مرکز خدمات تهران ترجمه
 

ترجمه در چند زمینه در عصر ناصری


ترجمه در چند زمینه در عصر ناصری

ترجمه نمایشنامه‌ها

بر پایه دانسته‌های موجود نمی‌توان زمان آغاز آشنایی ایرانیان را با نمایشنامه‌‌های فرنگی به دقت تعیین کرد. از میان ایرانیانی که به فرنگ سفر کرده بودند، شماری با تماشاخانه (تئاتر) و نمایش آشنا شده بودند، اما این آشنایی‌ها تا چه حد به انتقال فرهنگ نمایش به ایران کمک کرده است، نکته‌ای است که یافته‌های کنونی به آن پاسخ نمی‌گوید. البته ایرانیان ترک‌زبان که هم با زبان نمایشنامه‌های ترکی قفقازی آشنا بودند و هم به آهنگ‌های قفقازی دلبستگی داشتند، به احتمال زیاد زودتر از سایر ایرانیان با نمایشنامه‌هایی آشنا شدند که ساختار آن‌ها سنتی و از سنخ نمایش‌های روحوضی نبود.

 

تأسیس تماشاخانه کوچکی در کنار مدرسه درالفنون، همکاری استادان فرنگی ان مدرسه در ترجمه نمایشنامه و اجرای آن‌ها با بازیگری محصلان دارالفنون سابقه مستندی دارد و این سابقه را فعلاً می‌توان آغاز رسمی آشنایی شماری از ایرانیان با نمایش جدید غیرسنتی، کاملاً متفاوت با نمایش‌های روحوضی، به شمار آورد.

رواج نمایش‌های فرنگی در ایران از دیدگاه تأثیر آن بر ترجمه فارسی و زبان ترجمه به بررسی‌های تاریخی گسترده‌تری نیاز دارد. این تأثیر به سبب ویژگی‌های ارتباطی رسانه نمایش از چند جنبه درخور توجه است که اجمالاً به آن‌ها اشاره می‌شود:

1. تأثیر بر تماشاگران به زبانی نیاز داشت که پیام رسانه نمایش را به سرعت به مخاطبان منتقل کند. از این رو، زبان در ترجمه نمایشنامه‌ها و اجراهای نمایشی، ‌به ناگزیر باید به زبان زنده روز و به زبان گفتگوهای طبیعی نزدیک می‌شد. تأثیر این رسانه بر نثری که قرن‌ها گرفتار تکلف و تصنع و زیر سیطره منشیان دیوانی بود، در خور بررسی‌های بیشتری است.

2. انطباق یافتن اثر اصلی با موقعیت زمانی و مکانی در زبان مقصد، تغییرهایی را در شیوه و شیوه‌های خاصی در ترجمه در زبان فارسی اقتضا می‌کرد.

3. در نظر گرفتن مخاطبان خاص نمایش، عاملی را به ترجمه راه داد که آن را به کارکردگرایی و شیوه ترجمه کارکردگرا و مخاطب‌گرا نزدیک کرد. ویژگی‌های این گونه ترجمه در دوره مشروطیت و تا زمانی که اجراهای نمایشی می‌توانست تأثیرهای گسترده اجتماعی بگذارد، به سهم خود موضوع بررسی‌های تازه‌ای تواند بود.

4. در ترجمه نمایشنامه‌ها به فارسی، جمله‌هایی با ساختارهای تازه، کاربرد اصطلاح‌های عامیانه و عنصرهایی از زبان محاوره‌ای و مردم کوچه و بازار را در دوره پایانی عصر قاجار می‌توان یافت که برای شماری از مطالعات ادبی و غیر ادبی ارزشمند است.

5. تنی چند از دگراندیشان که پیام از راه نمایش را تأثیرگذار حس کردند، به ترجمه نمایشنامه روی بردند. بعضی از آنان مترجمان چیره‌دست و با ذوقی بودند و در نتیجه با ترجمه‌های هنرمندانه‌شان بر غنای ترجمه در حوزه نمایش افزودند.

6. نمایشنامه‌های ترجمه‌شده در آن دوره را درعین‌حال می‌توان به منزله بخشی از تاریخ دگراندیشی و آزادی‌خواهی در دوره واپسین عصر قاجار و بخشی از تاریخ دگراندیشی و آزادی‌خواهی در دوره واپسین عصر قاجار و بخشی از تاریخ‌اندیشه در ایران به شمار آورد.

بحث درباره این که نخستین نمایشنامه فرنگی که به فارسی ترجمه شده کدام است، هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. نمایشنامه‌هایی که استادان مدرسه دارالفنون به فارسی ترجمه کردند، جزو نخستین نمایشنامه‌های ترجمه‌شده به شمار آمده است، گرچه در میان آن‌ها، اثری که ارزش ادبی و هنری خاصی داشته باشد، دیده نشده است.

 

 

گزارش مردم گریز، نوشته مولیر، ترجمه منظوم میرزا حبیب اصفهانی بود که در فصل پیش به آن اشاره‌ای کوتاه شد. این نمایشنامه اثری انتقادی از اوضاع اجتماعی- سیاسی است. زمانی که میرزا حبیب به ترجمه این اثر دست زد، ترجمه آن از فرانسوی به ترکی عثمانی موجود بود؛ احمد وفیق پاشا آن را ترجمه کرده بود. احتمال داده‌اند که میرزاحبیب نخست ترجمه ترکی را به فارسی برگردانده و سپس ترجمه فارسی را با متن فرانسوی مقابله داده است. این ترجمع از نوع ترجمه ­های دقیقِ واژه به واژه نیست، بلکه ترجمه‌ای است که مترجم بر پایه برداشت شخصی از تفاوت‌های فرهنگی و مخاطبان و کاربرد نمایشی، به خود اجازه داده است آن را به گونه‌ای در زبان مقصد بازآفرینی کند.

 

 

به نظر می‌رسد ترجمه این نمایشنامه از هر نظر باب ذوق و عرصه‌ای برای هرنمایی‌های میرزاحبیب، کاربرد طنز و هزل و هجو، بازی‌های زبانی و شگردهای قلمی او بوده است. ترجمه، همان‌طور که گفته شد، به نظم است و هنر شاعری میرزاحبیب در آن نمایان. ترجمه پر است از گفته‌های بزرگان ادب فارسی و تلمیح‌های ادبی. زبان عامیانه و فارسی محاوره‌ای عصر قاجار که میرزاحبیب به آن توجه و علاقه داشت، در جاهای مناسب در ترجمه به کار گرفته شده و ارزش کم‌نظیری به آن بخشیده است.

 

نام میرزا حبیب روی این ترجمه نبود و از این رو مترجم کتاب تا سال‌ها ناشناخته مانده بود. محمدعلی جمالزاده با تأمل و دقت بسیار به این نتیجه رسید که این ترجمه نمی‌تواند زاده طبع کسی جز میرزاحبیب بوده باشد. در سال‌های اخیر هم بررسی‌های دقیق­تر استاد جز میرزا حبیب بوده باشد. در سال‌های اخیر هم بررسی‌های دقیق­تر استاد مریم سنجابی درباره سبک کار و شیوه ترجمه میرزاحبیب، شاهدهای متقاعدکننده ­تری به سود نظر جمالزاده به دست داد. میرزا حبیب پس از پایان بردن ترجمه، آن را بدون نام مترجم در 1295 ﻫ.ق /1869 م در استانبول به چاپ رساند.

 

 

ترجمه فارسی مردم‌گریز، به نظر استاد جمشید ملک‌پور، توانسته است به سان حلقه واسطی میان کمدی‌های جدید اروپایی و نمایش‌های روحوضی در ایران عمل کند. تأثیر این نمایشنامه در ایران آن روز شاید تا اندازه زیادی حاصل تلفیق هنرهای میرزاحبیب در ترجمه و شناختی بوده که او از مخاطبان فارسی‌زبان در ذهن داشته است. در هر حال، می‌توان این ترجمه را از شاهکارهای ترجمه‌‌های منظوم در زبان فارسی به شمار آورد.

 

 

طبیب اجباری، نمایشنامه‌ای در چهار پرده به قلم ژان باتیست مولیر. بعضی، از جمله سیدعلی نصر، گفته‌اند که این نمایشنامه را نخستین بار میرزاعلی‌اکبرخان مزیّن الدوله نطنزی از فرانسوی به فارسی ترجمه کرده است. او از نخستین گروه محصلان اعزامی به خارج بود که در فرانسه تحصیل کرد، به ایران بازگشت و در مدرسه دارالفنون نقاشی و زبان فرانسوی تدریس کرد. در کنار تدریس، با تماشاخانه دارالفنون همکاری داشته و از جمله این نمایشنامه را به فارسی برگرداند و سپس آن را روی صحنه برد. گفته شده است که این نمایشنامه نخستین اثری بوده که در تماشاخانه دارالفنون به اجرا درآمده است. با این حال، ترجمه او در دست نیست.

 

 

ترجمه دیگر این نمایشنامه به قلم محمدحسن خان اعتمادالسلطنه است که با نام حکایت طبیب اجباری در 1306 ﻫ.ق به شیوه چاپ سنگی در تهران منتشر شد. اعتمادالسلطنه این اثر را از متن اصلی فرانسوی ترجمه کرد و ترجمه او از سنخ ترجمه‌های سازگاری داده شده با محیط فرهنگیِ‌ زبان مقصد است. او نام‌ها را تغییر داده و از اصطلاحات و تعبیرهای رایج در زبان مقصد استفاده کرده است. زبانی که در ترجمه به کار گرفته، زبان ساده محاورهای و نمونه بسیار خوبی از این زبان رایج در تهران عصر قاجار است. افزون بر این، او افزوده‌هایی هم بر ترجمه دارد و برای انطباق دادن نمایش با موقعیت، جمله‌هایی وصفی بر متن افزوده است.

در بابت این‌که آیا این ترجمه از خود اعتمادالسلطنه است، یا منسوب به او، یا ویراستاری ترجمه او، مانند سایر نوشته‌ها و ترجمه‌های او با نقل و حدیث‌هایی همراه است. در توانایی قلم و تسلط اعتمادالسلطنه به زبان فرانسوی و ترجمه از آن زبان به فارسی تردیدی نیست، اما اشتغالات فراوان و آثار فراوان‌تری که به نام او ثبت شده است، با توجه به مقام و موقعیت، قدرت و افراد فاضل بسیاری که زیر دست او کار می‌کردند، این ظن را به قیق تبدیل، یا بسیار نزدیک، می‌کند که این اثر اعتمادالسلطنه هم مانند سایر آثارش ویراسته شده است، آن هم شاید با حداکثر دانش، فن و مهارتی که آن زمان در زمینه ویرایش و بازنگاری داشتند.

تمثیل عروس و داماد، از مولیر، ترجمه میرزامحمدجعفر قراجه‌داغی ]قراچه‌داغی [ از ترکی استانبولی. این کتاب در 1308 ﻫ.ق از فرانسوی به ترکی استانبولی ترجمه شده بود.

 

 

عروسی جناب میرزا، از مولیر، ‌ترجمه محمدطاهر میرزا.

نمایشنامه‌های مولیر به چند علت برای ترجمه انتخاب می‌شد: زبان آن‌ها فرانسوی بود و شمار مترجمان فرانسوی‌دان در آن دوره از مترجمان انگلیسی‌دان بیشتر بود؛ مضمون سیاسی- اجتماعی نمایشنامه‌های مولیر برای انتقاد از اوضاع روز ایران مناسب بود؛ امکان سازگاری دادن ترجمه با مقتضیات فرهنگی ایران و بومی‌ساختن ترجمه هم وجود داشت. مولیر منتقد جامعه خود بود و در کمدی‌های او به تنگناهای سیاسی- اجتماعی و مشکلات فرهنگی جامعه توجه شده بود. مترجمان ایرانی با زیرکی و با استفاده از موقعیت‌هایی که نمایشنامه ایجاد می‌کرد، تنگناهای متن اصلی را با حال و هوای آشنای مخاطبان ایرانی سازگار می‌کردند؛ مخاطبان نمایشنامه و تماشاگران نمایش هم عملاً واکنش مثبت و استقبال نشان می‌دادند. ترجمه و دین نمایشنامه‌های مولیر در دوره‌ای از عصر قاجار تا بدان پایه رواج گرفت که آن دوره را «دوره مولیر» نام داده‌اند، همچنان که به سبب رواج ترجمه و دیدن نمایشنامه‌های شکسپیر در دوره مشروطیت، آن را «دوره شکسپیر» نامیده‌اند.

 

 

ترجمه سفرنامه، سیاحتنامه و منابع تاریخی و جغرافیایی

سیر و سیاحت، کشفیات و اطلاعات جغرافیایی از زمینه‌هایی بود که به ویژه ناصرالدین‌شاه و شماری از سران دولت به آن علاقه نشان می‌دادند. شناخت دنیای آن روز و اطلاع از اوضاع کشورها و سرزمین‌های مختلف با استقبال روبرو بود (چنانچه نام نویسنده، تاریخ و زبان ترجمه در صورت منابع زیر معلوم باشد، ذکر خواهد شد):

-         انکشاف سوئیس آمریکن ]تاریخی، جغرفیایی [ از وتینی و میدان، ترجمه عبدالرحیم طبیب.

-         جغرافیا، مؤلف؟ ترجمه عبدالکریم طباطبایی اردستانی در 1290 ﻫ. ق. از فرانسوی.

-         جغرافیا و اسامی منازل افغانستان، ترجمه سیدحسین شیرازی، احتمالاً در 1303 ﻫ.ق، از منابع هندی. مترجم، زبان هندی می‌دانست و چند کتاب و شماری مقاله از این زبان ترجمه کرده است.

-         جغرافیای صورتی ینگی‌دنیا، از ویلیس، ترجمه اسماعیل پسر صحاف‌باشی (ملقب به لسان‌السلطان، مترجم مخصوص همایونی) در 1298 ﻫ.ق از انگلیسی.

-         جغرافیای عالم اسلام، مؤلف؟ ترجمه محمد عارف‌(نیز معروف به: محمد عارف ارزرومی) در 1309 ﻫ.ق.

-         جغرافیای لهستان، مؤلف؟ ترجمه علی (مترجم مخصوص) در 1302 ﻫ.ق.

-         سفر انکشاف رودخانه‌های آمازون و مدرا، از فرانز کلر لزنژه، ترجمه عبدالحسین‌خان منشی.

-         سفرنامه ادوارد شاطن، ترجمه عبدالحسین پسر محمدتقی‌خان (از شاگردان بروسکی)، در 1292 ﻫ.ق.

-         سفرنامه استانلی به آفریقا، نیز معروف به سیاحت استانلی، ترجمه یوسف قراچه‌داغی پسر محمدعلی در 1308 و 1312 ﻫ.ق.

-         سفرنامه اطراف عالم، از دومن دوروین فرانسوی، ترجمه احمد مهندس از فرانسوی، به دستور مظفرالدین میرزا ولیعهد، 3 ج.

-         سفرنامه اوایلس در ایران، از اوایلس انگلیسی، ترجمه سیدعبدالله پسر علی‌اکبر مقنی‌باشی (او از شاگردان دارالفنون بود و از روسی ترجمه می‌کرد).

-         سفرنامه بحری، مؤلف؟ ترجمه سیدعلی پسر ولدمیرزا.

-         سفرنامه پروی سفلی، از پول مارگوا، ترجمه علیقلی کاشانی.

-         سفرنامه جنوب ایران، از بابن و هوسه، ترجمه اعتمادالسلطنه در 1310 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         سفرنامه خیوه، از ماگان، ترجمه محمدعارف از ترکی استانبولی در 1303 ﻫ.ق.

-         سفرنامه سالتیکوف/ سالطیکوف]شاهزاده روسی، به گرجستان، قفقاز، نخجوان و به سوی ایران [ ترجمه سیدعبدالله در 1305 ﻫ.ق از روسی.

-         سفرنامه دکتر هانری لانسدل انگلیسی ]به سرزمین‌های آسیای میانه [ ترجمه رحیم در 1302 ﻫ.ق.

-         سفرنامه قطب شمال، از هیئتی از کاشفان، ترجمه محمداسماعیل (استاد مدرسه دولتی تبریز) از فرانسوی.

-         سفرنامه مالزی، از الفرد روسل والاس، ترجمه علیقلی.

-         سفرنامه نواحی شمال ایران، ترجمه پطرس (مترجم دولتی) در 1277 ﻫ.ق از روسی.

-         سفرنامه مادام ژان دی‌لافوا، ترجمه اعتمادالسلطنه.

-         سفرنامه مان‌تن و بردیقرا ]ناحیه‌های میان فرانسه و ایتالیا [ از ادولف ژان، ترجمه عباس نواده حاجی محمدولی.

-         سفرنامه موزر]به نواحی ترکمن [ از موزر، ترجمه علی (مترجم مخصوص) در 1302 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         سیاحتنامه کره، مؤلف؟ ترجمه منوچهر پسر عمادالدوله در 1310 ﻫ.ق.

-         سیاحتنامه ملکه انگلیس در اسکاتلند، ترجمه رضا (پسر مسیو ریشار) در 1285 ﻫ.ق.

-         سیاحتنامه یک نفر روسی، مؤلف؟ ترجمه سیدعبدالله از روسی.

-         مسافرت به طور سینا، از جهانگردی فرانسوی، ترجمه محمدحسن مترجم از فرانسوی در 1309 ﻫ.ق.

-         مشکوه‌السکینه، درباره جغرافیای عمومی، مؤلف؟ ترجمه علی‌محمد طبیب اصفهانی در 1308 ﻫ.ق.

-         مکاشفات آفریقای مرکزی، مؤلف؟ ترجمه میرزاعلی.

-         یادداشت جغرافی، از مونوار و دو و یریه، ترجمه علی (مترجم مخصوص) در 1304 ﻫ.ق.

از سفرنامه دیگری که با اندکی توضیح باید یاد کرد، سفرنامه زیر است که به سبب بررسی‌ها و توضیحات مصحح آن (مسعود گلزاری، نگاه کنید به فهرست منابع بخش سوم) اطلاعات ما درباره آن بیشتر است:

-         سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (1858 و 1860 م)، از پژوهشگری روسی. اصل این کتاب در 1863 و در سن‌پترزبورگ منتشر و در 1868 م به آلمانی ترجمه شد. پطرس (مترجم دولتی عصر ناصری) آن را از روسی به فارسی برگرداند. مصحح بر این نظر است که ترجمه پطرس عام‌پسند از کار درآمده و دقت و امانت در آن مراعات نشده است و در ضبط نام‌ها هم خطاهای بسیاری دیده می‌شود. او مدعی است کاستی‌های کتاب را با همکاری یک روسی‌دان تکمیل و اصلاح کرده است (گلزاری،  «دیباچ‌بر»، صص دوازده-چهارده). با این حال و به رغم ایرادهای مصحح، ‌نثر ترجمه پطرس از نثرهای خوب قاجاری است.

-         در زمینه ترجمه سفرنامه، سیاحتنامه و برخی منابع جغرافیایی از دو مترجم باید یاد کرد که بیش از مترجمان دیگر در عصر ناصری ترجمه کرده‌اند.

میرزا عیسی‌خان گروسی‌(مترجم مخصوص) که از فرانسوی ترجمه می‌کرد. ترجمه‌هایش از این قرار است:

-         سفرنامه آندری ]به آمریکا [ از آندری فرانسوی، ترجمه در 1294 ﻫ.ق.

-         سفرنامه دکتر هارمان ]به هند و چین [ ترجمه در 1297 ﻫ.ق.

-         سفرنامه سوماترا، از وت.

-         سفرنامه شارل ژلیه ]در نقاط مجهول فرانسه [ ترجمه در 1297 ﻫ. ق.

-         سفرنامه شام، از لرته، ترجمه در 1297 و 1309 ﻫ.ق، 2 ج.

-         سفرنامه مادام دیولافوی ]به ایران به قصد کاوش باستان‌شناختی در شوش، در 1301 ﻫ.ق [ ترجمه در 1302 ﻫ.ق.

-         سفرنامه مادام کارلاسِرِنا، ترجمه در 1299 ﻫ.ق.

-         سفرنامه ماژور سرپانپتو]دریانورد پرتغالی به اقیانوس‌های اطلس و هند [ ترجمه در 1298 ﻫ.ق.

-         سفرنامه مونتنگرو، از شارل دیریارت، ترجمه در 1294 ﻫ.ق.

-         سیاحتنامچه یونان، از هانری بل، ترجمه در 1296 ﻫ.ق.

-         شرح شهر طب ] در الجزایر [ مؤلف؟ ترجمه در 1297 ﻫ.ق.

این ترجمه‌ها هم از اوست: سفرنامه سومالی (روال)؛ سفرنامه فیلیپین (ژول)؛

سفرنامه مسیو نمودار؛ سیاحت وگا [به قطب شمال]؛ مسافرت در اندونزی:

علی پسر رضای روزنامه‌نگار. ترجمه‌هایش از این قرار است:

-         سفرنامه آفریقا، از لیوینگستن.

-         سفرنامه چین، از طامسن.

-         سفرنامه چین، از موریس.

-         سفرنامه دالماسی، از شارل ایریارت.

-         سفرنامه لندن، از بلانشارژرلد، ترجمه در 1301 ه.ق.

-         سیاحتنامه اتازونی [آمریکا]، از ولیم حپ ورت دیکسن.

-         سیاحتنامه ایستری [اتریش]، از شارل ایریارت.

-         سیاحتنامه ایطالیا، از فرانسیس وی.

-         سیاحتنامه تونیس، از ربال؛ تیران.

-         سیاحتنامه چین، از شوتسه.

-         سیاحتنامه دریای پاسیفیک، از پاپل.

-         سیاحتنامه سواحل آفریقا، از فلوری دو لانگل.

-         سیاحتنامه یونان، از هانری بل.

-         صحرای آتاکاما و کارکل [در آمریکای جنوبی].

 

 

ترجمه منابع تاریخی

تاریخ در دوره ناصری از دیگر مبحث‌هایی بود که به آن علاقه نشان می‌دادند و کتاب‌های نسبتاً زیادی دراین‌باره به فارسی ترجمه شده است:

-         احمدشاه درّانی، مؤلف؟ ترجمه شیخ رضا اخوی.

-         تاریخ پنجاب، از مولوی سید محمد نصرت علی خان دهلوی، ترجمه سید

حسین پسر سید رضای فارسی (تحصیل‌کرده هند و آشنا با زبان هندی) در 1301 ه.ق از هندی.

-         تاریخ پنج سلطان عثمانی [مکمل تاریخ عثمانی‌ هامر پورگشتال، نگاه کنید به ادامه این فهرست]، مؤلف؟ ترجمه زکی تبری علی‌آبادی مازندری از ترکی استانبولی.

-         تاریخ ترکی [تاریخ عثمانی]، از مصطفی افندی سلانیکی، ترجمه حسن پسر علی در 1282 ه.ق از ترکی استانبولی.

-         تاریخ جنگ مشرق‌زمین [تاریخ و جغرافی عثمانی و صرب]، از آمد لوفر، ترجمه محمدکاظم محلاتی (معروف به کاظم‌خان شیمی، از معلمان دارالفنون) در 1298-1299 ه.ق از فرانسوی، 2 ج.

-         تاریخ جودت [درباره تاریخ عثمانی]، از احمد افندی، ترجمه محمدحسین خویی از ترکی استانبولی در 1274 ه.ق.

-         تاریخ روسیه، مؤلف؟ ترجمه میرزا آبکار ارمنی در 1282 ه.ق از روسی،

-         تاریخ سلاطین روسیه، از سیرقی سالدیف، ترجمه میرزا محمود در 1300 ه.ق از روسی.

-         تاریخ عثمانی/ تاریخ سلاطین آل عثمان، از هامر آلمانی، ترجمه زکی تبری علی‌آبادی مازندری در 1303 و 1307 ه.ق از ترکی استانبولی.

-         تاریخ فردریک ثانی [شاه پروس]، ترجمه محمدحسین قاجار در 1280 ه.ق از فرانسوی.

-         تاریخ فردریک کبیر پادشاه پروس، مؤلف؟ ترجمه عیسی گروسی در 1296 ه.ق.

-         تاریخ قیاصره/ تاریخ روم و قیاصره [تاریخ روم]، از سوئتن ایتالیایی، ترجمه اعتمادالسلطنه در 1295 ه.ق از ترجمه فرانسوی، اصل کتاب به زبان لاتینی است.

-         تاریخ کاشغر، از محمد عاطف بیک، ترجمه محمد عارف در 1304 ه.ق از ترکی استانبولی.

-         تاریخ کامبُج، مؤلف؟ ترجمه زین‌العابدین تفرشی.

-         تاریخ کترینه [تاریخ کاترین ملکه روسیه]، از سفیر فرانسه در دربار روس،

ترجمه‌شده از فرانسوی به ترکی استانبولی، ترجمه سلیمان دُنبُلی در 1271 ه.ق از ترکی استانبولی به فارسی.

-         تاریخ کرید [جزیره کرت]، از حانیوی حسین کامی، ترجمه محمدجعفر قراجه‌داغی در 1294 ه.ق از ترکی استانبولی.

-         تاریخ مختصر پطر و روسیه، مؤلف؟ ترجمه میرزااکبر در 1283 ه.ق.

-         تاریخ مملکت ساووا و پی یِمُن، مؤلف؟ ترجمه علیقلی پسر محمدباقر کاشانی در 1288 ه.ق.

-         تاریخ مملکت ایران و سلطنت سلسله جلیله قاجاریه، از مارخام، ترجمه رحیم پسر حکیم‌الممالک در 1301 ه.ق از انگلیسی.

-         تاریخ ناپلئون چهارم، از لانس دو پن، ترجمه رضای غفاری.

-         تاریخ و جغرافیای سیلان، مؤلف؟ ترجمه سید حسین شیرازی در 1302 ه.ق.

-         ترجمه احوال پرنس کنسر [شرح حال شوهر ملکه ویکتوریا]، از لیوتنان گری، ترجمه علی پسر رضای روزنامه‌نگار از انگلیسی.

-         ترجمه تاریخ مصر، از بارون دو مالرتی، ترجمه آقاخان مهندسی در 1266 ه.ق.

-         ترجمه تاریخ حیات فوبلاس، مؤلف؟ ترجمه علی‌بخش پسر اسکندر در 1296 ه.ق از فرانسوی.

-         ترجمه جغرافیای تاریخی، از آبه گلتیه، ترجمه علی مترجم مخصوص.

-         جنگ ترکستان [خاطرات فتوحات ژنرال اسکوبلف]، ترجمه امان میرزا (سرهنگ قزاقخانه) در 1314 ه.ق از روسی (سفارش ترجمه در عصر ناصری داده شده بود).

-         جنگ سودان [جنگ شورشیان سودانی با مصر و انگلیس]، مؤلف؟ ترجمه علی‌محمد مستوفی در 1308 ه.ق از عربی.

-         شرح احوال پروس، مؤلف؟ ترجمه میرزا حسین سرابی (مترجم دولتی) از فرانسوی.

-         شرح عراق عرب [تاریخ جغرافیای بغداد]، مؤلف؟ ترجمه محمد عارف در 1301 ه.ق از روزنامه‌های استانبول.

-         شرح حال نیکولای اول، مؤلف؟ ترجمه حکیم پولاک نمساوی [دکتر پولاک اتریشی] در 1274 ه.ق از فرانسوی. اصل کتاب به روسی بوده است.

-         شورش هندوستان، مؤلف؟ ترجمه اوانس در 1304 ه.ق.

-         عهدنامه پروس و فرانسه، از ژول فاور، ترجمه میرزا هاراطون در 1288 ه.ق.

-         مراسلات امیر شیرعلی خان با ژنرال کفمان [تاریخ دیپلماسی]، مؤلف؟ ترجمه رحیم پسر حکیم‌الممالک در 1299 ه.ق از انگلیسی.

-         وقایع هندوستان، مؤلف؟ ترجمه میرزا محمود در 1302 ه.ق از انگلیسی.

-         هندوستان و استیلای انگلیس، مؤلف؟ ترجمه اُوانس در 1304 ه.ق.

افزون بر این‌ها، چندین اثر تاریخی در عصر ناصری به فارسی ترجمه و تلفیق شده است. این کتاب‌ها در قالب و به شیوه منابع تاریخی سنتی، مانند حبیب‌السِیَر و روضه‌الصفا و مانند آن‌ها نبودند. می‌توان این آثار را نخستین نمونه‌های تاریخ‌های سبک جدید به شمار آورد که به زبان فارسی راه یافته و تأثیرهایش بعدها و به تدریج آشکار شده است. اهمیت این آثار در این است که شیوه‌ها و دیدگاه‌های تاریخ‌نگاری جدید از راه آن‌ها به خوانندگان فارسی‌زبان انتقال یافته است.

 

ترجمه منابع علمی و فنی

در عصر ناصری به منابع علمی و فنی هم توجه نشان می‌دادند، زیرا به انتقال علم و فن از راه ترجمه و اهمیت و تأثیر آن بر پیشرفت پی برده بودند. دست‌کم پس از تأسیس دارالفنون، شاگردانی که در این مدرسه درس خواندند، بیش از بقیه به علم و فن جدید توجه کردند. نمونه‌هایی از ترجمه منابع علمی و فنی:

-         آسمان [اخترشناسی]، از آمده کیلمن، ترجمه عبدالغفار نجم‌الملک در 1300 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         اسرار وجود [درباره زمین و زمین‌شناسی]، مؤلف؟ ترجمه علی‌بخش میرزای قاجار، ترجمه در 1291 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         تاریخ انکشافات و اختراعات، مؤلف؟ ترجمه منوچهر.

-         ترجمه تحریر اقلیدس، ترجمه محمدمهدی پسر محمدحسن از عربی.

-         ترجمه نقشه بزرگ [اوضاع جغرافیای زمین]، مؤلف؟ ترجمه علی‌بخش میرزای قاجار از فرانسوی.

-         ترکیب و نمو امراض دندان، مؤلف؟ ترجمه علی پسر رضای روزنامه‌نگار در 1293 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         رساله در بیان اشکال صفحه‌ها از عدد اول الی ششم [درباره باستان‌شناسی]، مؤلف؟ ترجمه آنتوان در 1297 ﻫ.ق.

-         فیزیک، مؤلف؟ ترجمه حسام‌الدین طبیب شیرازی در 1301 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         معالجات با آب، مؤلف؟ ترجمه ابراهیم خلیل پسر حاجی در 1308 ﻫ.ق.

ترجمه در زمینه‌های دیگر

در عصر ناصری آثاری در زمینه‌های مختلف ترجمه شده است که به شماری از آن‌ها، موضوع‌ها و نام مترجمانشان اشاره می‌شود:

-         ترجمه عهدنامه حضرت علی به مالک اشتر [دینی-اعتقادی]، ترجمه محمدصادق مروزی وقایع‌نگار از عربی.

-         حرکت افواج [نظامی]، از بهلر، ترجمه محمدکریم فیروزکوهی (از شاگردان دارالفنون که بعدها در سن سیر تحصیل کرد و به درجه سرتیپی رسید) در 1283 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         حقوق بین‌الملل [حقوقی]، مؤلف؟ ترجمه محبعلی منشی یکانلو در 1268-1271 ﻫ.ق از ترکی عثمانی. اصل کتاب به زبان آلمانی بوده است، 2 ج.

-         داستان دخترکی از کردستان [داستان]، نویسنده؟ ترجمه اسماعیل محلاتی از انگلیسی.

-         دوازده شبانه [داستان]، از نویسنده فرانسوی، ترجمه عبدلارحیم طبیب کاشانی در 1293 ﻫ.ق.

-         سرگذشت گراپرل [زنی انگلیسی و کامجو]، ترجمه منوچهر پسر عماالدوله در 1310 ﻫ.ق.

-         سرگذشت مهاجران جزیره لنکلن [داستان]، از ژول ورن، ترجمه علینقی از فرانسوی.

-         شرح حال مادام کامپان [کتابخوانِ ماری آنتوانت]، ترجمه منوچهر پسر عماالدوله در 1313 ﻫ.ق.

-         طبّاخی جدید [درباره غذاهای فرنگی]، مؤلف؟ ترجمه علی‌بخش میرزای قاجار در 1302 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         عکاسی، مؤلف؟ ترجمه محمود در 1301 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         قوانین جنگی [نظامی]، مؤلف؟ ترجمه محمدعلی تبریزی (کاردار سفارت ایران در لندن) در 1280 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         کتاب علم جنگ [نظامی]، مؤلف؟ ترجمه محمدکریم فیروزکوهی در 1299 ﻫ.ق از فرانسوی.

-         کشف‌الاسرار و خسف‌الاشرار [داستان]، از جرج رنلدز، ترجمه سیدحسین صدرالمعالی شیرازی از ترجمه هندی، اصل کتاب به انگلیسی بوده است، در 2 ج.

-         مدخلیت ایران در مسئله شرقی [سیاسی]، از ویچرسکی، ترجمه اُوانس مسیحی در 1306 ﻫ.ق از روسی.

-         مرآت‌الکواکب [اخترشناسی]، از دکتر تولوزان، ترجمه تقی پسر محمدهاشم انصاری کاشانی.

-         منهاج‌العلی [تاریخ و دانش روز اروپا]، به قلم میرزا ابوطالب بهبهانی در 1292 ﻫ.ق که مطالب آن از منابع فرنگی گردآوری و به فارسی ترجمه شده است.

-         مهزم‌الجیوش [نظامی]، از سورهله، ترجمه فتحعلی شیرازی در 1267 ﻫ.ق.

-         نامه یک نفر لهستانی [درباره مسائل شرق و ایران]، از فلیکس ویشرسکی، ترجمه منوچهر پسر عماالدوله در 1302 ﻫ.ق.

-         نمونه میمونه [سیاسی]، به قلم میرزا اسدالله در 1285 ﻫ.ق، مطالب این کتاب از منابع فرنگی گردآوری، ترجمه و تلفیق شده است.

-         وصیت‌نامه فؤاد پاشا [سیاسی]، سفارش نامه صدراعظم تجددخواه عثمانی در عصر تنظیمات، ار دوره‌های اصلاحات در عثمانی، ترجمه از ترکی عثمانی، حدود 1289 ﻫ.ق، مطالب این کتاب با اوضاع آن روز ایران همانندی‌هایی داشت و از این رو با استقبال خوانندگانی روبه‌رو و تأثیرگذار شد.

 

 

دستور زبان و واژه‌نامه

در دوره ناصری چندین دستور زبان برای زبان‌های خارجی، به ویژه زبان فرانسوی و راهنمای زبان‌آموزی و حتی چندین نصاب فرانسوی و انگلیسی به شیوه نصاب عربی (واژه‌نامه منظوم) به قصد آموختن و یادسپاری واژه‌ها و نیز چندین واژه‌نامه دو و چند زبانه تدوین شده است که به صورت خطی در مجموعه نسخه‌های خطی چند کتابخانه، از جمله کتابخانه ملی و مجلس، موجود است. برای نمونه، از دو کتاب زیر یاد می‌شود:

-         فرهنگ انگلیسی و فرانسه و نمسه و فارسی، از کنیاز طهماسب گرجی، تدوین 1312 ه.ق.

-         لغت فرانسه فارسی [معنای واژه‌ها و اصلاحات فرانسوی به فارسی آمده است]، تدوین در دوره ناصری.

 

 

حکمت ناصریه

ترجمه دیگری در عصر ناصری که شاید اشاره‌ای جداگانه به آن لازم باشد همین کتاب است که در 1279 ﻫ.ق در تهران انتشار یافت. این کتاب را امیل برنه، منشی سفارت فرانسه در ایران، با همکاری العاذار رحیم موسایی همدانی، معروف به ملا لاله‌زار، از فرانسوی به فارسی ترجمه کردند. ترجمه این کتاب به تأثیر از فعالیت‌های کنت دُگُبینو (گوبینو) بود که پیش‌تر با سمت وزیر مختار فرانسه چند سالی در تهران به سر می‌برد و با شماری از ایرانیان فرانسوی‌دان و اهل اندیشه نشست‌هایی داشت. گبینو که کتاب سه سال در آسیای او به فارسی ترجمه شده است، مردی دانشمند و اهل پژوهش و نگارش بود؛ البته گرایش‌های نژادپرستانه داشت و فعالیت‌هایش از مکتب فکری و غرض‌های سیاسی‌اش جدا نبود. او چند فصل از کتاب گفتار درباره روش رُنه دکارت را در همان نشست‌ها برای جمع حاضر تقریر می‌کرد و گفته شده است که آن جمع هم از تقریرات او تأثیر می‌گرفتند. از جزئیات مربوط به آن نشست‌ها و تأثیرهای احتمالی بر ایرانیان حاضر در آن نشست‌ها اطلاع دیگری فعلاّ در دست نیست.

 

 

در هر حال، حکمت ناصریه که همان ترجمه کتاب گفتار درباره روش باشد، کتابی از کار درآمده است نامفهوم، پر از جمله‌های بی‌معنا و با نثری بسیار نادلچسب. این ترجمه حتی اگر تحت‌اللفظ محض هم بود، امکان داشت بتوان معناهایی را از میان کلمات خشک و جامد آن بیرون کشید، اما نه عوام چیزی از آن درمی‌یافتند و نه حتی خواص. شاید دور از انصاف نباشد اگر بگوییم هیچ یک از ارزش‌های ترجمه را در این کتاب نمی‌توان یافت، الّا قدمت تجمع عده‌ای در ایران به قصد آشنایی با تفکر جدید اروپایی از طریق کسی که اگر فلسفه خوب نمی‌دانسته، زبان فرانسوی را خوب می‌دانسته است.

 

محمدعلی فروغی بود که بعدها به داد این کتاب رسید و با ترجمه درخشانش، هم کتاب و هم دکارت را در ایران نجات داد و گرنه معلوم نبود ترجمه‌ای که ناصرالدین شاه و اعتضادالسلطنه در مقدمه آن مدح شده‌اند و خود دکارت «حکیم الهی» معرفی شده است، چه سرنوشت دیگری در زبان فارسی می‌یافت.(10)

روزنامه [نشریة] فرهنگ

فرهنگ حاوی ترجمه‌های بسیاری بود و از این رو اشاره به آن لازم است. سلطان مسعود میرزای قاجار (1266-1336 ﻫ.ق)، معروف به ظل‌السلطان، پسر ناصرالدین شاه که حکومت اصفهان به او سپرده شده بود، از طریق خارجیان مقیم ایران با زبان فرانسوی آشنا شد. او به تاریخ و ادبیات علاقه نشان می‌داد. میرزا رضای دکتر که در فرانسه پزشکی خوانده بود، مدتی طبیب خصوصی او بود و زبان فرانسوی هم به او می‌آموخت. ظل‌السلطان در دستگاه خود چند مترجم را به کار گرفت و در اصفهان روزنامه‌ای با نام فرهنگ انتشار داد که از 1296 تا 1308 ﻫ.ق، نزدیک به سیزده سال، تدوام داشت. با اطمینان نمی‌توان گفت که این نام را چه کسی برای نشریه او پیشنهاد داده است. در فرهنگ، گذشته از مطالب تألیفی، مطالبی هم از نشریه‌های فرنگی انتخاب، ترجمه و در آن درج می‌شد. فرهنگ با نشریه‌های فارسی‌زبان چاپ خارج ارتباط مطبوعاتی داشت. شماری از نویسندگان و مترجمان مقیم شهرهای مختلف ایران و خارج از ایران با آن همکاری داشتند. در ترجمه مقاله و خبر، به سبب نیاز به برابرهای فارسی مناسب، نمونه‌هایی از واژه‌گزینی و واژه‌سازی هم دیده می‌شود که جای بررسی مستقل دارد. محمدتقی کاشانی حکیم و میرزا محمودخان افشار کنگاوری از جمله مترجمان در دستگاه ظل‌السلطان بودند.

 

دیباچه - بخش اول کتاب تاریخ ترجمه در ایران از دوران باستان تا پایان عصر قاجار

 

ادامه دیباچه تاریخ ترجمه در ایران

 

 

ترجمه در ایران باستان - عصر پیش از مادها و عصر مادها

 

 

ترجمه در عصر هخامنشیان

 

 

کتیبه‌ی بیستون و ترجمه ی آن

 

 

وضع مبهم ترجمه در عصر سلوکیان

 

 

ترجمه در عصر اشکانیان

 

 

زمینه‌های تاریخی در عصر ساسانیان

 

 

کتیبه‌های ساسانی

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: مراکز علمی

 

 

دیگر مرکزهای علمی در عصر ساسانیان

 

 

نقش نسطوریان

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی آثاری ماندگار (ترجمه‌ی اوستا )

 

 

زند و پازند

 

 

ترجمه‌ی کلیله و دمنه به فارسی میانه

 

 

هزار و یک شب

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی چند شاهکار ادبی

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی چند شاهکار ادبی (بلوهر و بوذاسف، سندباد نامه، طوطی‌نامه، بختیارنامه)

 

 

ترجمه در ایران پس از اسلام (از سده‌های نخستین تا پایان عصر زندیه)

 

 

تحولی بزرگ در ترجمه به فارسی: ترجمه‌های قرآن

 

 

ترجمه در سده‌های سوم و چهارم هـ.. ق

 

 

ادامه ترجمه در سده‌های سوم و چهارم هـ.. ق

 

 

ترجمه در سده‌‌های پنجم و ششم هـ. ق (1)

 

 

قسمت دوم ترجمه در سده‌های پنجم و ششم

 

 

ترجمه‌ی سده‌ی هفتم هـ.ق

 

 

 

ترجمه در عصر مغولان، ایلخانیان، تیموریان

 

ترجمه در عصر صفوی 

 

ترجمه فارسی در شبه قاره هند  

 

ترجمه‌ در دوره افشاریه و زندیه

 

عباس میرزا و ترجمه 

 

ترجمه در عصر محمد شاه قاجار 

 

ترجمه در عصر ناصری (1)

 

ترجمه در عصر ناصری (2)   

 

ترجمه در عصر ناصری (3)

 

ترجمه در عصر ناصری (4)

 

تحولی در ترجمه و در نثر فارسی

 

 

ترجمه در چند زمینه در عصر ناصری

 

ترجمه در عصر مطفری و مشروطیت

 

محمد علی فروغی : فصلی تازه در ترجمه

 

نوشته شده در تاریخ 1396/7/16