مرکز خدمات تهران ترجمه
 

ترجمه در پایان عصر قاجار


ترجمه در پایان عصر قاجار

مدتی کوتاه پس از اعلام برقراری نظام مشروطه (1324 ﻫ.ق)، مظفرالدین‌شاه درگذشت و پسرش محمدعلی میرزا (1324-1327 ﻫ.ق) به جای او نشست. کشمکش‌های سیاسی در دوره حکومت او و در دوره استبداد صغیر که با تنش‌های اجتماعی، سرکشی، ناامنی، رکود اقتصادی و بسیاری نابسامانی‌های دیگر در بیشتر ولایات کشور همراه بود، امکان حمایت دولتی از فعالیت‌های فرهنگی و نیز امکان فعالیت‌های فرهنگی فارغ از دولت را به حداقل ممکن رساند. فضای سنگین حاکم بر دوره استبداد صغیر هم از هر جهت تأثیرهای بازدارنده فرهنگی داشت و در نتیجه، در دوره کوتاه حکومت آن شاه خودکامه مجالی برای تلاش‌های فرهنگی نبود. بررسی منابع کتاب‌شناختی هم نشان می‌دهد که در دوره محمدعلی‌شاه بیش از چند کتاب به فارسی ترجمه نشده است که به آنها اشاره می‌شود:

-         کنتس دُ پاری، یا سرگذشت کنتس دُ پاری، ترجمه ابوتراب نظم‌الدوله (تهران، 1325 ﻫ.ق، ‌2 ج).

-         یک ترجمه از ابوالقاسم‌خان قراگزلو (ناصر‌الملک).

-         دو ترجمه از خلیل‌خان ثقفی (اعلم‌الدوله).

-         یک ترجمه از عبدالسحین خان دُنبُلی.

 

 

پس از قیام مشروطه‌خواهان بر ضد محمدعلی‌شاه و برکنار شدن او از سلطنت، پسر خردسالش سلطان‌احمد میرزا جانشین او شد (1327-1334 ﻫ.ق).

او اگرچه در امور مداخله‌ای نداشت و اصولاً زمینه هم برای مداخله او فراهم نبود، اما روند عمومی اوضاع که با دشواری‌های اقتصادی، بروز جنگ جهانی اول، مداخلات مستقمی نیروهای خارجی در ایران، شیوع بیماری و مشکلات دیگر همراه بود، برای تکاپوهای فرهنگی انگیزه‌ها و حمایت‌های لازم و منابع مالی فراهم نمی‌ساخت. در دوره حکومت‌ تقریباً هفت‌ساله احمدشاه آثار اندک‌شماری انتشار یافته است و بررسی‌ آن‌ها نشان می‌دهد که در انتخاب آن‌ها برای ترجمه، کم و بیش همان گرایش‌های پیش از مشروطه حاکم بوده است، نه گرایشی که در دوره جنبش و انقلاب مشروطه بروز کرد و داشت مشکل می‌گرفت. انقلاب مشروطه به سبب مشکلاتی که گریبانگیرش شده بود، نمی‌توانست در گسترش سوادآموزی، ارتقای فرهنگ عمومی، ترویج کتاب‌خوانی، یا ایجاد قشر تازه‌ای که سلیقه آن قشر بر روند ترجمه و انتشار کتاب تأثیر بگذارد، عاملی مؤثر باشد. فقر عمومی، اقتصاد رو به افول، ناامنی اجتماعی و سیاسی، دولت ناتوان‌شده، بی‌نظمی، بی‌ثباتی و تهدیدهای خارجی دست به دست هم داده بودند و رمق را از همه جنبه‌های کشور، به ویژه جنبه­های فرهنگی گرفته بودند. نگاهی به صورت کتاب‌های ترجمه و منتشرشده در آن سال‌ها، نشان می‌دهد که توان کشور در زمینه ترجمه تا چه حد تنزل یافته بود.

کتاب‌های زیر عمدتاً از فرانسوی به فارسی ترجمه شده است:

-         سرگذشت معشوقه نقاب آهن‌پوش ]داستان [ نوشته ژرژ دکولک، ترجمه متین‌السلطنه (تهران، 1328 ﻫ. ق، چاپ سنگی).

-         تاریخ یونان ] تاریخی [ نوشته سینبوس، ترجمه میرزا علی‌خان نصرالاطبا (تهران، 1328 ﻫ.ق، چاپ سنگی).

-         هزار و یک کابوس ]داستان [ نوشته الکساندر دوماف ترجمه سعدالملک مافی (تهران، 1329 ﻫ.ق).

-         دیار اشکبار ]داستان [ نوشته هارونیان، ترجمه ماطه‌ووس ملیک یانس (تهران، 1329 ﻫ.ق، چاپ سنگی).

-         رساله بیطاری در خصوص شناختن سال اسب ]دامپزشکی [ مؤلف؟ ترجمه محمدعلی میرزا حشمت‌السلطان (تهران، 1330 ﻫ.ق).

-         اساس جمشیدی، از ارنست لاویس، ترجمه محمدکریم‌خان قاجار (تهران، 1331 ﻫ.ق).

-         دوره تاریخ انقلاب فرانسه [تاریخی]، نوشته الکساندر دوما، ترجمه یوسف مرتضوی تبریزی، انشا و تصحیح [ویرایش و بازنگاری] ازجواد ناطق تبریزی (تهران، 1331 ﻫ.ق).

-         سفرنامه تارونیه [سفرنامه]، نوشته تارونیه، ترجمه ابوتراب خواجه‌نوری (نظم‌الدوله)، (تهران، 1331 ﻫ..ق، چاپ سنگی).

-         شرح تاجگذاری شاه سلیمان صفوی [تاریخی]، نوشته شاردن، ترجمه علیرضا امیر تومان (مترجم‌السلطنه)، (تهران، 1331 ﻫ.ق).

-         تاریخ اقتصادی شرق یا محاربه روس و ژاپن [تاریخی]، از هانری گاللی، ترجمه محمدباقر منطقی تبریزی (تهران، 1333 ﻫ.ق).

-         شارل- عبدالرحمن [داستان تاریخی]، از جرجی زیدان، ترجمه عبدالرحیم خلخالی، از عربی (تهران، 1333 ﻫ.ق).

-         ناپلئون و اسلام [تاریخی]، نوشته شرفیل، ترجمه عباس‌خان (تهران، 1333 ﻫ.ق)

-         اسرار تلگراف بی‌سیم [فنی]، مؤلف؟ ترجمه احمدخان عمادالملک (رئیس دارالترجمه وزارت معارف) در 1335 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         تاریخ ازمنه قدیمه شرق و یونان و روم؛ و تاریخ قرون وسطی و ابتداء اعصار جدیده [تاریخی]، مؤلف؟ ترجمه احمدخان عمادالملک در 1336 ﻫ.ق.

جز این‌ها چند کتاب هم از عربی به فارسی ترجمه شده است که جزو کتاب‌های مهم به شمار نیامده‌اند.

 

کارنامه ترجمه در عصر قاجار

درباره ترجمه و آثار ترجمه‌شده در عصر قاجار می‌توان چند نکته کلی و مشترک را نتیجه‌گیری کرد:

1. آثار ترجمه‌شده به فارسی در عصر قاجار به طول کامل انتشار نیافته است و ترجمه‌های بسیاری هنوز به صورت خطی در مجموعه‌های خطی باقی است. احتمال دارد شماری ترجمه خطی هم در دست مردم باشد که اطلاعات کتاب‌شناختی آن‌ها در فهرست‌ها نیامده و کتابخانه‌ها از وجود آن‌ها مطلع نشده‌اند.

2. درباره شمار ترجمه‌ها و مترجمان قاجاری برآوردها یکسان نیست. استاد ایرج افشار ترجمه‌های قاجاری را حدود پانصد عنوان و شمار مترجمان کتاب را در آن عصر قریب 130 تن برآورد کرده است.

3. شماری از مترجمان کتاب مترجم مقاله هم بودند، اما شمار مترجمان مقاله‌ها به دقت معلوم نیست. فقط با بررسی همه نشریه‌های قاجاری می‌توان به رقم و نام مترجمان مقاله‌هاف گزارش‌ها و خبرها در مطبوعات دست یافت.

4. بنا به برآورد استاد ایرج افشار، پرکارترین مترجم دوره قاجار اعتمادالسلطنه بوده است، با حدود 120 ترجمه کتاب و شمار بسیاری مقاله. مترجمان پر کار دیگر عبارت بوده‌اند از: آُوانس‌خان (از انگلیسی)؛ سیدحسین شیرازی (از اردو)؛ رحیم پسر علینقی حکیم‌الممالک (از انگلیسی)؛ محمدافشار کنگاوری (از ترکی استانبولی؛ محمد عارف (از ترکی استانبولی)؛ کاظم شیمی (از فرانسوی)؛ خلیل‌خان ثقفی اعلم‌الدوله (از فرانسوی)؛ علی‌بخش قاجار (از فرانسوی).

5. نویسندگان شماری از کتاب‌های ترجمه‌شده نامعلوم‌اند. مترجمان، یا بانیان نشر ترجمه‌ها، به دلایلی نام نویسندگان آثار را ذکر نمی‌کردند. یکی از دلایل، تغییراتی بوده که در ترجمه می‌دادند و اثر را از حالت اصل خارج می‌کردند. البته بی‌مبالاتی، ناآشنایی با قواعد کتاب‌شناختی، بی‌توجهی به حقوق نشر و حقوق دیگران، اختلاف روش و سلیقه، نبودن نظارت‌های فنی و مانند این‌ها هم در تشتت‌ روش‌ها مؤثر بوده است.

6. نام شماری از مترجمان روی آثار نیست. یکی از دلایل آن، بانیان نشر بودند که ترجمه را از مترجمی می‌خریدند و نام او را بر اثر نمی‌گذاشتند.

7. عنوان شماری از ترجمه‌ها مطابق اصل اثر نیست. مترجمان به دلایلی، از جمله پیروی از سلیقه‌های خوانندگان یا مقتضیات روز، یا دلایل دیگری که به آن اشاره شد، عنوان را تغییر می‌دادند.

8. زمینه‌های اصلی ترجمه در عصر قاجار این هاست: ادبی، امور عمومی، بهداشتی، تاریخی، تفریحی و سرگرمی، جغرافیایی، حقوقی، داستان تاریخی، سیاسی، سیر و سفر و سیاحت، شرح‌حال، علمی، فنی، کشاورزی، نظامی و چند زمینه دیگر.

9. جایگاه ترجمه در عصر قاجار و تأثیری که ترجمه‌های قاجاری بر روند ترجمه در ایران تا این زمان داشته است، ایجاب می‌کند که ترجمه‌های قاجاری و متن‌های اصلی آن‌ها نخست از همه به دقت شناسایی و ترجمه‌ها با متن آن‌ها مطابقت داده شود؛ یا دست‌کم بخش‌هایی از ترجمه‌ها برای نمونه مقابله شوند.

پیداست که این کار سترگ، زمان‌بر و هزینه‌بر است و بدون تأمین هزینه‌های نسبتاً سنگین این کار، همکاری چندین ویراستار مقابله‌گر مسلط به زبان‌های ترجمه آن عصرف و نیز مسلط به موضوع‌های کتاب‌ها، میسر نخواهد شد.

10. به زبان‌های ترجمه در عصر قاجار پیش‌تر اشاره شد. با این حال، در اینجا هم تکرار می‌شود: فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، روسی از زبان‌های اروپایی و عربی و ترکی از زبان‌های شرقی، زبان‌های اصلی ترجمه کتاب بوده‌اند. زبان خارجی غالب، فرانسوی بوده است.

11. زبان فارسی عصر قاجار برای ترجمه در آغاز زبانی دیوانی، منشیانه، نامنعطف، گرفتار کاستی‌های ساختاری، دچار فقر واژگانی، پر از تصنع و تکلف، دور از زبان طبیعی و زان زنده مردم، محروم از منابع پشتیبان مانند دستور زبان، فرهنگ لغت، دور شده از ذوق عمومی و حس مشترک بود که نمی‌شد آثار و مفاهیم و وصف‌های جدید اروپایی را با آن بیان کرد. با زبان دّره نادره چگونه می‌شد ادبیات اروپایی، نمایشنامه‌های مولیر یا داستان‌های الکساندر دوما را به فارسی برگرداند؟ چالشی که ترجمه در این زمینه با آن روبه‌رو بودف از جدّی‌ترین چالش‌ها در تاریخ زبان فارسی است؛ چالش زبانی منجمد با سیل مفاهیم جدید در عرصه‌های مختلف. زبان ترجمه عصر قاجار حتی اگر فقط یک امتیاز کسب کرده باشد، آن امتیاز کم‌نظیر است و آن امتیاز این است که آن عصر زبانی را تحویل گرفت با ویژگی‌هایی که به آن اشاره شد و در روند ترجمه آن را به زبانی تبدیل کرد که در ترجمه‌های مترجمان بزرگ آن عصر می‌توان دید، مترجمانی همچون میرزا حبیب اصفهانی، اعتمادالسلطنه‌ (البته ترجمه‌های ویراسته او)، میرزا محمدطاهر، ناصرالملک، اعتصام‌الملک، محمدعلی فروغی و همتایان آن‌ها. از این گذشته و قطعاً مهم‌تر از این، زبانی که ما اکنون در ترجمه به فارسی به کار می‌گیریم، همان زبان اصلاح‌شده و تغییر و تکوین‌یافته زبان ترجمه در عصر قاجار است؛ و باز هم شاید از این مهم‌تر و تأثیرگذارتر این‌که زبان ترجمه در آن عصر از قلمرو ترجمه فراگذشته، بر نثر تألیف و به طور کلی بر کاربرد نثر نوشتاری در زمینه‌های مختلف تأثیر گذاشته است. تاریخ‌نگاری از این نثر تحول‌یافته تأثیر گرفته، داستان‌های تاریخی متعددی نگارش یافته، میل به مطالعه افزایش یافته و نثر ساده‌ شده و خوشخوان جذابیت نوشته‌‌های بسیاری را افزایش داده است.

12. اما تأثیر ترجمه فقط به زبان محدود نیست. زبانی که عصر قاجار در خدمت انتقال مفهوم، اندیشه و احساس قرار گرفت، سرمنشأ تحولات دیگری هم شد که چگونگی آن را در عرصه‌‌های اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی، دنبال باید کرد. ترجمه به عنوان یکی از مؤثرترین راه‌های انتقال فرهنگی، آن هم در دوره‌ای که موج‌های بلند و پی در پی مدرنیته از دنیای غرب به همه نقاط جهان راه می‌یافت، به فعالیت‌های فکری، فرهنگی، علمی، فنی، ادبی و جز آن، شکل داد. این فعالیت‌ها ادامه یافت، ‌با تأثیر گرفتن از ترجمه‌ها در دوره‌های بعد دستخوش تحول شد و به عصر ما رسید.

13. منابعی را که مترجمان قاجاری، یا بانیان ترجمه، برای ترجمه برمی‌گزیدند، نمی‌توان منابعی یکدست، معطوف به یک هدف یا هدف‌های کاملاً مشخص، یا منابعی دارای ارزش‌های یکسان دانست. در آغاز کار شناخت دقیقی از نویسندگان و معیارهایی برای ارزشیابی آثار نداشتند. انتخاب به مرور منطق شناخته‌شده‌ی یافت، پسندهای خوانندگان را مدنظر قرار دادند و بازخوردها مبنایی برای انتخاب‌های بعدی قرار گرفت. این تعاملِ میان مترجم و خواننده ترجمه را به ویژه در آثار ترجمه‌شده دوره مشروطه و در کار مترجمان دگراندیش بهتر می‌توان دید. استقبال از نمایشنامه‌های مولیر، یا آثار سیاسی، از مصداق‌های آن تعامل است، عاملی که می‌تواند ترجمه را زنده و تأثیرگذارتر کند، آن را به اعماق جامعه راه هدف قشرهای تازه‌ای از مخاطبان به بار آورد و بر نقش مترجم به عنوان پلی میان فرهنگ‌ها تأکید بورزد.

14. ترجمه‌های سفارش داده شده را به چند دسته می‌توان تقسیم کرد؛ به ویژه ترجمه‌هایی که نهادهای دولتی و وابسته به دولت قاجار سفارش می‌دادند، از ویژگی‌های مشترکی برخوردار بود که به آن‌ها و تفاوتشان با ترجمه‌های دیگر اشاره می‌شود:

الف) شماری از ترجمه‌ها را شاه، درباریان، شاهزادگان، امیران و حاکان و مقامات متنفذ و متمول سفارش می‌دادند که غالباً هدف آن‌ها دست یافتن به کتابی برای سرگرمی بود، مصداقی از خواندن به قصد لذت و سرگرمی در آن عصر، عصری که رسانه کتاب رقیبان رسانه‌ای امروز را نداشت.

ب) شماری از ترجمه‌ها به سفارش دولتمردانی چون عباس‌میرزا، امیرکبیر و نیز بعضاً دولتمردانی اصلاح‌طلب بود که مبنای انتخاب آن‌ها هدف‌های ملی و دولتی، یا برنامه‌هایی بود که برای تغییرات و اصلاحات امور داشتند.

پ) آثاری که اعتمادالسلطنه در دارالترجمه ناصری برای ترجمه انتخای می‌کرد، با توجه به سلیقه و علاقه شاه و سران دولت و نیازهای دولتی بود. در میان آثاری که به دستور یا به انتخاب او برای ترجمه انتخاب شد، منابع مرجعی هم دیده می‌شود که دستگاه‌های دولتی وقت از آن‌ها استفاده می‌کردند. البته بعضی از سازمان‌های دولتی هم مستقلاً سفارش ترجمه می‌دادند. مانند وزارت خارجه.

ت) انتخاب‌های دگراندیشان برای ترجمه آزادانه و موافق عقیده و سلیقه خود آنان بود، حتی اگر هم‌اندیشانشان این گونه منابع را به آن‌ها پیشنهاد یا توصیه کرده باشند. در منابعی که مترجمان دگراندیش ترجمه کرده‌اند، هدف‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دیگر جنبه‌های تأثیرگذار بر جامعه دیده می‌شود.

ث) شماری کتاب بر پایه نیازهای آموزشی ترجمه شد، از جمله کتاب‌هایی که دارالفنون و مدرسه عالی سیاسی و مدرسه فلاحت مظفری بانیان ترجمه و نشر آن‌ها بودند. این ترجمه‌ها از دیدگاه دقت علمی، اصطلاح‌شناسی، کاربرد واژه‌های فنیف زبان آموزش و دانش و مهارتی که آن زمان برای انتقال مفاهیم در اختیار داشتند، درخور توجه و بررسی‌های لازم است.

ج) شمار کمی از کتاب‌های قاجاری را مترجمان آزاد به میل شخصی ترجمه کردند که علت آن را در بند دیگری خواهید دید که به وضعیت نشر کتاب در آن عصر مربوط می‌شود.

چ) روند منابع اعتقادی اسلامی که از عربی ترجمه شد، کم و بیش با همان آهنگ پیش از عصر قاجار ادامه یافت، مگر منابعی که افزون بر جنبه‌های اعتقادی، باز سیاسی هم داشت و جنبش سیاسی مشروطه‌خواهی یا جنبش‌های اعتراضی و احیایی با صبغه مذهبی عامل انتخاب آن‌ها برای ترجمه بود.

15. جنبش مشروطه‌خواهی عامل تازه‌ای را به انتخاب منبع برای ترجمه راه دادف و با افول این جنبش، آن عامل از میان رفت. نمایشنامه‌‌های مولیر که با اوضاع و احوال فرهنگ زبان مقصد سازگاری داده می‌شد، یا چند منبعی که محتوای آن حقوق سیاسی بود، از این دست است.

16. کیفیت ترجمه‌ها طی تقریباًیک قرن در عصر قاجار، یکسان و پیرو ضابطه‌ای مشترک نیست. ترجمه‌های قاجاری را می‌توان در طیفی از بدِ بد تا عالی و شاهکار قرار داد. علت این تفاوت را در عامل‌های مختلف مؤثر بر آن باید سراغ گرفت، عامل‌هایی که به انتخاب اثرف مترجم، مخاطب، کابرد، چگونگی عرضه و نظایر آن مربوط می‌شود.

17. نبودن نقد و منتقد ترجمه و نشریه‌هایی که مطالب مربوط به ترجمه و ترجمه‌ها در آن‌ها مطرح شود، از مانع‌های سر راه پیشرفت و تعالی ترجمه در عصر قاجار بود. در مواردی ترجمه‌های مکرر در آن دوره، نشانه‌ای از این است که مترجمانی برخی ترجمه‌ها را نمی‌پسندیدند و به ترجمه دگربار آن‌ها دست می‌زدند. با توجه به توان چشمگیر شماری از مترجمان آن عصر و تسلط‌های سه‌گانه‌شان (بر زبان‌های مبدأ و مقصد و موضوع)، اگر نقد ترجمه در ‌آن عصر وجود می‌داشت، با اطمینان می‌توان گفت که مسیر ترجمه جدید در ایران تغییر می‌کرد.

18. در اواخر عصر قاجاریه که نشریه کاوه در آلمان منتشر می‌شد، نکته‌هایی درباره ترجمه به چاپ می‌رسید که در نوع خود در مطبوعات فارسی‌زبان بی نظیر یا کم‌نظیر بود. برای مثال، در شماره‌هایی از کاوه (مانند شماره 9 دوره جدید، محرم 1339) نمونه‌هایی از نثر ترجمه‌های دو دوره با هم مقایسه می‌شد. گاه (برای مثال، ش 10 دوره جدید) برخی واژه‌های پربسامد فرنگی به نظرخواهی گذاشته و از خوانندگان خواسته می‌شد برای آن‌ها برابرهای فارسی مناسب پینشهاد کنند، واژه‌هایی مانند «دیپلمات»، «کرونولوژی»، «ابژکتیو» و مانند آن‌ها؛ واژ‌ه‌هایی که امروزه برابرهای فارسی بسیار رایجی دارند. اینگونه بحث‌ها که به ابتکار سیدحسن تقی‌زاده و همکارانش در کاوه طرح می‌شد، در مطبوعات قاجاری بسیار کم‌نظیر و نشانه نیازی تازه به برابر یابی مناسب در ترجمه آن دوره بود. در ضمن، در رشته مقاله‌ای با عنوان «بهترین تألیفات فرنگی‌ها درباره ایران» در همین نشریه، کتاب‌هایی از ایران شناسان فرنگی معرفی می‌شد که برای ترجمه به زبانفارسی لازم یا مناسب بود. شمار بسیاری از همین کتاب‌ها بعداً به تدریج به فارسی ترجمه و منتشر شدند و فارسی‌زبانان را با آثار جدید ایران‌شناسان فرنگی آشنا ساختند.

19. نشر و ساختار و کارکرد آن از مهم‌ترین عامل‌های تأثیرگذار بر ترجمه است. پس از ورود فناوری چاپ به ایران و حمایت عباس‌میرزا از آن، نشر دولتی در ایران پا گرفت و تا پایان عصر قاجار با فراز و فرودهایی ادامه یافت. انتخاب ترجمه در این شاخه از نشر تابع ملاحظات دولتی بود. هیچ‌یک از ترجمه‌های دگراندیشانه را در این شاخه از نشرف که نزدیک به یک قرن عمر کرد، نمی‌توان دید. این شاخه از نشر در متن جامعه قرار نداشت، به جمع محدود نخبگان محدود بود و از عامل‌های رایج در نشر آزاد تأثیر نمی‌پذیرفت. این عامل‌ها در همه جای جهان بر همه جنبه‌های آثار، از جمله بر کیفیت آن‌ها، تأثیر می‌گذارند.

 

نشر آزاد تا سال‌ها شاخه وابسته‌ای به کتابفروشی‌های سنتی بود و آثار تألیفی و ترجمه‌ای که این‌ها انتشار می‌دادند، چه به صورت چاپ سنگی و چاپ سربی، با توجه به قشر محدود مخاطبان شهری با سواد و کم‌سوادی بود که در نگرش آن‌ها تحولی رخ نداده بود؛ گویی همان کسانی که کتاب خطی می‌خواندند، یا می‌توانستند کتاب خطی بخرند، به کتاب‌های به مراتب ارزان‌تر چاپی روی آوردند، اما محتوای این کتاب‌ها تغییر محسوسی نیافته بود. تداوم دیرپای سنت را در این شاخه از نشر به خوبی می‌توان دید، آن هم سنتی که تغییر را نمی‌پذیرفت، یا به سختی و به جبر ضرورت ناچار به پذیرفتن آن می‌شد.

از دوره ناصرالدین‌شاه که چندین رویداد تعیین‌کننده رخ داد، از جمله وسعت گرفتن ورود موج مدرنیته به ایران، حرکت‌های اصلاحی، آغاز جنبش‌های فکری و سیاسی، گسترش مناسبات خارجی و رفت‌آمدها و شکل گرفتن قشر جیدید از روشن‌اندیشان و دگراندیشان و جوانان باسواد شهری و نیز افزایش درآمد اقتصادی شماری (البته نه چندان زیاد) از مردم و بعضی عامل‌های مؤثر دیگر، نشر آزاد هم به تبع آن به تدریج شکل گرفت، اندکی توسعه یافت و با توجه به مخاطبان، سلیقه‌ها و نیازهای دیگری کتاب ترجمه منتشر یا برای ترجمه انتخاب کرد. شرکت ملی طبع کتاب، نخستین سازمان انتشاراتی غیردولتی و با انتخاب‌های متفاوتش، نمونه گویای ایجاد مسیر تازه‌ای در انتشار ترجمه بود؛ نیز انتشار ترجمه‌هایی خارج از ایران و خارج از سیطره دولت و سانسور دولتی، از قبیل آثاری که دگراندیشان در عثمانی یا در آلمان و صفحات قفقاز منتشر می‌کردند. این گونه آثارف که با سرمایه دولتی منتشر نمی‌شدند و نیز آثاری که با سرمایه بخش خصوصی و با توجه به مخاطبان جدید منتشر می‌شدند، به ناگزیر باید خرج و دخل می‌کردند و در نتیجه مبنای انتخاب ترجمه برای انتشار متفاوت بود و همین تفاوت‌ تغییرهای تازه‌ای را در روند ترجمه موجب شد.

20. سه شاخص «صحت»، «دقت» و «امانت» از ارزش‌هایی است که امروزه در ارزشیابی ترجمه‌ها، از ضابطه‌های مبنایی داوری است. اگر با این ضابطه‌ها به سراغ ترجمه‌های عصر قاجار برویم، ممکن است کمتر اثری بتوان یافت که این شاخص‌ها در آن‌ها عیناً مراعات شده باشد. اما راه داوری درباره ترجمه‌های قاجاری این نیست، راه مناسب یافتن ارزش‌هایی است که در آن عصر بر ترجمه‌ها حاکم بود و هر دو سوی ترجمه، یعنی مترجمان و بانیان ترجمه و مخاطبان، می‌پذیرفتند. مترجمان توانای قاجاری می‌توانستند متن‌ها را مطابق با اصل و با مراعات کامل شاخص‌ها ترجمه کنند. پس اگر مراعات نکرده‌اند، دلیل آن نه ناتوانی در ترجمه که برداشت متفاوت با برداشت امروزی ما از ترجمه است. سعدالملک مافی، از مترجمان و یکی از مترجمان آثار الکساندر دوما، در مقدمه هزار و یک کابوس گفته است:

مخفی نماناد که هر مترجمی اگر متصرف نباشدف آثار او نتیجه مطلوبه را نبخشد ... پس اگر در اثنای مطالعه این کتاب، قارئین محترم که تصنیف اجله را دیده‌اند، پاره‌]ای [ تصرفات ملاحظه فرمایند ]و [ ایراد انتقاد نمایند که چرا مترجم دخل و تصرف نمود یا از فلان جمله کاست و بر دیگر افزود ... مقصود تفهیم مطلب است به عبارتی روشن که مقبول خوانندگان افتد.

 

به نظر می‌رسد جان مطلب در عبارت آخر با «تفهیم مطلب» و «مقبول خوانندگان» بیان شده باشد. یعنی سعدالملک مافی در مقام مترجم این حق را به خود می‌داده است که تصمیم بگیرد فلان مطلب متن را خواننده می‌فهمید یا نه و اگر به نظر او نمی‌فهمدف در آن تصرف کند؛ و دیگر این‌که مطالب به داوری او و امثال او، پسند طبع خواننده باشد، یعنی با ذوق و سلیقه حاکم و رایج موافق باشد.

پیداست که تعبیر و تفسیر هر کدام از این‌ها چقدر می‌تواند کشدار و تابع رأی و سلیقه شخصی باشد. این تعبیر و تفسیرها با سنجه‌های امروزی قابل دفاع نیست، اما به هر حال با همین تعبیر و تفسیرها بود که در ترجمه‌ها تصرف می‌کردند و آن‌ها را با فرهنگ زمان خود سازگاری می‌دادند. در نتیجه ترجمه‌ها، به ویژه ترجمه‌های ادبیف مخاطب‌گرا، کاربردگرا و مقیّد به زمان و مکان از کار درمی‌آمد. ترجمه‌هایی که «تحریر و انشا»، یا به اصطلاح امروز ویراستاری و بازنگاری می‌شد، چه بسا بدون مراجعه به متن اصلی، یا با کمترین مراجعه به متن اصلی، به نوشته بازآفریده‌ای تبدیل می‌شد که تغییر و تصرف در ترجمه آن فقط با توجه به «تفهیم مطلب» و «مقبول» قرار گرفتن نزد خوانندگان، اعمال شده بود. احتمال دارد که تغییر و تصرف در مرحله «تحریر و انشا» به مراتب بیش از مرحله ترجمه بوده باشد. دراین‌باره حکم قطعی زمانی ممکن است که ترجمه‌ها و «تحریر و انشا»‌ها با متن اصلی آثار ترجمه‌شده مطابق داده شود که این هم به سهم خود کار سترگی است.

به هر تقدیر، «صحت»، «دقت» و «امانت» در ترجمه‌های قاجاری باارزش‌های حاکم بر ترجمه در آن عصر قابل داوری است و ما مجاز نیستیم ارزش‌های امروزی را یک قرن و بیشتر به عقب ببریم و مدعی شویم که چرا مترجمان عصر قاجار با ضابطه‌های مقبول ما ترجمه نکرده‌اند. این رویکرد به ما کمکی نمی‌کند، یافتن دلیل‌های تغییر و تصرف است که می‌تواند بر ویژگی‌های دوره‌ای از تاریخ ترجمه در ایران پرتو روشنگرانه بیفکند. مطمئناً هر کوششی که به شناخت بهتر ترجمه‌های قاجاری بینجامد، هم به شناخت امروزی ما از ترجمه کمک می‌کند و هم بر تاریخ تحول فکری و فرهنگی ایران در دوره زمانی مهمی از تاریخ معاصر پرتوهای تازه‌ای خواهد افکند.

 

دیباچه - بخش اول کتاب تاریخ ترجمه در ایران از دوران باستان تا پایان عصر قاجار

 

ادامه دیباچه تاریخ ترجمه در ایران

 

 

ترجمه در ایران باستان - عصر پیش از مادها و عصر مادها

 

 

ترجمه در عصر هخامنشیان

 

 

کتیبه‌ی بیستون و ترجمه ی آن

 

 

وضع مبهم ترجمه در عصر سلوکیان

 

 

ترجمه در عصر اشکانیان

 

 

زمینه‌های تاریخی در عصر ساسانیان

 

 

کتیبه‌های ساسانی

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: مراکز علمی

 

 

دیگر مرکزهای علمی در عصر ساسانیان

 

 

نقش نسطوریان

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی آثاری ماندگار (ترجمه‌ی اوستا )

 

 

زند و پازند

 

 

ترجمه‌ی کلیله و دمنه به فارسی میانه

 

 

هزار و یک شب

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی چند شاهکار ادبی

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی چند شاهکار ادبی (بلوهر و بوذاسف، سندباد نامه، طوطی‌نامه، بختیارنامه)

 

 

ترجمه در ایران پس از اسلام (از سده‌های نخستین تا پایان عصر زندیه)

 

 

تحولی بزرگ در ترجمه به فارسی: ترجمه‌های قرآن

 

 

ترجمه در سده‌های سوم و چهارم هـ.. ق

 

 

ادامه ترجمه در سده‌های سوم و چهارم هـ.. ق

 

 

ترجمه در سده‌‌های پنجم و ششم هـ. ق (1)

 

 

قسمت دوم ترجمه در سده‌های پنجم و ششم

 

 

ترجمه‌ی سده‌ی هفتم هـ.ق

 

 

 

ترجمه در عصر مغولان، ایلخانیان، تیموریان

 

ترجمه در عصر صفوی 

 

ترجمه فارسی در شبه قاره هند  

 

ترجمه‌ در دوره افشاریه و زندیه

 

عباس میرزا و ترجمه 

 

ترجمه در عصر محمد شاه قاجار 

 

ترجمه در عصر ناصری (1)

 

ترجمه در عصر ناصری (2)   

 

ترجمه در عصر ناصری (3)

 

ترجمه در عصر ناصری (4)

 

تحولی در ترجمه و در نثر فارسی

 

ترجمه در چند زمینه در عصر ناصری

 

ترجمه در عصر مطفری و مشروطیت

 

محمد علی فروغی : فصلی تازه در ترجمه 

 

 

نوشته شده در تاریخ 1396/7/19