مرکز خدمات تهران ترجمه
 

تحولی در ترجمه و در نثر فارسی


تحولی در ترجمه و در نثر فارسی:

میرزاحبیب اصفهانی

پیش از هر چیز در نظر داشته باشیم که بسیاری از اطلاعات درباره میرزاحبیب اصفهانی نتیجه مطالعات جدید است. سال‌های سال او در پس پرده ابهام پنهان بود و آثارش را، حتی در بعضی منابع مرجع معتبر، به دیگران، از جمله به شیخ احمد روحی و میرزاآقاخان کرمانی، نسبت می‌دادند. با تحقیقات و دقت‌ورزی‌های چند تن از پژوهشگران ایرانی، غبار ابهام از چهره‌اش سترده شود، اگرچه هنوز هم بخش‌هایی از زندگی و فعالیت‌های این هنرور با استعداد و تیزبین ‌که اخیراً عده‌ای کوشیده‌اند نام جاافتاده او را تغییر دهند. همچنان ناشناخته است.

 

 

شمه‌ای از زندگی و فعالیت‌ها

در 1251 ﻫ.ق در روستای بِن به دنیا آمد که حالا شهرکرد گسترش یافته دارد آن را در خود می‌بلعد. بِن در آن زمان از توابعِ اصفهان به شمار می‌آمد. تخلص میرزاحبیب در شعر «دستان» بود. عده‌ای اخیراً نام او را در بعضی نوشته‌‌ها «میرزا حبیبِ دستانِ‌ بنی» ضبط کرده‌اند که این ضبط با اعتراض هم روبه‌رو شده است.

تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش به پایان برد و گویا برای ادامه تحصیل به تهران و بغداد سفر کرد و حدود چهار سال در بغداد درس خواند و همان‌جا با معارف متداول سنتی، زبان عربی و یکی دو زبان فرنگی آشنا شد. اطلاعات درباره زندگی او در این دوره که در منابع مختلف تکرار شده، بسیار اندک است.

 

 

میرزاحبیب در این شهر با ایرانیان فراری و محفل‌‌های دگراندیشان آمد و شد داشته است. پس از بازگشت به ایران، با دگراندیشان در تهران، به ویژه با میرزا ملکم‌خان، نشست و برخاست داشته و پس از مدتی از سوی مقامات حکومتی به «لامذهبی، دهری‌گری، بی‌دینی» متهم شده و به اتهام نوشتن کتابچه‌ای در مذمت و هجو محمدخان سپهسالار، صدراعظم وقت، تحت تعقیب قرار گرفته، یا نفی بلد، یا مجبور به فرار از ایران شده است.

میرزا حبیب به عثمانی پناه برده و از این جا به بعد در منابع عثمانی مطالبی درباره او آمده است که به نظر درست نمی‌آید و آزمودن درستی آن‌ها به تحقیق نیاز دارد. به هر حال، میرزا حبیب حدود سی‌سال بازمانده عمرش را در استانبول گذراند و از راه‌های مختلف، ‌از جمله از راه تدریس و قلم‌زدن، ‌امرار معاش کرد. شاهکارها و آثار مهمش همگی محصول اقامت سی‌ساله او در همان شهر است، شهری که شماری از ایرانیان دگراندیش و مخالف حکومت استبدادی ایران در آن به سر می‌بردند و محفل‌های هم‌اندیشی و فعالیت‌های مطبوعاتی داشتند. شیخ احمد روحی از همنشینان و میرزاآقاخان کرمانی مدتی درخانه او بود و میان آن‌ها همکاری قلمی نزدیکی برقرار شد.

میرزاحبیب را باید در صف نخست پیشگامان تحول و تجددخواهی و از چهره‌های چندوجهی به شمار آورد. او ادیب، دستوری، نثرنویس چیره‌دست، از پیشگامان تحول در نثر فارسی، شاعر، پژوهشگر، مصحح، منتقد اجتماعی- سیاسی، طنزپرداز، هزل و هجونویس و به طور کلی هنرمندی سنت‌شکن، بی‌پروا و نواندیش در عرصه زبان بود. پدیدآورنده آثار بسیاری است که شماری از آن‌ها هنوز چاپ نشده است و احتمال می‌رود نوشته‌هایی از وی ناشناخته مانده باشد. دیوان غزلیات و هجویاتش، به خط خودش، به سبب بی‌پروایی در کلام و بیان به صورت خطی باقی مانده است. به زبان ترکی عثمانی هم کتاب نوشته است. دیوان اطعمه، دیوان البسه، منتخبات عبید زاکانی و منتخبات گلستان سعدی از آثاری است که او دستچین و تصحیح کرده است.

شعرهایش را درجه یک ندانسته‌اند، اما تسلط او بر فنون، صنایع و ظرایف شعری نادیده گرفته نشده است. توانایی او در طنزپردازی به شیوه عبیدزاکانی و کاربرد واژگان و اصطلاح‌های عامیانه که نشان‌دهنده تسلط او به فرهنگ عامه است، بارز است. به اصطلاح‌های گم‌شده، فراموش‌شده، کم استعمال و مهجور توجه و علاقه داشت و آن‌ها را می‌جست و در نوشته‌اش به کار می‌برد. به دقت معلوم نیست او این ویژگی‌های بی‌مانند و کم‌مانند را که به برخی کارهایش رنگ نوآورانه‌ای بخشیده است، چگونه کسب کرده است. او در چند زمینه چند گام جلوتر از زمان خود بود.

میرزا حبیب را نخستین دستورنویس فارسی دانسته‌‌اند، کسی که قاعده‌های زبان فارسی را از عربی جدا و اصول و قاعده‌‌های مستقل این زبان را شناسایی، تنظیم و مدون کرد. چون با چند زبان آشنا بود، از شیوه‌های دستور زبان‌های اروپایی الهام گرفت و از آن‌ها هم استفاده کرد. کتاب دستور سخن (استانبول، 1289 ﻫ.ق) و ویراست کوتاه شده آن با نام دبستان سخن‌(استانبول، 1308 ﻫ.ق) نوشته‌های پیشگامانه او در زمینه دستور زبان فارسی است. این آثار تا سال‌های سال در ایران ناشناخته بود.

میرزاحبیب و ترجمه

او با سه عنوان ترجمه، مهم‌ترین فعالیتش در زمینه ترجمه، به پیشاهنگ تحول ترجمه ادبی جدید در زبان فارسی تبدیل شد؛ البته گذشته از این سه، ترجمه‌های دیگری هم دارد. این سه از این قرارند:

1.       حاجی بابای اصفهانی، این سه از این قرارند:

2.       ژیل بلاس، نوشته لُساژ فرانسوی؛

3.       مردم گریز/گزارش مردم گریز، نوشته مولیر. ترجمه منظوم میرزاحبیب.

هر سه اثر به گونه‌ای آشکار انتقادی است و خوانندگان آن‌ها می‌توانستند نقد سیاسی- اجتماعی را از آن‌ها احساس کنند. زبان ترجمه در هر سه یکسان نیست، اما ویژگی‌های نوآورانه و دگراندیشانه در آن‌ها آشکار است. از این گذشته، مردم‌گریز در 1286 ﻫ.ق به فارسی ترجمه شده است و بررسی‌های کتاب‌شناختی می‌تواند نشان دهد که این نمایشنامه آیا اولین نمایشنامه ترجمه‌شده به فارسی است، یا از نخستین ترجمه‌ها در این زمینه به شمار می‌آید؟

حاجی بابای اصفهانی، نیز معروف به: سرگذشت حاجی بابا و سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، نوشته جیمز جاستین موریر (1780-1849 م) انگلیسی، در ایران معروف به جیمز موریه. او از اعضای سفارت انگلیس در ایران بود و شش سال در ایران به سر برد. در کنار مأموریت‌های سیاسی‌اش به مشاهدات جامعه‌شناختی و مردم‌شناختی پرداخت، در احوال و اقوال اطرافیان دقیق شد و مانند نقاشی که از آنچه می‌بیند طرح برمی‌دارد، دیده‌ها و شنیده‌هایش را به خاطر سپرد یا از آن‌ها یادداشت برداشت. اطلاعات گسترده‌ای درباره ایران گرد آورد و با استفاده از مشاهدات و اطلاعاتش، انتقادی سیاسی- اجتماعی را در قالب حکایتی همراه با طنز و هزل و هجو ریخت، آن را پرداخت و در 1842 م/1258 ﻫ.ق، در دوره فتحعلی‌شاه، با عنوان The Adventures of Hajji Baba of Isphahan ]ماجراهای حاجی بابای اصفهانی [ در لندن انتشار داد. کتاب، سرگذشت مردی اصفهانی است که در سفر زیارتی به مشهد اسیر ترکمانان می‌شود، اما به ترفندی از چنگ آنان می‌گریزد. سپس به شهر و دیارهای مختلف سفر می‌کند، پیشه‌های گوناگون در پیش می‌گیرد، با مردم از قشرهای مختلف درمی‌آمیزد، به اعماق جامعه می‌رود، از زوایای پنهان جامعه پرده برمی‌گیرد و ضمن وصف این‌ها، فساد، تباهی، ‌دروغ، ‌ریا، ‌نیرنگ، ‌دسیسه، تنزل اخلاقی جامعه و نیز معایب سیاستمداران و حاکمان دولت و دستگاه دیوانی را به باد طنز و ریشخند و استهزا می‌گیرد، به احدی رحم نمی‌کند و از هیچ نیش، طعنه و کنایه‌ای در حق هیچ کس فرو نمی‌گذارد. خلاصه آن‌که هیچ جنبه‌ای از جامعه آن روز ایران از حمله‌های بنیاد برافکن قلم او در امان نمی‌ماند.‌

درباره نیت موریه از نوشتن این کتاب بحث‌های فراوانی شده و فرضیه‌‌های مختلفی به میان آمده است، اما واقعیت این است که ما به هیچ طریقی نمی‌توانیم به نیت اصلی او پی ببریم. او هر قصد و غرضی داشته، حاصل کارش در ایران و از راه ترجمه آن به فارسی تأثیر گذاشته است، نه از راه زبان انگلیسی و در قلمرو داستان‌های قلاشانه (پیکارسک) ی سده نوزدهم میلادی. از این گذشته، تأثیر این کتاب به حدی بوده که عده‌ای این گمان را پذیرفته‌اند که نویسنده اصلی داستان، ایرانی کاملاً آشنا با جامعه خود بوده و نوشته‌اش به طریقی به دست موریه افتاده و او از آن استفاده یا سوءاستفاده کرده است.

جدا از این گمانه‌زنی‌ها، نوشته موریه، یا به نظر آنان منسوب به موریه، به زیباترین، شیواترین و هنرمندانه‌ترین بیان ممکن در زمان خود به فارسی برگردانده شده است. همین ترجمه به دست آزادی‌خواهان، مخالفان استبداد سیاسی و فساد اجتماعی و اخلاقی، گروه‌های ضد دولت وقت، دگراندیشان و روشنفگران افتاد و آن‌ها از آن به سان حربة‌کوبنده‌ای به هر طریق که می‌توانستند بر ضد حکومت و اوضاع و احوال جاری استفاده کردند و داغ دل را از زبان یک فرنگی بیان کردند. هماوازی مترجم، مروّجان و خوانندگان کتاب هم در عمل نشان داد که جامعه باسواد و منتقد، پیام کتاب را به خوبی دریافت کرده بود. دریافت این پیام به همان صورتی که رخ داه بود، شاید همان نیت اصلی نویسنده بوده باشد.

میرزا حبیب اصفهانی سال‌ها بعد، شاید در 1303 ﻫ.ق، نزدیک به نیم قرن پس از انتشار متن اصلی حاجی بابا، ترجمه آن را از ترجمه فرانسوی، نه از اصل انگلیسی، به پایان برد. او با زبان انگلیسی آشنایی داشت، اما با توجه به هدفش از ترجمه و شیوه آزاد و نسبتاً آزادی که در ترجمه بخش‌هایی از کتاب برگزید، تسلط بیشترش به ظرایف زبان فرانسوی به مقصود او بهتر کمک می‌کرد. استاد کریم امامی که ترجمه میرزا حبیب را با اصل انگلیسی و ترجمه فرانسوی آن مقابله و در شگردهای ترجمه میرزا حبیب دقت‌ورزی بسیاری کرده است، بر این نظر است که ترجمه فرانسوی به متن اصلی بسیار نزدیک است و میرزاحبیب که ترجمه فرانسوی را پایه کار قرار داده، به لفظ وفادار نمانده، اما به روح کتاب وفادار مانده است. بنا به موقعیت‌های داستانی، به بازنگری دست‌زده و در نتیجه بسیاری از قسمت‌ها را از متن اصلی که به انگلیسی است، گویاتر و شیواتر از کار درآورده است.

در ترجمه فارسی بنا به موقعیت شعرهایی گنجانیده شده است که بیشتر سروده خود اوست. میرزا حبیب در متن هم تصرف کرده و نکته‌هایی به آن افزوده است. می‌توان این نکته‌ها را در چهار دسته کلی جای داد:

1.       نکته‌های سیاسی؛

2.       نکته‌های انتقادی، بیشتر انتقاد از عوام‌فریبی؛

3.       انتقاد از خرافه و خرافه‌پرستی؛

4.       نکته‌های ادبی. شمار نکته‌های دسته چهارم زیاد نیست.

میرزاحبیب شماری واژه، اصطلاح، ‌عبارت و ترکیب را از زبان محاوره‌ای مردم عادی کوچه و بازار برگرفت. از میان ضرب‌المثل‌های رایج، بهترین، بجاترین و گویاترین را برگزید. از هنرهای کلامی در زمینه سجع‌سازی، قافیه‌بندی و موزون‌تراشی با تسلط کامل استفاده کرد. ترکیب‌های فراوان، کم‌نظیر و بی‌مانندی به کار برد و همه این‌ها را با نثری در ترجمه به کار بست که به اتفاق‌نظر ادبیات سخن‌سنج، از دیدگاه استواری و شیوایی نثر فارسی، زیبایی، سادگی، طراوت، خوش‌آهنگی بیان، پویایی، قدرت بیان مقصود و رسانیدن پیام با حداکثر توان انتقال و حداکثر هنرمندی در ادای مقصود، در شمار نثرهای خلاقانه و طراز اول زبان فارسی جای می‌گیرد.

مجموع این ویژگی‌ها در ترجمه حاجی‌بابای اصفهانی سبب شد که هم فصل تازه‌ای در تاریخ ترجمه در ایران و ترجمه جدید منابع فرنگی به فارسی گشوده شود، هم شیوه تازه‌ای در ترجمه ادبی و آفرینشگرانه به کار بیاید که همانا شیوه پایبندی به روح اصلی اثر و انطباق دادن ترجمه با توان ادبی- هنری در زبان مقصد و مخاطبان و کاربرد در زمان و مکان است و هم تحولی در نثر ترجمه و نگارش به زبان فارسی به بار بنشیند. مجموع این ویژگی‌هاست که تبار نثر ادبی فارسی کنونی را به نثر میرزاحبیب، یا به نثر چند صاحب قلم اندک‌شمار و دگراندیش می‌‌رساند که با هر محاسبه‌ای، میرزاحبیب از سرآمدان آن‌ها به شمار می‌آید. حتی اگر هر کدام از ویژگی‌های بالا را به تنهایی در نظر بگیریم، باز هم در جایگاه میرزاحبیب در تاریخ ترجمه به زبان فارسی و تاریخ ادبیات معاصر ایران تغییری رخ نخواهد داد.

از ترجمه حاجی‌بابا چند نسخه تهیه شد که یکی از آن‌ها به خط خود میرزاحبیب بود. این نسخه در کتابخانه دانشگاه استانبول محفوظ مانده بود و بعدها استاد مجتبی مینوی آن را بازشناسی کرد. بقیه نسخه‌ها، همگی خطی که قطعاً به دلایل سیاسی نام مترجم روی هیچ‌کدام از این نسخه‌ها نبود، به دست افراد مختلف در نقاط مختلف رسیده بود. نسخه‌ای بدون نام مترجم که جزو کتاب‌های شیخ احمد روحی بود، به کرمان رسیده بود. این نسخه را افسری انگلیسی در 1905 م در کلکته چاپ کرد و مترجم آن را شیخ احمد روحی پنداشت. خطای او به منابع دیگر، به نوشته ادوارد براون، حتی به منابع مرجع راه یافت و موجب سوء‌تفاهم شد؛ ترجمه حاجی‌بابا را حتی به مترجمان دیگری، از جمله به میرزاآقاخان کرمانی، نسبت دادند. انتشارات پروین در تهران، در 1320 ﻫ.ش، ترجمه میرزاحبیب را به نام شیخ احمد روحی انتشار داد. همین ترجمه دو بار دیگر در سال‌های بعد در تهران و اصفهان (در اصفهان به نام احمدتارخ) منتشر شد. اما سرانجام کشف نامه‌ای از شیخ احمد روحی در انگلستان، اشاره‌ای در سفرنامه حاجی پیرزاده، بررسی‌ها و دقت‌ورزی‌های محمدعلی جمالزاده، مجتبی مینوی، ‌ایرج افشار، ‌سعید نفیسی و در جستجویی مستقل و درعین‌حال بی‌اطلاع از این کوشش‌ها و سابقه‌ها از سوی حسن کامشاد در انگلستان، زمانی او که مشغول نوشتن پایان‌نامه دکتری‌اش بود، موجب شد که پس از سال‌ها غفلت، ‌حق و سهم میرزا حبیب بازشناسی و درست و بجا ادا شود.

حاجی‌بابای اصفهانی ترجمه‌‌های دیگری هم به فارسی داد. یکی از‌ آن‌ها به قلم میرزااسدلله شوکت‌الوزاره است که در 1905 م/1323 ﻫ.ق با نام سوانح عمری حاجی بابای عجم اصفهانی در بمبئی منتشر شده است. مترجم، این کتاب را از متن انگلیسی برگردانده و با فارسی رایج در میان ایرانیان مقیم هند تحریر کرده است. این ترجمه از هیچ یک از ارزش‌های ترجمه برخوردار نیست.

در سال‌های اخیر بر حسب تصادف بخشی از ترجمه حاجی‌بابا به قلم اعتمادالسلطنه به دست آمده که در‌ آن ارزش‌های ترجمه‌ای دیده شده و ویراستار این ترجمه نقاص به اصطلاح امروزی، میرزامحمد حسین فروغی بوده است. نسخه به دست آمده هم به خط فروغی است. با این حال تا ترجمه اعتمادالسلطنه با دقت با متن و با ترجمه میرزاحبیب مقایسه نشود، نمی‌توان درباره جایگاه آن نظری داد که از دقت کافی برخوردار باشد.

ژیل بِلاس. این کتاب را آلن رنه‌لُساژ (1668-1745 م)، داستان و نمایشنامه‌نویس فرانسوی، به اسلوب داستان‌های قلاشانه (پیکارسک) نوشته است (1715-1735 م)، کتابی پرماجرا، پر حادثه، در آمیخته با نکته‌های بدیع و لطیف و اثری پرکشش و بسیار خواندنی. ارزش ادبی این اثر را همتراز شاهکارهای ادبی فرانسه در آن سده‌ها دانسته‌اند. ترجمه این کتاب را هم به خطا به شیخ احمد روحی، محسن‌خان مشیرالدوله و دکتر محمدخان کُفری کرمانشاهی نسبت می‌دادند؛ حتی این خطا به اثر دقیقی چون دایره‌المعارف فارسی هم راه یافت ‌(برای این خطا، نگاه کنید به زیر مدل «لوساژ» در همین دایره‌المعارف، ج 2، ص 2521). سال‌ها طول کشید تا نادرستی این انتساب ثابت شد.

نسخه خطی ژیل بلاس به خط میرزاآقاخان کرمانی در کتابخانه دانشگاه استانبول موجود است. استاد مجتبی مینوی این نسخه را دید و یادآور شد که ترجمه منسوب به دکتر محمدخان کُفری کرمانشاهی، متن چاپ شده بدون تصرف همین نسخه است. نسخه دیگری از ترجمه ژیل بلاس در کرمان پیدا شد. احتمال می‌دهند جزو بازمانده کتابخانه میرزاآقاخان کرمانی بوده باشد که به کرمان انتقال یافته بود. استاد هما ناطق، به نقل از استاد ابراهیم باستانی پاریزی، به برخی اصطلاحات خاص کرمانی در این ترجمه اشاره می‌کند. کاربرد این اصطلاح‌ها به این فرضیه قوت می‌بخشد که میرزاآقاخان کرمانی در ترجمه ژیل بلاس با میرزا حبیب اصفهانی همکاری داشته است. احتمال زیادی دارد که میرزا حبیب با همان نگاه سیاسی- اجتماعی که حاجی‌بابا را برای ترجمه برگزید، این کتاب را هم برای ترجمه انتخاب کرده باشد. در هر حال، ویژگی‌هایی که به طور کلی در نثر ترجمه میرزا حبیب هست، در این کتاب هم دیده می‌شود.

گزارش مردم‌گریز، نمایشنامه‌ای از مولیر که در فصل بعد درباره نمایشنامه‌ها به آن اشاره خواهد شد. در این‌جا اجمالاً فقط به این نکته اشاره می‌شود که ترجمه این نمایشنامه ظاهراً از هر نظر موافق ذوق میرزاحبیب بود، زیرا به او مجال می‌داد تا همه استعدادهای زبانی و هنرهای کلامی و نیش و نوش‌های شیطنت‌آمیزش را در ترجمه این کتاب به نمایش بگذارد (نگاه کنید به فصل بیست و هفتم).

ترجمه میرزا حبیب از عربی

میرزا حبیب کتاب غرائب عوائد ملل را از عربی به فارسی برگردانده است. اصل کتاب را مترجمی مصری از فرانسوی به عربی ترجمه کرده بود. میرزا حبیب ترجمه عربی را به فارسی برگرداند و در 1303 ﻫ.ق در استانبول به چاپ رساند.

در این کتاب، عادات و رسوم و اخلاق ملت‌های مختلف اروپا وصف شده و میرزا حبیب به قصد آشنا ساختن فارسی‌زبانان با ویژگی‌های اقوام مختلف اروپایی آن را ترجمه کرده است. ارزش این ترجمه در نثر میرزاحبیب و به نظر استاد جمشید ملک‌پور، در این است که نخستین اثری به شمار می‌آید که ایرانیان را با نمایش جدید غربی آشنا کرده است.

 

دیباچه - بخش اول کتاب تاریخ ترجمه در ایران از دوران باستان تا پایان عصر قاجار

 

ادامه دیباچه تاریخ ترجمه در ایران

 

 

ترجمه در ایران باستان - عصر پیش از مادها و عصر مادها

 

 

ترجمه در عصر هخامنشیان

 

 

کتیبه‌ی بیستون و ترجمه ی آن

 

 

وضع مبهم ترجمه در عصر سلوکیان

 

 

ترجمه در عصر اشکانیان

 

 

زمینه‌های تاریخی در عصر ساسانیان

 

 

کتیبه‌های ساسانی

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: مراکز علمی

 

 

دیگر مرکزهای علمی در عصر ساسانیان

 

 

نقش نسطوریان

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی آثاری ماندگار (ترجمه‌ی اوستا )

 

 

زند و پازند

 

 

ترجمه‌ی کلیله و دمنه به فارسی میانه

 

 

هزار و یک شب

 

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی چند شاهکار ادبی

 

ترجمه در عصر ساسانیان: ترجمه‌ی چند شاهکار ادبی (بلوهر و بوذاسف، سندباد نامه، طوطی‌نامه، بختیارنامه)

 

 

ترجمه در ایران پس از اسلام (از سده‌های نخستین تا پایان عصر زندیه)

 

 

تحولی بزرگ در ترجمه به فارسی: ترجمه‌های قرآن

 

 

ترجمه در سده‌های سوم و چهارم هـ.. ق

 

 

ادامه ترجمه در سده‌های سوم و چهارم هـ.. ق

 

 

ترجمه در سده‌‌های پنجم و ششم هـ. ق (1)

 

 

قسمت دوم ترجمه در سده‌های پنجم و ششم

 

 

ترجمه‌ی سده‌ی هفتم هـ.ق

 

 

 

ترجمه در عصر مغولان، ایلخانیان، تیموریان

 

ترجمه در عصر صفوی 

 

ترجمه فارسی در شبه قاره هند  

 

ترجمه‌ در دوره افشاریه و زندیه

 

عباس میرزا و ترجمه 

 

ترجمه در عصر محمد شاه قاجار 

 

ترجمه در عصر ناصری (1)

 

ترجمه در عصر ناصری (2)   

 

ترجمه در عصر ناصری (3)

 

ترجمه در عصر ناصری (4)

 

تحولی در ترجمه و در نثر فارسی

 

ترجمه در چند زمینه در عصر ناصری

 

ترجمه در عصر مطفری و مشروطیت

 

محمد علی فروغی : فصلی تازه در ترجمه

 

نوشته شده در تاریخ 1396/7/15