننده حرکت تفسیری است، و نیز الگویش را در مرحله جبرانی، بر مبنای کتاب ساختار مردم شناسی اثر لوی استراوس قرار میدهد که این کتاب ساختارهای اجتماعی را اقداماتی در تعادل پویا قلمداد میکند که این تعادل پویا از طریق تبادل لغات، زنان و کالاهای مادی به دست آمده است.
با این وصف، کتاب استاینر به رغم انتقدات وارده، سهمی مهم در تفسیرشناسی و نظریه زبان ترجمه دارد. اکنون، به دو صاحبنظر مهم دیگر سده بیستم نگاهی میاندازیم که هر دو مورد توجه استاینر بودهاند. اینان عبارتند از ازراپاوند و والتر بنجامین.
در ادامه بخوانید: ازراپاوند و انرژی زبان