آلبرخت نیوبرت: «تعادل در ترجمه» در کتاب ویراستۀ هارالد کیتل و دیگران: اوبرستزونگ- ترجمه– تراداکشن. دایره المعارف بینالمللی مطالعات ترجمه. انتشارات دو گوریتو، 2004، صفحه 341.
تعادل محققاً مهمترین مفهوم در مطالعات ترجمه است، ولی این اصطلاح همچنین مفهومی فوقالعاده چالش برانگیز است. محققان امر ترجمه به طرق مختلفی به آن اشاره میکنند، برخی نیز اصلاً قاطعانه آن را رد میکنند. در این متن، مفهومِ «تعادل ارتباطی» مطرح و سپس به نیّات مؤلف و مترجم ربط داده میشود.
مشخص است که تعادل در رابطهای عینی بین متن اصلی و متن ترجمه شده قرار ندارد، بلکه در رابطهای قابل تغییر بین متن مبدأ و متن مقصد، و آخر از همه، در هر تناظر مطلق جدید بین کلمات و ساختارهای زبانهای مبدأ و مقصد، موجود است. این یک نتیجۀ منطقی از تمامی انواع ترجمۀ ارتباطی است (که نباید فی نفسه آن را ترجمه تعریف کرد) که تواناییهای رمزگذاری دوباره زبانها و متنها را بیازماید و این کار را به عنوان فرایندی موجود در درون زندگی اجتماعی و فردی جوامع و افراد انجام دهد. در تاریخچۀ طولانی ترجمه با نیات ارتباطی همواره چنین شده است، اگرچه اغلب بدون تأمل دربارۀ تعادل صریح، بسیاری از مترجمان (از سیسرو گرفته تا دوله تا لوتر تا امروز) برای دفاع از اهدافشان بارها خاطرنشان کردهاند که نه کلمه و عبارت و حتی نه متن، جوهر اصلی ترجمه نیست، لکه آنچه اصل است، نیات ارتباطی است. مترجمان پیامها را انتقال میدهند و در بهترین حالت نیاتشان را به عنوان معادلهای ارتباطی ارائه میدهند که منجر به بروز موقعیتی خاص میشود. این موقعیتخاص دارای یک پروفایل مشخص است که توسط واسطه و موضع تعیین میشود. روشی که مترجم تعادل را تفسیر میکند، ما حصل ارزیابی ذهنی از تقبل کلی تعادل است.
بنابراین تعادل ارتباطی «تعادلی از منظر تماشاگر محسوب میشود.»
نیوبرت براهمیت نیات ارتباطی در ترجمه تأکید دارد. چگونه میتوان چنین نیاتی را تعیین کرد؟
اگر تعادل ارتباطی در منظر تماشاگر باشد در آن صورت آیا این بدان معنی است ک هر تماشاگری میتواند به حق به نوع متفاوتی از تعادل دست یابد؟
آیا میتواند هیچ تعادلی در سطح کلمه و عبارت وجود نداشته باشد؟ و اگر چنین باشد، چرا نه؟
شما در حال مطالعه قسمتی از بخش دوم کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه هستید. میتوانید به بخش دوم بروید و فهرست و جزییات مطالب آن را ببینید:
فصل ششم – مباحث متداول و در جریان
میتوانید به فهرست کتاب بروید و بقیه بخشها و فصول آن را ببینید و مطالعه کنید:
بخش دوم کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه