الهام بخش لغت‌نامه کیمیا برای مترجمان

الهام بخش لغت‌نامه کیمیا برای مترجمان

دو سرجشمه الهام 

به گمان من هورنبی و حییم دو سرچشمه الهام امامی بودند چون آن دو یک‌تنه فرهنگ‌های ماندگاری خلق کرده بودند. امامی ذهنی پژوهشگر و شخصیتی درون‌گرا داشت و پیرانه‌سر با توانی بیش از توان جوانی با امکانات شگفت‌انگیز کامپیوتر آشنا شده بود؛ در روزگاری که اهل نظر بر کناره می‌رفتند، هزارگونه سخن در دهان و لب خاموش، گوشه اتاقش با منابع خاموش الهامش به کار لغت پرداخت تا همچون اسلافش اثری منحصربه‌فرد به‌جا بگذارد. و چقدر خوب است که همان‌طور که همه فرهنگ‌های معتبر جهان روزآمد می‌شوند، ازجمله فرهنگ هورنبی که در سال 2015 نهمین ویراست آن به بازار آمد، فرهنگ کیمیا هم مرتب روزآمد شود چون به‌راستی امامی بنای محکمی را در این کتاب گذاشته که ارزش بسط دادن و روزآمد شدن دارد.

امتیازات سنت فردی در لغت‌نامه نویسی

سنت فردی در لغت‌نامه نویسی امتیازات بسیاری دارد. شاید بالاترین امتیاز آن انگیزه‌ای است که به لغت‌نامه نویس می‌دهد. لغت‌نامه نویس به خاطر پول کار نمی‌کند چون اساساً کار فرهنگ‌نویسی که پیچیده‌ترین نوع پژوهش است کاری کارمندی نیست. مایه آن عشق و حاصل آن رنج است. ولی این سنت تالی فاسد هم دارد و آن این‌که لغت‌نامه نویس سنتی، که نوعاً نگاهی ادیبانه به زبان دارد تا نگاهی زبان‌شناختی، چه آگاهانه چه ناآگاهانه، بیش‌ازحد فردیت نشان بدهد و از اصول شناخته‌شده و دانش مسلم لغت‌نامه نویسی غفلت بورزد.

لغت‌نامه کاری جمعی است و مثل شعر فردی نیست

نباید فراموش کرد که لغت‌نامه نویسی از مقوله شعر نیست. به هر میزان ‌که شعر کاری فردی است، لغت‌نامه کاری جمعی است چرا که هدف لغت‌نامه نویس ثبت صورتی از زبان است که در دهان مردم می‌گردد نه صورتی آرمانی از زبان ‌که در ذهن او می‌گذرد، و لذا ذوق و سلیقه او در انتخاب واژگان و نحوه پرداختن به آن‌ها در کار لغت‌نامه نویسی جایی ندارد. برای مثال من خود نمی‌دانم چرا به لغت‌نامه باید بگوییم فرهنگ. البته بین لغات و فرهنگ نسبتی برقرار است چون هر لغت در بطن فرهنگ زاده می‌شود و رشدونمو می‌کند و در دل فرهنگ هم می‌میرد ولی درعین‌حال فرهنگ در نظر اول مفهومی غیر از کتاب و لغت‌نامه را به ذهن متبادر می‌کند.

ویراستاری لغت‌نامه کیمیا

بنده این سعادت را داشتم که به پیشنهاد امامی ویراستار لغت‌نامه کیمیا باشم. ویراستاری کتاب برای من افتخار بزرگی بود زیرا امامی کسی را انتخاب کرده بود که هم سابقه ویراستاری نداشت و هم در مشهد زندگی می‌کرد و ارسال مدخل‌ها با پست خودش دردسر بزرگی بود. بنده در سرتاسر لغت‌نامه به مواردی انگشت‌شمار برخوردم که ناشی از عدم دقت بود. کار امامی از حیث نظم و یکدستی شگفت‌انگیز بود. او لغت‌نامه‌اش را بدون دستیار تهیه کرده بود و در فرمتی آماده چاپ در اختیار ناشر گذاشته بود. او خودش یک‌تنه کار حروف‌چین، صفحه‌آرا، نمونه‌خوان و حتی ویراستار را انجام داده بود.

اسامی خاص و مدخل‌های لغت‌نامه

یادداشت‌های من در مقام ویراستار بیشتر در مورد مسائلی بود که امامی سلیقه و پسند شخصی‌اش را اعمال کرده بود. برای مثال در مواردی امامی کلمات پیشنهادی فرهنگستان را استفاده کرده بود. من می‌گفتم کلمات را تا زمانی‌که تداول عام پیدا نکنند نباید وارد لغت‌نامه کرد. یا در مواردی امامی اعلام یا اسامی خاص به‌خصوص اسامی مربوط به تاریخ ایران قبل از اسلام را به‌عنوان مدخل انتخاب کرده بود و معتقد بود این نوع اطلاعات برای خواننده مفید است. همچنین در مورد مثال و تعریف جمله مثال اختلاف‌نظر داشتیم. من برخی مثال‌ها را پیشنهاد می‌کردم عوض شود یا حذف شود چون معتقد بودم در یک لغت‌نامه فارسی انگلیسی مثال نباید صرفاً یک نقش تزئینی داشته باشد بلکه باید کاربرد خاص یک کلمه یا وجهی خاص از معنی کلمه را نشان بدهد. و امامی هم با سعه‌صدر و بزرگواری این حرف‌های شاگرد خود را می‌پذیرفت.

خاطره‌ای از مترجم فقید

در خاتمه مایلم به خاطره‌ای از امامی اشاره‌کنم. باآنکه من مطالب ارسالی را به‌سرعت می‌خواندم و می‌فرستادم اما گاهی که تأخیر می‌شد خانم امامی زنگ می‌زدند و می‌گفتند لطفاً سریع‌تر بفرستید. آن موقع از بیماری امامی مطلع نبودم و خیال می‌کردم دلیل این اصرار فشار ناشر است. اما وقتی به‌طور غیرمنتظره خبر درگذشت امامی را شنیدم خانم امامی گفتند به شما گفتم چندبار که ایشان وقت ندارند. در رفتن از این جهان هم امامی به سنت فرهنگ‌نویسان بزرگ پیش از خود تأسی کرد: ناظم‌الاطبا، دهخدا و معین. او هم نتوانست حاصل کار خود را به‌صورت کتاب ببیند. راهش پر رهرو باد.

 

 

جدیدترین ها

مطالب مرتبط