مرکز خدمات تهران ترجمه
 

شرایط ترجمه از دیدگاه معاصران و نوگرایان، انعکاس روح و احساس مؤلّف در ترجمه


شرایط ترجمه از دیدگاه معاصران و نوگرایان

شرایطی که جاحظ برای مترجم ذکر کرد ما را به یاد شرطهای دیگری می‌‌اندازد که ادبا و محقّقانِ دست‌‌اندرکار ترجمه یا کسانی که در خصوص «فن ترجمه» مطالبی نوشته‌‌اند، متعرض آنها شده‌‌اند. البته ممکن است این شرایط به عنوان روش و اسلوب لازم‌‌الاجرا و یا به صورت یک قانون لازم‌‌الاتباع در فن ترجمه مطرح نشوند، بلکه می‌‌توان گفت که بعضی از مترجمان جدید و معاصر عرب این شرایط را برای توضیح روش و اسلوب خود در ترجمه ذکر کرده‌‌اند، بنابراین بهتر است ما هم اینها را صرفاً «توضیح روش» بدانیم و نه شرایطی واجب و لازم‌‌ا‌‌لاجرا.

اصولاً فقط کسانی که رنج ترجمه را تحمّل می‌‌کنند و یا به یک زبان بیگانه تسلّط دارند، می‌‌توانند به خوبی دربارۀ فن ترجمه و روش آن سخن گفته و اظهارنظر کنند. چون فقط اینها می‌‌فهمند که کار نقل و ترجمۀ افکار از زبان بیگانه و ریختن آنها در قالب و ساختار زبان عربی، به نحوی که اصل متن چه از نظر لفظی و چه مفهومی، از شکل طبیعی خود خارج نشود، چقدر مشکل است؛ جاحظ، گرچه سخنش دربارۀ ترجمۀ یک میراث بیگانه به زبان عربی شرکت کرده بود یا خیر؟ مسأله مهمتر آن که او بطور قطع بجز زبان عربی زبان دیگری نمی‌‌دانست. گرچه برخی معتقدند که به احتمال زیاد او با فارسی آشنایی داشت ولی دلیل قوی و مستندی ندارد، چون اگر جاحظ آشنایی – هرچند مختصر – با زبان فارسی می‌‌داشت، حداقل یک کتاب – ولو کوچک – از زبان فارسی ترجمه می‌‌کرد. تکیۀ جاحظ در گسترش دامنۀ دانش و فرهنگ سرشارش بر ترجمه‌‌هایی بود که مترجمان از زبانهای یونانی و فارسی و هندی به زبان عربی برگردانده بودند، ولی با این حال، جاحظ درست مانند یک کارشناسِ آگاه و متخصّص دربارۀ فن ترجمه و مشکلات و شرایط آن اظهارنظر کرده است و این نظریه‌‌ها تنها استنباط شخصی خودش است نه نقل قول از دیگران؛ کاری که «صلاح‌‌الدین صفدی» چند قرن پس از او انجام داد. «صفدی» نیز نه زبان بیگانه می‌‌دانست و نه رنج ترجمۀ کتابی را بر خود هموار کرده بود، ولی دربارۀ ترجمه سخن گفت اما به عنوان یک نقل‌‌قول کنندۀ کلامِ دیگران و نه استنباط شخصی خود.

امّا اکثر معاصران که درباره ترجمه و تعریب اظهارنظر کرده‌‌اند – مگر یک یا دو نفرشان – یا زبان بیگانه (حداقل یک زبان) آشنایی و تسلّط داشته و دارند و عملاً و بطور فعال، کتابهایی هم به زبان عربی ترجمه کرده‌‌اند. افراد زیر از جملۀ این استادان هستند: انیس المقدسی، عادل زعیتر، احمدحسن الزیات، علی ادهم، ودیع فلسطین، امیرمصطفی الشهابی، عبدالقادرالمغربی، یعقوب صروف، احمد عیسی و محمد شرف.

در میان نوشته‌‌های این افراد گاهی به تحقیقات و مقالاتی که این‌‌جا و آن‌‌جا به صورت پراکنده منتشر شده‌‌اند، به قواعد و اصولی برمی‌‌خوریم که برای خوب ترجمه کردن و رسیدن به اصل اخلاقی «امانت‌‌داری» در کار ترجمه بسیار مفید می‌‌باشد. البته هر کسی برای بحث و تحقیق خویش عنوان خاصی انتخاب کرد. مثلاً «ودیع فلسطین» عنوان «پایه‌‌های ترجمه» و «علی ادهم» تیتر «غلبه بر مشکلات در کار ترجمه» و «رضوان ابراهیم» عنوان «عوامل مؤثّر در ترجمه» را برگزیدند. «احمدحسن الزیات» و «عادل زعیتر» و «یعقوب صروف» عنوان «اسلوب قابل پیروی» را ترجیح دادند. «انیس المقدسی» تیتر «اصول لازم‌‌الاتباع» و از قدما هم «جاحظ» عنوان «شرط واجب در ترجمه» را انتخاب کردند. البته این محققان گاه در یک یا چند شرط اتفاق نظر پیدا می‌‌کنند و گاهی نیز چند شرط و عامل که بطور جداگانه و به عنوان شرط مجزا آورده شده‌‌اند، در نهایت به یک نتیجه منتهی می‌‌شوند.

 

 

 

 

انعکاس روح و احساس مؤلّف در ترجمه

گاهی به هنگام سخن دربارۀ «فن ترجمه» به واژۀ «روح و احساس» مؤلّف برمی‌‌خوریم. استاد «احمدحسن الزیات» هم هنگام توضیح روش کار خود در ترجمه، این کلمه را به کار برده است. او ابتدا متن بیگانه را به همان روشِ نگارش در زبان مؤلف کلمه به کلمه به زبان عربی ترجمه می‌‌کرد، بعد کلمات را بدون کم و زیاد کردن، جابه جا و پس و پیش می‌‌نمود تا جمله را متناسب با ساختمان جملۀ عربی سازد. بهتر است مرحلۀ سوم این کار را از زبان خود «زیّات» نقل کنیم. وی در این مورد چنین می‌‌گوید: «و در مرحلۀ سوم بر می‌‌گردم و روح و احساس مؤلف را با آوردن کلمات مناسب و به کارگیری مجازِ متناسب با مقام و ایجاد هماهنگی و ترتیب میان واژه‌‌ها و جمله‌‌ها، در متن عربی تزریق می‌‌کنم.»

مرحوم «عادل زعیتر» هم به این موضوع توجه داشت. او ضمن اشاره به این امتیاز ضروری در ترجمه چنین می‌‌گوید: «وظیفۀ مترجم تنها ترجمۀ عبارت بیگانه به عربی نیست بلکه مرحلۀ بسیار مهمتر از این هم وجود دارد و آن، این که مترجم باید در روح و احساس نویسنده نفوذ کند و شخصیت مؤلّف را کاملاً درک نماید».

مترجم ادیب «ودیع فلسطین» هنگام اظهارنظر دربارۀ ترجمۀ تحت‌‌اللفظی و ترجمۀ آزاد، بطور گذرا و شتاب‌‌آلود به این موضوع اشاره کرده چنین می‌‌گوید: «خواننده فرصت نمی‌‌یابد تا ایده‌‌ای درست و اندیشه‌‌ای صحیح دربارۀ نویسنده‌‌ای داشته باشد، مگر این که ترجمۀ دقیق کلمات و مفردات در آثار آن نویسنده مراعات شده باشد بدون آن که حتی خللی به روح متن وارد آید چه رسد به خلل در الفاظ واژه‌‌ها»

 

 

 

 

فنّ ترجمه از دیدگاه جاحظ و مقدسی، شرایط یک مترجم، تخصّص در ترجمه

 

تخصّص در ترجمه، شناخت موضوع، آشنایی و تسلّط، شرایط ترجمه از دیدگاه معاصران و نوگرایان

 

شرایط ترجمه از دیدگاه معاصران و نوگرایان، انعکاس روح و احساس مؤلّف در ترجمه

 

 

ترجمه تحت اللفظی، مشکل واژه‌‌ها

 

رام کردن زبان، رعایت اسلوب

 

نوشته شده در تاریخ 1396/7/26