مثال دوم برای مورد جیم از ترجمه متون ادبی
مثال دو برای ترجمه
مثال 2: این مثال لزوم استفاده از عقل سلیم در ترجمه را نشان میدهد. ابتدا متن ترجمه را که بخشی از ترجمة چاپ شده یک رمان است بخوانید:
They were nearly born on a bus, Estha and Rahel. The car in which Baba, their father, was taking Ammu, their mother, to hospital in Shillong to have them, broke down on the winding tea estate road in Assam. They abandoned the car and flagged down a crowded State Transport bus. With the queer compassion of the very poor for the comparatively well off, or perhaps only because they saw how hugely pregnant Ammu was, seated passengers made room for the couple and for the rest of the journey Estha and Rahel’s father had to hold their mother’s stomach (with them in it) to prevent it from wobbling. That was before they were divorced and Ammu came back to live in Kerala.
According to Estha, if they’d been born on the bus, they’d have got free bus rides for the rest of their lives. It wasn’t clear where he’d got this information from, or how he knew these things, but for years the twins harboured a faint resentment against their parents for having diddled them out of a lifetime of free bus rides.
استا و راحل در یک اتوبوس به دنیا آمدند. اتومبیلی که پدرشان بابا، با آن مادرشان آمو را به بیمارستان شیلانگ میبرد تا بچهها را به دنیا بیاورد، در یکی از پیچهای جادهی آسام در کنار یک مزرعهی چای خراب شد. آنها اتومبیل را رها کردند و سوار یک اتوبوس شلوغ و قراضهی دولتی شدند. مسافرانی که نشسته بودند با دلسوزی عجیب و غریب جا باز کردند. حالا معلوم نبود به خاطر این که فقر شدید خودشان را با آن زوج پولدار جذاب مقایسه میکردند دلشان میسوخت یا به خاطر این که آموی باردار خیلی سنگین و ترحمانگیز به نظر میآمد. در تمام طول راه، پدر استا و راحل ناچار شده بود شکم مادرشان را به اضافهی آن دو بچه نگه دارد تا از تکانهای اتوبوس در امان بماند. این قبل از زمانی بود که آنها طلاق بگیرند و آمو برای زندگی به کرالا باز گردد.
استا اعتقاد داشت حالا که در اتوبوس به دنیا آمدهاند میبایست برای تمام عمر بلیط مجانی اتوبوس به آنها بدهند. معلوم نبود استا این اطلاعات را از کجا به دست آورده بود یا این چیزها را از کجا میدانست، اما دوقلوها سالها از بابت این که والدینشان حق سوار شدن رایگان در اتوبوس را برایشان نگرفته بودند احساس غبن میردند و به فهمی نفهمی از آنها دلخور بودند.
در ترجمة جمله اول متن فوق مترجم معنی کلمه nearly را نفهمیده و جمله را نادرست ترجمه کرده است. ترجمة درست جمله چنین است: «استا و راحل نزدیک بود در اتوبوس به دنیا بیایند.» پس از این اشتباه، مترجم خود را مجبور دیده تا جملة اول پاراگراف دوم را نیز نادرست ترجمه کند تا تناقضی میان دو جمله پیش نیاید. با این حال مترجم توجه نکرده است که اگر استا و راحل در اتوبوس به دنیا آمدهاند، پس چرا از حق سواری رایگان برخوردار نیستند و چرا از پدر و مادر خود دلخورند. توجه به این نکته مترجم را متوجّه منشأ خطا میکرد.