مرکز خدمات تهران ترجمه
 

آمادگی برای ترجمه


فن ترجمه احتیاج به سه چیز دارد:

  1. تسلط بزبان مادری
  2. تسلط بزبان خارجی
  3. مجزا ساختن هر دو زبان از یکدیگر از لحاظ اختلافاتی که بین آنها در مورد قواعد دستوری، لغات و اصطلاحات، ساختمان و حالات و خصوصیات هر کدام از آنها وجود دارد و استفاده از این خصوصیات برای اینکه ترجمه روان و سلیس باشد و در عین حال اصل امانت حفظ شود.
  1. تسلط بزبان مادری

منظور از این تسلط توجه به جنبه‌های مختلفه زبان مادری است. زبان صحبت با زبان نوشتن فرق دارد. صحبت دوستانه و خودمانی از بسیاری جهات با صحبت رسمی یا مناظره یا سخنرانی متفاوت است. زبان عامیانه جنبه‌های مخصوص بخود دارد. لهجه‌های محلی نه تنها از لحاظ تلفظ و تجوید و آهنگ واجد مشخصاتی معین است بلکه لغات و جمله‌بندی و محل کلمات در جمله وضع معینی بخود می‌گیرد. نوشته‌های قدیمی با سبک تازه چه بصورت منظم و چه منشور تفاوت فاحش دارد و تشخیص سبک‌های مختلف بدون آگاهی از فنون ادبی و صنایع بدیعه میسر نمی‌شود و ارزیابی جنبه‌های زبانی بیان یا نوشته یک شخص بدون توجه به دستور زبان و جمله‌بندی و اشکال مختلفه یک جمله و ارزش و مفهوم مشخص کلمات ممکن نیست. یک نامه دوستانه وجه مشترک زیادی با مکاتبه رسمی یا تجارتی ندارد. مقاله یک روزنامه فرق زیادی با انشا کلامی یا رساله دانشگاهی یا کتابی که برای طبقه معینی نوشته شده پیدا می‌کند.

          تکلم به یک زبان تنها بر اساس تولد در یک کشور یا در نتیجه تماس روزانه با مردم و رفع احتیاجات عادی زندگی به کسی تسلط و مهارت کافی در زبان مادری نمی‌بخشد که ادعا کند آن‌ را خوب می‌داند چون کسب چنین مهارتی مستلزم مطالعه دقیق و ممتد جنبه‌های مختلف زبان است و برای نیل باین هدف باید پا را از احتیاجات روزمره فراتر گذاشت و دامنه تجارب و مطالعه را چه از لحاظ کمیت و چه کیفیت توسعه داد.

 

  1. تسلط بزبان خارجی

تمام مطالبی که در مورد تسلط بزبان مادری ذکر شد در مورد زبان خارجی نیز صدق می‌کند با این تفاوت که استفاده روزمره از زبان مادری بدون اینکه ذهن کاملا نسبت به آن مشعر باشد و همینطور کسب دانش در آن زبان در دوره طولانی زندگی منتج به کسب تسلط و مهارتی می‌شود که در مورد زبان خارجی به آسانی میسر نیست مگر اینکه همان گونه فرصت‌ها و شرایط تصادفا بدست آید یا تعمدا ایجاد گردد تا شخص بتواند به ذخایر معنوی خود در آن زبان با سرعت و دقت کافی بیفزاید و از این لحاظ غنی و چیره‌دست گردد.

          از این جهت باید گفت که دانستن یک زبان خارجی مانند زبان مادری مستلزم آشنایی به ادبیات و تاریخ و جغرافیا و آداب و رسوم و وضع اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و تمام جنبه‌های دیگر زندگی آن کشور و مملکت آن است تا مترجم بتواند روحیه و حالات مشخص قومی را که زبان خارجی معرف آن است دریابد و مفهوم واقعی عبارات و اصطلاحات و تغییرات و استعارات را تشخیص دهد.

 

  1. تشخیص اختلاف هر دو زبان

البته در موقع مقایسه دو زبان مفاهیمی کشف می‌شود که بعلت اینکه وجوه مشترکی بین اقوام و نژادها از لحاظ احساسات و قوه دراکه و تعقل و تفکر و ارتباط با طبیعت و محیط و احتیاجات مشترک و عمومی انسانی وجود دارد آن مفاهیم یکسان یا دست کم خیلی مشابه می‌باشد و این موضوع را سنگلاخی ترجمه را تا حدی هموار می‌سازد ولی هر تمدن در هر عصر و هر محیط خصوصیاتی دارد که در قالب جملات و اصطلاحات و لغات معینی جنبه‌های مختلف خود را آشکار می‌سازد و با طرز تشریح مفاهیم یک زبان دیگر فرق دارد مثلا اغلب در زبان انگلیسی حالت تعجب بوسیله استفاده از نامهای گوناگون خداوند یا انبیاء و ائمه ادا می‌شود از قبیل:

Good heavens! Holy Moses! By Jove!

در صورتی که در زبان فارسی عباراتی از قبیل "خداوند" و "عجیب است" و "غریب است" بکار می‌رود.

یا در ترجمه جمله:

He did his best to succeed in the examination.

اگر کلمات یک به یک ترجمه شوند ترجمه آن بدین صورت در می‌آید:

"او انجام داد بهترین را برای موفق شدن در امتحان"

که البته جمله مضحکی است در صورتی که باید گفت:

"نهایت سعی خود را برای توفیق در امتحان بکار برد".

در این جمله غیر از محل کلمات، عبارت to do ones best اصطلاحی است که باید بصورت واحد ترجمه شود نه به شکل کلمات منفک.

          منظور از ترجمه، تشخیص معانی لغات یک جمله و کشف لغات مترادف آن بزبان دیگر نیست چون یک لغت را نمی‌توان واحد فکر و بیان و نوشتن دانست بلکه واحد فکر جمله ای است که در هر زبان قالب‌ها و حالات معینی دارد و ارزش کلمات تابع محل آنها در این قالب‌ها است. عدم توجه به این نکته اغلب باعث می‌شود که دانش‌آموز زبان بعلت اینکه توجه کافی به یکی از سه شرط مذکور در فوق و ارتباط آنها به یکدیگر ندارد در ترجمه مرتکب اشتباهاتی می‌شود که محصول زحمت او را نامفهوم و بی‌ارزش و مضحک جلوه می‌دهد.

          نمونه دیگر اختلافات زبان، معانی مختلف لغات است که نسبت به متن و نوع مطلب و محل لغت در جمله مفهوم دیگری پیدا می‌کند و چون بسیاری از لطیفه‌ها و شوخی‌ها متکی بر مفهوم چند پهلوی یک واژه می‌باشند ترجمه چنین لطیفه‌ها مشکل و گاهی غیرممکن می‌شود.

          مثلا ترجمه کمدی‌های شکسپیر به همین جهت گاهی بسیار دشوار است و در ترجمه بحکم اجبار مقداری از ظرافت کلام متن اصلی از بین می‌رود.

          این گونه اختلافات بین زبان مادری و زبان خارجی مخصوصا در مورد قواعد دستوری از قبیل شکل و حالت افعال و موارد استعمال آنها، محل کلمات در جمله، جمله‌های ساده و مرکبف تغییرات و تشبیهات و ضرب‌المثل‌ها فراوان دیده می‌شود. ولی با وجود این اختلافات چون مترجم توجه کافی به مفاهیم کلی و روح مطلب و سبک نویسنده دارد می‌تواند طوری یک متن را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه نماید که اصالت آن از بین نرود و اصل امانت رعایت شده باشد.

 

 

نکات مهم در ترجمه

در مواردی که اختلاف زیادی بین طرزبیان یک فکر در دو زبان وجود دارد البته مترجم کوشش می‌کند تا آنجا که مقدور است روح و مفهوم اصلی را با همان قالب متن اصلی حفظ کند تا اصالت آن از بین نرود. ولی در برخی موارد مترجم باید آزادی عمل داشته باشد تا ترجمه را بصورتی پسندیده و قابل قبول به قالب زبانی دیگر در آورد از این جهت باید گفت که نکاتی که مترجم باید موردتوجه قرار دهد بترتیب از این قرارند:

  1. مفهوم کلی و روح و حالات و سبک متن اصلی که ترجمه می‌شود.
  2. طرز تنظیم مطالب نسبت به مفهوم کلی.
  3. قالب جملات آن متن.
  4. نوع کلمات و اصطلاحات و تشبیهاتی که در آن بکار رفته.

البته بهترین ترجمه آن است که هر چهار نکته در ترجمه متن موردنظر رعایت شود ولی اینکار همیشه به علت اختلاف دو زبان که مصرف دو تمدن و وضع اجتماعی و طرزفکر دو کشور متفاوت می‌باشد میسر نیست. بنابراین آزادی عمل مترجم بترتیب از انتخاب کلمات شروع می‌شود و بعد به شکل و قالب جمله می‌رسد و پس از آن مترجم تا حد معینی می‌تواند در نکته دوم یعنی طرزتنظیم مطالب نسبت به مفهوم کلی دخل و تصرف نماید ولی از آن بندرت تجاوز می‌کند زیرا اگر مترجم در مفهوم و حالت متن اصلی مداخله کند ترجمه به صورت ترجمه آزاد در می‌آید که فقط نکات معینی موردتوجه واقع شده و محصول کار بیشتر معرف مترجم است تا نویسنده اصلی، و شباهت بین متن اصلی و ترجمه آن از جنبه کلی و وسیع آن بصورت نسبتا مبهمی قابل تشخیص است.

 

مراحل ترجمه

با در نظر گرفتن مطالب مذکور چنین نتیجه گرفته می‌شود که ترجمه را نباید زودتر از موقع شروع کرد بلکه باید مراحلی را در نظر گرفت که عمل ترجمه آسان شود و به نتیجه برسد. به این جهت باید در وهله اول مطالبی را برای ترجمه تعیین نمود که نه تنها نکته مذکور در متن صریح و مشخص باشد بلکه جمله‌بندی آن طوری باشد که شاگرد مبتدی ارتباط کلمات را با یکدیگر به آسانی تشخیص دهد و تنها اشکال او کشف معانی یک یا چند لغت تازه باشد و پس از تمرینات پی در پی به تدریج قالب جملات پیچیده‌تر و مشکل‌تر گردد.

          نکته دیگر اینکه باید شاگرد را عادت داد تمام متن موردنظر را بخواند و پس از اینکه مفهوم کلی را درک کرد به ترجمه آن اقدام نماید و در نتیجه دچار عادت به ترجمه تحت‌اللفظی و کلمه به کلمه نشود. به این منظور می‌توان مراحل زیر را برای تزرجمه به کار برد.

 

مرحله‌ی اول (مقدماتی)

ترجمه‌ی لغات

این مرحله و مرحله دوم در حقیقت مقدمه و تمرین مفیدی برای شروع ترجمه می‌شود زیرا با وجودی که به تمام جمله برای درک معنی لغات یا اصطلاحات توجه می‌شود هدف اصلی پرورش قدرت تشخیص مفهوم لغت یا اصطلاح مرود نظر است نه واحد فکر یا جمله.

          در مرحله اول لغات معینی که معانی مختلف دارند در جملاتی بکار می‌روند و منظور دبیر اینست که قدرت فهم شاگرد را در مورد این لغات بسنجد. مثلا در جملات زیر به معانی فارسی کلمه Spring توجه کنید:

بهار Spring is the first season of the year.

فنر The spring of his watch is broken.

چشمه He went to fetch water from the spring.

جهیدن The cat got ready to spring on the mouse.

و به معانی فارسی کلمه Present در جملات زیر توجه کنید:-

حاضر She was present in the class.

هدیه   My father gave me a present on my birthday.

معرفی کردن She wished to present him to her mother.

معانی فارسی کلمه too در جملات زیر این است: -

بیش از حد The weather is too hot play to-day.

هم I can play tennis too.

معانی انگلیسی کلمه "شیر" در جملات زیر این است:-

من هر روز صبح بجای چای شیر می‌خورم.       Milk

شیر دست‌شوئی باز است.      Tap

آهو طعمه شیر شد.        Lion

معانی انگلیسی کلمه "زبان" در جملات زیر این است: -

او زبان فارسی را خوب صحبت می‌کند.     Language

زبان او از دهان بیرون آمد.              Tongue

معانی انگلیسی کلمه "زمین" در جملات زیر است:-

زمین بدور خورشید می‌گردد.                    The Earth

کتاب از دستم روی زمین افتاد.                           Ground

این زمین حاصلخیز است.                                  Land, soil

 

تمرین 1

در جملات زیر معانی فارسی کلماتی را که با حروف تحریری مشخص شده به کمک فرهنگ لغت پیدا کنید:

Turn: He turned round.

                   It is your turn.

 

Company: He worked in the oil company.

I kept him company.

 

Record: He set up a high-jump record.

This gramophone record is broken.

 

Desert: He wanted to desert his post.

Travelling across a desert is very difficult.

 

Current: Such words are current nowadays.

There is too strong a current for swimming.

 

Match: He is no match for me.

Give me a match please.

There is a football match on tomorrow.

 

Fair: She is a fair woman.

His action was not fair.

Let us go to the fair.

 

Watch: They came to watch the race.

This watch is exact.

 

Pound: I owe you one pound.

This is not more than one pound in weight.

He began to pound his opponent.

 

Shell: There are plenty of shells on the shore.

A shell destroyed the house.

 

Set: I bought a set of dishes.

He set it on the table.

This is a good radio set.

 

Stand: Stand up, please.

Hang your hat on the stand.

 

Ill: You should not speak ill of him.

The baby is ill.

 

Board: All the passengers are on board.

It is written on the board.

 

Can: Fill up the can with water.

I can do it.

We can fruit in Iran.

 

Date; What is the date?

Dates grow in hot climates.

 

Ground: We need some ground sugar.

It fell on the ground.

 

 

تمرین 3

در جملات زیر معانی انگلیسی لغاتی را که با حروف سیاه مشخص شده به کمک فرهنگ لغت پیدا کنید.

 

  1. دست: او با دست چپ می‌نویسد.

یک دست لباس سفارش دادم.

یک دست قاشق خرید.

 

  1. توپ: موضع دشمن را به توپ بست.

توپ بازی را دوست دارد.

 

  1. راست: آنچه گفتید راست است.

راست بایستید.

منزل او در خیابان دست راست است.

 

  1. ماه: یک ماه دیگر به شهر خود باز می‌گردد.

امشب ماه دیر طلوع می‌کند.

 

  1. قید: کلمه "دوستانه" در دستور زبان قید است.

دست و پای او در قید و بند است.

 

  1. باز: پنجره را باز کرد.

باز یک پرنده شکاری است.

 

  1. در: کیست که در می‌زند؟

در اینجا دو صندلی بیش نیست.

 

  1. تند: غذای امروز خیلی تند شده.

او تند راه می‌رود.

 

  1. سر: سرش برهنه است.

سر این موضوع اختلافی بین آنها پیدا شد.

 

  1. بسته: پستچی بسته را تحویل داد.

چه کسی در خانه را بسته است؟

 

  1. خط: خط این بچه خوب است.

چند خط موازی بکشید.

 

  1. تار: هوا تیره و تار شده.

تار را خوب می‌نوازد.

 

  1. سن: سن شما چقدر است؟

محصول امسال را سن زد.

 

  1. سبک: او جوانی جلف و سبک است.

بسته‌ای که شما حمل می‌کنید خیلی سبک است.

 

  1. آبی: از حیوانات آبی یکی را نام ببرید.

رنگ آبی را خیلی دوست دارم.

 

  1. عمل او با گفته‌اش خیلی فرق دارد.

او را برای عمل جراحی به بیمارستان بردند.

 

  1. رسید: ساعت هشت بخانه رسید.

رسید این نامه را بدهید.

 

  1. سرباز: او سرباز شجاعی است.

قوطی روغن سرباز را نخرید.

 

  1. تیر: تیر به هدف خورد.

تیر سقف پوسیده است.

 

  1. شور: غذا شور شده.

با شور و ضعف او را پذیرفتند.

نوشته شده در تاریخ 1393/4/6