همفکری کنیم برای اداره‌ی ترجمه

همفکری کنیم برای اداره‌ی ترجمه

 

راه حلی برای معمای ترجمه با کپی رایت 

قطعاً قصدم از مرور این وقایعی که همه به‌نوعی با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، نالیدن و ناامید کردن نیست، که اگر بود، دنبال راهکار نمی‌گشتم. قصدم این است که همفکری کنیم شاید بتوانیم حتی برای آن اداره محترم هم راهگشا باشیم. پس بیایید یک فرض محال را در نظر بگیریم؛ نویسنده‌ای کانادایی که چند کتاب دارد و قول داده امتیاز سه کتابش را به ما واگذار کند، کوتاه می‌آید، درک می‌کند و اجازه می‌دهد تغییراتِ موردنظر انجام شود؛ کتاب اول منتشر می‌شود و نویسنده چند خطی هم برای خوانندگان ایرانی‌اش می‌نگارد و همه دور هم خوشحالیم که کتابی با اجازه مالک اثر چاپ کرده‌ایم. می‌رویم سراغ کتاب دوم؛ از پیش اجازه آن تغییرات را هم گرفته‌ایم و با اطمینان به نویسنده می‌گوییم کتاب تا ده ماه آینده به بازار خواهد آمد. 

بعد از امضای قرارداد ترجمه چه اتفاقی می‌افتد؟

قرارداد را امضا می‌کنیم و کتاب را می‌فرستیم و این بار، با تغییر سلیقه بررس محترم دیگری، از دیدن برگه «اصلاحات» درجا میخکوب می‌شویم؛ چون بررس محترم این بار نوازش و محبت خفیف را به‌شدت رد کرده و با عصبانیت دستور به حذف جملات قبلی و بعدی و تخت و کمد و دوش و حوله و لباس نازک داده است… تکلیف چیست؟! اگر اعتراض بزنیم دست‌کم یکی دو ماه دیگر باید منتظر بمانیم، اگر تغییرات را اعمال کنیم، باز باید جلو نویسنده سرمان را پایین بیندازیم و این بار سعی کنیم تغییر سلیقه در بررسی‌های محترم را توجیه کنیم. اینجاست که طرف ایرانی دیگر کم می‌آورد و ترجیح می‌دهد اصلاً به خرید امتیاز فکر نکند و سعی کند با عذاب وجدانش کنار بیاید… .

یک نشست با یک آلمانی در مورد مشکل ترجمه

در نشستی که چندی پیش در شهر کتاب مرکزی با ناشری آلمانی برگزار شد، در پاسخ به اعتراض ایشان مبنی بر این‌که نویسندگان آلمانی افتخار می‌کنند در کشوری آزادانه می‌نویسند و هرگز اجازه حذف قسمت‌هایی از کتابشان را به مترجم ایرانی نمی‌دهند، تأکید کردم «ما هم به عقاید و شرایط و قوانین کشورمان احترام می‌گذاریم و هر گز سراغ کتابی نمی‌رویم که دین، عرف و سیاست کشورمان را زیر سؤال برده. ما هم کتابی را انتخاب می‌کنیم که برای انتشارش توجیه عاقلانه داشته باشیم.» دور از اخلاق بود جمله‌ام را ادامه دهم و در محضر غریبه، خودی را متهم کنم 

که مشکل  ما در ترجمه اثر خارجی در  اینجاست:

که مشکل اینجاست: هنوز بعد از گذشت نزدیک به چهل سال، منِ مترجم و شمای خواننده و شخص ناشر هیچ‌کدام نمی‌دانیم چه کلمات، جمله‌ها یا عباراتی دین، عرف و سیاست کشورمان را زیر سؤال می‌برد. کاش جدولی تهیه می‌شد از کلمات ممنوعه، عبارات تحریک‌کننده، توصیفاتِ خارج از عرف و موضوعات خارج از ادب. من که چنین جدولی را ولو چند هزار صفحه باشد، روی چشم می‌گذارم. دست‌کم تکلیفم روشن می‌شود که ترجمه آثار ادبی، با دستورالعملی چند هزارصفحه‌ای، را ادامه می‌دهم یا عطایش را به لقایش می‌بخشم…

جدیدترین ها

مطالب مرتبط