مرکز خدمات تهران ترجمه
 

رام کردن زبان، رعایت اسلوب


رام کردن زبان

ضمن بحث دربارۀ فن ترجمه و روشهای آن به کلمۀ «تطویع» برمی‌‌خوریم. استاد «احمدحسن زیات» آن‌‌جا که فرق میانِ تألیف و ترجمه را از لحاظ سختی و مشقّت ذکر می‌‌کند، این اصطلاح را به کار می‌‌برد. او می‌‌گوید: «مؤلف در واقع از خودش ترجمه می‌‌کند و مافی الضمیر خویش را مستقیماً بر روی کاغذ می‌‌آورد، ولی مترجم از زبانی که با زبان خودش از جهات زیادی تفاوت دارد، ترجمه می‌‌کند. بنابراین نخستین کوشش مترجم باید این باشد که زبان را برای پذیرفتن معانی و مفاهیم بیگانه رام و مطیع سازد، به نحوی که از پیچیدگی و موارد شاذ و نادر به دور بوده کاملاً برای خواننده قابل فهم باشد.

 

 

 

رعایت اسلوب

استاد «انیس المقدسی» موضوع تطویع را به روش خاصی خودش بیان کرده چنین می‌‌گوید: «رعایت اسلوب زبانی چیزی است که نویسندگان بزرگ در ترجمه‌‌هایشان از زبانهای بیگانه به آن تکیه می‌‌کنند. در این روش، مترجم نباید آنقدر موشکافی و به اصطلاح «نبش قبر» کند که احتمالاً اصل و روح اندیشه‌‌ای را که می‌‌خواهد ترجمه کند، از بین ببرد. مثلاً، روشهای نگارشی را در یکدیگر درآمیزد؛ یک‌‌جا یک داستان مؤثر و زیبا را مثل نوشته‌‌های متکلّف و تصنّعی یا مقامات مقامه نویسهای قدیم ترجمه کند و در جایی دیگر برای وصف یک موجود یا موضوع خیالی، صحنه‌‌ها و شرایط بزرگی بسازد که فقط در حماسه‌‌سراییها و مسابقات ادبی شایستۀ ذکرند». «انیس المقدسی» در جایی دیگر چنین می‌‌گوید: «بنابراین اصل اساسیِ حوزۀ ترجمۀ موضوعاتِ ادبی آن است که مترجم به نوشتۀ غیرعربی دقیقاً توجه نموده و بعد آن را به زبان عربی فصیح و در شکل و ساختمان و روشِ آن، ترجمه کند»

 

 

 

تسلّط بر زبانی که به آن ترجمه می‌‌شود

این «تطویع» و «رعایت روش» در هر زبانی فقط در صورتی میسر است که مترجم تسلّط کافی بر زبانی که به آن ترجمه می‌‌کند، داشته باشد. در این صورت، کار رام ساختن مفاهیم سرکش بیگانه و مقبول کردن آن در زبان خود، برایش آسان خواهد بود. بنابراین اگر مترجم در زبان خود توانا باشد، فرایند رام کردن مفاهیم مشکل بیگانه برایش آسان خواهد بود. ودیع فلسطین به این موضوع چنین اشاره می‌‌کند: «مترجم قبل از شروع بر کار ترجمه باید به زبانی که می‌‌خواهد به آن ترجمه کند، تسلّط داشته باشد. اگر زبان مادری در برابر مترجم رام نباشد، برایش سخت خواهد بود که ترجمه‌‌ای درست و مورد اعتماد ارائه دهد. بنابراین، نوشته‌‌اش پریشان و بی‌‌معنا بوده و پیام و رسالتی را که دارای چارچوب مشخص و هدف معینی باشد، دربر نخواهد داشت.

و اینک نمونه‌‌ای از «تطویع» در ترجمه را ذکر می‌‌کنیم تا بر ما آشکار کند که وظیفه‌‌ای که برعهدۀ مترجم نهاده شده است تا چه اندازه مشکل می‌‌باشد. تنیسون شاعر انگلیسی عبارتی دارد که از فرط شهرت به حد ضرب‌‌المثل رسیده است. عبارت این است:

«Men Rise on Stepping Stones of their dead Souls»

این عبارت اگر با همین ساختار و ظاهر بیگانۀ خود به عربی برگردانده شود، ترجمه‌‌اش چنین خواهد بود: «مردم از پله‌‌هایی از ارواح مرده یا کهنه‌‌شان، بالا می‌‌روند.»

حال، این را اگر در ترازوی ذوق بسنجید، آن را هم تهی و بی معنا و هم پیچیده خواهید یافت چه، در این صورت چهره و تصویر اندیشه و ایده‌ای که شاعر تنیسون می‌خواهد مطرح کند، روشن نیست. در هر حال این عبارت به صورت یک بیت شعر چنین ترجمه شد:

إنّما المرءُ یَرتقی لِلمَعالی                                                                    سُلَماً مِن مَرارةِ الإختبارِ

و با این ترجمه شعری دستکاری شده – با وجود این که در شعر محدودیتهایی نیز وجود دارد – مفهوم مورد نظر نویسنده اصلی روشن شده است. مُورخ محقق، استاد «عجاج نویهض» هنگام اظهارنظر درباره روش مرحوم «عادل زعیتر» در ترجمه، در خصوص این «تطویع» و رعایت اسلوب، چه نیکو سخن گفته است. او می‌گوید: «و اما مهارت وی – یعنی عادل زعیتر – در انتقال معانی در همه اجزاء و بخشهای متن آشکار است. در این جا نباید این واقعیت از ذهن خواننده پوشیده بماند که این نوع ترجمه فلسفیاجتماعیتاریخیعمرانی – دقیق‌ترین نوع ترجمه به شمار می‌رود، چون معیار ما در این جا به نکته‌ای مربوط می‌شود که پس از اندکی تأمل بر خواننده آشکار می‌گردد و آن، این که در ترجمه تنها آشنایی لغوی ولو گسترده با هر دو زبان مبدأ و مقصد، کاملاً کافی نیست، بلکه این آشنایی با زبان بخصوص مقصد، باید در اقیانوسی از فرهنگ گسترده و پربار و درخشان و مهارت و بصیرت مترجم شناور شود و مترجم شخصیت خود را در این اقیانوس در چنان سطحی قرار دهد که بتواند صورتهای زیبای معانی را در عربی گزینش کند و این صورتها و قالبها البته بخشی از همین اقیانوس وسیع هستند. راز شرافت و والایی فن ترجمه نیز در همین نکته نهفته است و درخشش و تابش ترجمه نیز از همین جاست.»



 

 

 

نوشته شده در تاریخ 1396/7/27