الف. از دینکرت زرتشتیان، کتاب چهارم.

الف. از دینکرت زرتشتیان، کتاب چهارم.

[1] دارا، پسر دارا [داریوش سوم کودومانوس حکومت 31- 336 قبل از میلاد]، فرمان داد تا دو نسخه از تمام اوستا [متون مقدس زرتشتیان به زبان اوستایی] و زند [ترجمه و تفسیر پهلوی اوستا] به‌صورتی که زرتشت از اهورامزدا [روح نیک] دریافت کرده بود، نوشته و حفظ شود؛ یکی در خزانه سلطنتی و دیگری در مخزن اسناد.

[2] ولگاسیس [اول (؟) حکومت سال 51 تا سال 80] اشکانی، فرمان داد که حکمی به ولایات ارسال شود [به آن‌ها دستور داده شود] تا همه باقی‌مانده‌های اوستا و زند و تعلیمات مستخرج از آن‌ها را که درنتیجه حمله و هجوم اسکندر [کبیر] و غارت و چپاول مقدونیان در سراسر ملک ایران پراکنده شده بود، به‌همان صورتی‌که به [هر] ولایت رسیده و اعتبار دارد، خواه مکتوب یا شفاهی، حفظ کنند.

[6] اعلیحضرت اردشیر [اول، حکومت 41- 226]، شاهنشاه، پسر بابک، طبق حکم عادلانه تنسر([وزیر اردشیر اول پادشاهی ساسانی.م])، فرمان داد که همه آن معلومات پراکنده به قصر آورده شوند… .

[7] شاهپور [اول، حکومت 71- 241]، شاهنشاه، پسر اردشیر، هم مکتوبات غیردینی درباره طب، ستاره‌شناسی، حرکت، زمان، مکان، جوهر، عرض، وجود، زوال، تغییر، منطق و دیگر فنون و حرف پراکنده در هند، امپراطوری بیزانس، و سایر بلاد را جمع‌آوری نموده به اوستا افزود و فرمان داد تا یک نسخه از تمام نسخ [مکتوبات] بی‌عیب تهیه و در خزانه سلطنتی نگهداری شود. و او کار بررسی الحاق [علیمات] این نسخ بی‌عیب را به مزداییان واگذار کرد… .

[8] اعلیحضرت فعلی، کسری [خسرو اول انوشیروان]، حکومت 78-531، شاهنشاه… اعلام کرد «ما حقانیت دین مزدایی را به رسمیت شناخته‌ایم» و خردمند می‌تواند بااطمینان آن‌را از طریق مباحثه در پهنه گیتی رواج دهد… قلمرو ایران به سویی که تعلیمات دین مزدا، یعنی مجموعه خرد پیشینیان ما، هدایت می‌کند به‌پیش می‌رود… ما فرمان می‌دهیم که تمام موبدان [روحانیان] با اشتیاق و به‌طور مداوم اوستا و زند را مطالعه کرده و به این طریق خرد مردم این ملک را با نتایج یافته‌های خود به‌صورتی ارزشمند پربار کنند… و چون ریشه دانش تعلیمات دین است… اگر کسی که خردمندانه سخن می‌گوید، [دانش خود را] به مردم عالم عرضه کند … در آن صورت باید سخن او را اشاعه اوستا شمرده، هرچند که وی آن را با وحی اوستا تحصیل نکرده باشد.»

جدیدترین ها

مطالب مرتبط