The priest shut his breviary and said, ‘Well, that’s finished’
کشیش کتاب دعایش را بست و گفت: «خوب، این هم از این.»
«این هم از این» ترجمة دقیق روان و زیبایی است در سطح جمله از that’s finished.
در اینجا تعبیری به تعبیر دیگر ترجمه شده زیرا ترجمة تحت اللفظی عبارت انگلیسی در متن بیمعنی است.
We had never been friends since the night she was taken ill in the GrandMonde and I had seen Phuong home.
از شبی که در گران موند حالش به هم خورده بود و من فوپونگ را به خانه رسانده بودم چندان میانه گرمی با هم نداشتیم.
در این مثال بخش اول جمله، یعنی بند اصلی (main clause) در سطح بند ترجمه شده است در اینجا تعبیر be friends به تعبیر «میانة گرمی داشتن» ترجمه شده و لذا کلمات این بند معادل نظیر در ترجمه ندارند.
She was a very literal woman.
همه چیز را دقیقا به مفهوم حقیقی کلمه تلقی میکرد؛ شوخی سرش نمیشد.
در اینجا، مترجم مفهوم کلمه literal را نه با یک کلمه بلکه در دو جمله بیان کرده است.
مثالهای زیر از کتاب اصول و مبانی ترجمه، تألیف خانم طاهره صفارزاده نقل میشود:
جداً تعجب کرده بود. honestly surprised
So we drove on forward death through the cooling twilight.
و بدینسان در هوای فرحبخش صبحگاهی به سوی مرگ پیش میراندیم.
He walked heavily round the shed.
با تأنی در انبار شروع به قدم زدن کرد.
After weeks of vain offorts did the right idea occur to somebody.
فقط بعد از هفتهها کوشش بیحاصل بالاخره راه حل مناسبی به ذهن یکی از آنها رسید.
با شانههای پهن و فرو افتاده With wide, shoping shoulder
در جملات فوق کلماتی با میل ترکیبی وجود دارد که همة آنها به کلماتی با میل ترکیبی در فارسی ترجمه شدهاند. اینها در واقع ویرایش شدة ترکیباتی نامفهوم یا نادرست است که از ترجمههای چاپ شده گرفته شده است. در این ترجمهها مترجمان اجزاء ترکیبها را به عنوان واحدهای معنایی مستقل و بدون ارتباطی معنایی با یکدیگر ترجمه کردهاند؛ به طوری که ترکیبهای حاصل ترکیباتی نامفهوم و غیرقابل قبول است. این ترکیبات عبارت است از: صادقانه تعجب کردن، نیمه تاریکی خنک شونده، یا سنگینی قدیم زدن، وزش تخفیف یافته باد، ایده شایسته، شانههای عریض و گشوده
همچنین به جملات زیر توجه کنید:
Mrs Strickland might congratulate herself that her party was a success.
جای آن داشت که خانم استریکلند از گرمی ضیافتش به خود ببالد.
(ترجمه در سطح جمله)
He sets them to work, he gives back to them the bare minimum that would prevent them from starving.
او آنها را به کار میگمارد و در عوض قوت بخور و نمیری به آنها میدهد.
(در اینجا واحد ترجمه گروه است. گروه اسمی the bare minimum به گروه اسمی معادلی در فارسی ترجمه نشده است.)
Her finger nails were red.
لاک قرمزی هم به ناخنهایش زده بود. (ترجمه در سطح جمله)
چند مثال دیگر:
Though we may enjoy reading about the lives of others in newspapers, it is extremely doubtful whether we would equally enjoy reading about ourselves.
شاید بهترین ترجمة تحتاللفظی ترکیب extremely doubtful عبارت «بینهایت محل تردید است که» باشد. این ترجمه در فارسی قابل درک است ولی قابل درک بودن غیر از قابل قبول بودن یا روان و طبیعی بودن است. ترکیب extremely doubtful در زبان انگلیسی ترکیبی پذیرفتنی و متداول است و اگر بخواهیم آن را به ترکیبی متداول و پذیرفتنی در فارسی ترجمه کنیم، ناچاریم به ذخایر ترکیبات و تعبیرات فارسی رو بیاوریم:
ترجمة پیشنهادی: ما شاید از خواندن خبری در مورد دیگران در روزنامه لذت ببریم، اما بعید است خواندن خبری دربارة خودمان به همان اندازه برایمان لذتبخش باشد.
مثال دیگر:
Those who never have to change house become indiscriminate collectors of what can only be called clutter.
در اینجا نیز مشکل مترجم یافتن معادل برای ترکیب indiscriminate collectors است. ترجمة تحتاللفظی این عبارت یعنی «جمع کنندگان بیتمیز» نه بهترین، و نه دقیقترین ترجمة ممکن است و لازم است این واحد معنایی را در سطح واحد معنایی دیگر یا به تعبیری دیگر ترجمه کنیم. در اینجا بعید است بتوان ترکیب دو کلمهای متن اصلی را در دو کلمه حفظ کرد.
ترجمة پیشنهادی: کسانیکه مجبور نیستند یکسر خانه عوض کنند، هر خرت و پرتی را جمع میکنند.
آخرین مثال:
Whether work should be placed among the causes of happiness, may perhaps be regarded as a doubtiful question.
ترجمة جمله بالا در سطح کلمه سه نوع غرابت ایجاد میکند:
- ترکیب doubtful question.
- ساخت مجهول.
- شروع ابتدا به ساکن متن با ساختار «اینکه …» و اساساً غرابت این ساختار در فارسی.
در اینجا نیز راهی نیست جز تغییر واحد ترجمه، و انتزاع مقصود از لفظ، و بیان ان به لفظ و تعبیری دیگر:
ترجمة پیشنهادی: شاید برخی در این مسأله تردید کنند که کار از جمله عواملی است که انسان را شاد میکند.
چنانکه گفته شد، لااقل در مورد متونی که در ترجمة آنها حفظ شیوة بیان نویسنده نیز اهمیت و ضرورت دارد، مترجم عموماً در سطح کلمه ترجمه میکند و بدیهی است برای اینکه ترجمهاش دست کم پذیرفتنی باشد دقیقترین کلمات را به کار میگیرد تا هم مقصود نویسنده را به درستی برساند و هم انسجام معنایی میان کلمات را حفظ کند. به عنوان نمونه قسمتی از ترجمة آقای عبدالله کوثری از آئورا را که عمدتاً در سطح کلمه ترجمه شده است در اینجا نقل میکنیم:
In the depth of the dark abyss, in your dream with its mouths opening in silence, you see her coming towards you from the blackness of the abyss, you see her crawling towards you, in silence, moving her fleshless hand, coming towards you until her face touches yours and you see the old lady’s bloody gums, her toothless gums, and you scream and she goes away again, moving her hand, sowing the abyss with the yellow teeth she carries in her bloodstained apron.
Your scream is an echo of Aura’s, she is standing in front of you in your dream, and she’s screaming because someone’s hands have ripped her green taffeta skirt in two, and then she turns her head towards you.
With the torn folds of the skirt in her hand, turns towards you and laughs silently, with the old lady’s teeth superimposed on her own, while her legs, her naked legs, shatter into bits and fly towards the abyss . . .
در ژرفای پرتگاه تاریک، در رؤیای تو با دهانهایی که در سکوت گشوده میشوند، میبینیاش که از ظلمت پرتگاه به سوی تو میآید، میبینیاش که به سویت میخزد، در سکوت، دستهای بیگوشتش را میجنباند، به سویت میآید، تا آنکه چهره به چهرهات میساید و تو لثههای بیدندان بانوی پیر را میبینی و جیغ میکشی و او دیگر بار دست جنبان دور میشود و دندانهای زردش را که در پیشبند خون آلود ریخته است بر پرتگاه میافشاند.
جیغ تو بازتاب جیغ آئور است. او پیش روی تو در رؤیایت ایستاده است و جیغ میکشد، چرا که دستی دامن تافتة سبزش را از میان دریده است و آنگاه سر به سوی تو میکند.
نیمههای دریدة دامنش در دست، سر به سوی تو میکند و خاموش میخندد، با دندانهای خانم پیر که روی دندانهای خود نشانده است، و در این دم، پاهایش، پاهای عریانش تکه تکه میشود و به سوی پرتگاه میپرد…