الگوی هاوس و ارزیابی کیفیت ترجمه توسط آن

الگوی هاوس و ارزیابی کیفیت ترجمه توسط آن

اگرچه شباهت‌هایی میان مقولات و تحلیل متن الگوی هاوس از یک سو، و تحلیل‌های نقش‌مند از سوی دیگر وجود دارد، اما دستاورد‌هایی کلیدی نیز وجود دارند.

هاوس، خود، اندیشه پایبندی خواننده مقصد به شایستگی ترجمه را با عنوان اساسا غلط رد می‌کند و به همین دلیل الگویش را بر اساس تحلیل تطبیقی متن مبداء- مقصد قرار می‌دهد که این کار به ارزیابی کیفیت ترجمه می‌انجامد و بر خطاها یا ناهماهنگی‌ها تأکید می‌ورزد.

الگوی هاوس

اولین الگوی هاوس (1977) انتقاداتی را متوجه وی ساخت که در نسخه بازنگری شده بعدیش (4- 101، 1997) به آن‌ها می‌پرازد.

انتقادات مذکور به ماهیت، پیچیدگی، و اصطلاحات مقولات تحلیلی مورد استفاده، و نیز به فقدان متون شعری در مطالعات موردی هاوس مربوط می‌شوند.

اصلاحات در الگوی هاوس

در بخش حاضر، توجه ما به الگوی بعدی و «اصلاح شده» هاوس (1997) معطوف است که برخی از مقولات قدیمی‌تر او را در تحلیل سیاق سخن زمینه بحث، فحوای متن، و شیوه بیان علنا هالیدی گرا، ادغام می‌کند.

الگوی مذکور در بر گیرنده مقایسه‌ای نظام‌مند از شرح متن مبداء با مقصد می‌باشد.

الگوی تطبیقی یاد شده، طبقه‌بندی‌های گوناگون و گاه پیچیده را مورد استفاده قرار می‌دهد، اما می‌توان آن را تا حد تحلیل سیاق سخن متون مبداء- مقصد ساده کرد که این کار طبق نمود‌های آن‌ها و از طریق روش‌های واژگانی، نحوی، و متنی امکانپذیر است.

دسته‌بندی روش‌های متنی

روش‌های متنی به موارد زیر اشاره دارد:

  •  پویایی مضمون (theme- dynamics): شامل ساختار مضمونی و انسجام زبانی.
  •  اتصال بند‌ها: شامل افزودنی‌ها (and و in addition)، حروف نقض (however و but) و جز آن.
  •  اتصال تصویری (iconic linkage): شامل توازی (parallelism) ساختارها

در الگوی هاوس سیاق سخن در حقیقت اجزاء گوناگونی را شامل می‌شود که برخی از آن‌ها بیشتر از اجزایی هستند که هالیدی صراحتا بیان نموده است.

زمینه بحث در این الگو

زمینه بحث در واقع به مطلب اصلی و کنش اجتماعی اشاره می‌کند و شامل دقت واحد‌های واژگانی می‌گردد.

فحوای متن سرمنشاء مادی، جغرافیایی و خطاب کننده (addresser) و نیز تلقی فکری، عاطفی یا احساسی وی (یعنی «دیدگاه شخصی» او) را دربر می‌گیرد.

«نگرش اجتماعی» به سبکی رسمی، یا مشاوره‌ای یا غیررسمی اشاره می‌کند. در این نوع نگرش، عنصری از فردیت وجود دارد.

و سرانجام، شیوه بیان که با «مسیر» (نوشته/ گفته، و غیره) و میزان مشارکت میان خطاب کننده و مخاطب (تک‌گویی، گفت و شنود، و غیره) ارتباط پیدا می‌کند.

الگوی هاوس به شکل زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد:

  1. شرحی از سیاق سخن متن مبداء تهیه می‌شود.
  2.  شرحی از سخن متن مبداء به مورد بالا اضافه می‌گردد که آن را از طریق سیاق سخن می‌توان تشخیص داد.
  3. همزمان، این مسئله «توصیفی از نقش» برای متن مبداء به وجود می‌اورد که شامل مولفه انگاره‌ای و مولفة میان فردی است (به بیان دیگر، چه اطلاعاتی منتقل می‌شود و چه رابطه‌ای میان فرستنده پیام و دریافت کننده آن وجود دارد.)
  4.  سپس همان فرآیند توصیفی را می‌توا در مورد متن مقصد انجام داد.
  5. شرح متن مقصد با شرح متن مبداء سنجیده می شود و توصیفی از «ناهماهنگی‌ها» یا خطاها به دست می‌آید که بر اساس سنخ، جنبه‌های وابسته به موعیت آن و سیاق سخن، مقوله‌بندی می‌شوند. این خطاهای وابسته به موقعیت با عنوان خطاهایی که به طور پنهانی غلط هستند، مشخص می‌شوند تا بتوان آن‌ها را از خطاهای آشکار بازشناخت که این مورد اخیر در حقیقت ناهماهنگی‌های صریح یا خطاهای نظام مقصد هستند.
  6. سپس «شرح کیفیت» ترجمه تهیه می‌گردد.
  7. سرانجام، ترجمه را می‌توان به یک یا دو نوع ترجمة علنی یا مخفی، مقوله‌بندی کرد.

ترجمه علنی چیست؟

ترجمه علنی (overt translation) در واقع متن مقصدی است که به نظر نمی‌رسد متن اصلی باشد.

به زعم تعریف گیج کننده‌تر هاوس (66: 1997)، «ترجمه علنی، ترجمه‌ای است که مخاطبان متن ترجمه به طور کاملا عنی و آشکار» مستقیماً مورد خطاب قرار نمی‌گیرند.

نمونه‌ای از این مورد ترجمه، سخنان سیاسی وینستون چرچیل در جنگ دوم جهانی است که با بافت تاریخی، زمانی و فرهنگی مبداء خاصی عجین گشته، و نیز مربوط به ترجمه آثاری ادبی است که با فرهنگ مبداء‌شان پیوند یافته‌اند.

هاوس در مورد این قبیل ترجمه‌ها معتقد است که در سطح متن/ زبان و سیاق سخن و سنخ آن‌ها باید در جستجوی تعادل بود.

با وجود این، نقش یک متن ویژه شباهتی با نقش متن مبداء و نقش متن مقصد ندارد، زیرا آن‌ها در محیط‌های گفتاری متفاوتی استفاده می شوند.

به همین دلیل، الگوی هاوس پیشنهاد می‌کند تا با متن مقصدی در جستجوی «تعادل نقشمند سطح دوم» باشیم که دست یافتن به نقش متن مبداء را برای ما امکانپذیر می‌سازد و به دریافت کنندگان اجازه می‌دهد به «استراق سمع» (eavesdrop) در متن مبداء بپردازند.

مثلا، خوانندگان بریتانیایی آثار توماس مان می‌توانند از متن مقصد انگلیسی Magic Mountaion استفاده کنند تا به Die zauberberg دست پیدا کنند، اما آنان می‌دانند متنی ترجمه شده را می‌خوانند و نقش خاص این دو متن نمی‌تواند یکسان و مشابه باشد.

ترجمه مخفی چیست؟

ترجمه مخفی:‌ «ترجمه‌ای است که از شأن متن مبداء اصلی در فرهنگ مقصد بهره‌مند است»

متن مبداء به طور خاص با خواننده یا فرهنگ متن مبداء ربط پیدا نمی‌کند، هم متن مبداء و هم متن مقصد پیام‌گیران خاص خود را مستقیما مخاطب قرار می‌دهند.

مثال‌هایی که الگوی هاوس در این مورد ارائه کرده عبارتند از کتابچه اطلاعات گردشگریان، نامه‌ای از رئیس یک شرکت به سهامداران، و مقاله‌ای از نشریه «پیام یونسکو» نقش ترجمه مخفی آن است که «نقشی را در در متن ترجمه بازآفرینی، بازسازی و یا نشان دهد که متن اصلی در چارچوب زبانی- فرهنگی و در عالم گفتمان از آن برخوردار است.»

نقش یاد شده این کار را انجام می‌دهد بی‌آنکه خواننده متن مقصد را به عالم گفتمان متن مبداء ببرد.

از این رو، وجود تعادل هم در سطح سنخ و هم در نقش یک متن خاص، ضروری است، اما آنچه را هاوس پالایه فرهنگی (cultural filter) می‌نامد باید به وسیله مترجم استفاده شود تا عناصر فرهنگی را اصلاح نماید و در نتیجه این تصور را در ذهن مخاطب مقصد به وجود بیاورد که متن مقصد، متن اصلی است.

این مسئله ممکن است تغییراتی را در سطوح متن/ زبان و سیاق سخن ایجاب نماید.

مثالهایی که در الگوی هاوس به منظور شناخت بیشتر ارائه می‌شود

هاوس یعنی پالایه فرهنگی را در بافت مطالعات منظور شناختی تطبیقی زبان‌های آلمانی- انگلیسی شرح می‌دهد و مثال‌هایی از تمرینات مختلف در دو فرهنگ مذکور به دست می‌دهد که باید در ترجمه منعکس شوند.

مثلا، او متوجه می شود که زبان آلمانی بیشتر بر معنای مستقیم توجه دارد، حال آنکه زبان انگلیسی عمدتا زبانی میان فردی است.

این مسئله باید در ترجمه مخفی نشان داده شود، مثلا نامه رئیس شرکت به زبان انگلیسی یک متن عمدتا میان فردی است.

هاوس تلاش زیادی کرد تا این حقیقت را متذکر شود که تمایز ترجمه‌های «مخفی- علنی» یک پیوستار (cline) است و نه یک جفت ترجم دوگانه متضاد.

علاوه بر آن، در مورادی که خواهان تعادل نقشمند مخفی هستیم اما سنخ متن مبداء در فرهنگ مقصد وجود ندارد، هدفمان باید این باشد که روایتی (version) مخفی به وجود بیاوریم و نه ترجمه‌ای مخفی روایت، اصطلاحی است که تغییرات به ظاهر بی معنی در سنخ (ترجمه) را شرح می‌دهد.

استفاده از متون تاریخی در مثال‌ها

هاوس از این الگو در شماری متون استفاده می‌کند، از جمله گزیده‌ای از یک متن تاریخی بحث‌انگیز راجع به درگیری غیرنظامیان آلمانی در یک قتل عام (متن مبداء به زبان انلگیسی، و متن مقصد به زبان آلمانی است).

طرحی از تفاوت‌های یاد شده را در جنبه‌های زمینه بحث و فحوای متن می‌توان تشخیص داد.

در زمینه بحث، تکرار لغت German در متن مبداء که مسئولیت غیرنظامیان آلمانی را در رویداد‌ها مشخص می‌کند، در متن مقصد کمتر تکرار می‌شود.

در فحوای متن، از میزان قیود تأکیدی (intensifier)، صفات عالی و سایر واژگان عاطفی کاسته می‌شود.

کاهش مذکور، موضع نویسنده را در متن مقصد کمتر آشکار می‌کند و هاوس حتی معتقد است که این کاهش بر نمود سنخ متن تأثیر دارد.

در حالی که متن مبداء پیش گفته در واقع یک کتاب تاریخی پرطرفدار و بحث‌انگیز است (هر چند مبتنی بر رساله دکتری نویسنده می‌باشد)، متن مقصد یک رساله دانشگاهی معتبرتر و رسمی‌تر است.

هاوس دلایلی معقول برای این تغییرات در نظر دارد و ناشران آلمانی به دلایل سیاسی و بازاریابی، او را تحت فشار قرار می‌دهند.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط